احكام‌ روابط‌ دختر و پسر



     2-ازدواج‌ موقت‌

     ازدواج‌ موقت‌ كه‌ گزينه‌اي‌ در مقابل‌ ارتباط‌ نامشروع‌ است‌ نه‌ رقيبي‌ براي‌ازدواج‌ دائم‌،هم‌ براساس‌ عقل‌ مورد تأييد است‌ زيرا عقل‌ مي‌گويد متعه‌باعث‌ حفظ‌ عفت‌ وپاكدامني‌ فرد وجامعه‌ مي‌شود.

وهم‌ براساس‌ طبيعت‌ مورد قبول‌ است‌ زيراازدواج‌ موقت‌ رفع‌ كننده‌ يكي‌ ازنيازهاي‌ طبيعي‌ انسان‌ است‌.

و هم‌ براساس‌ شرع‌ حلال‌ است‌ وثوابهاي‌ زيادي‌ برآن‌ مترتب‌ شده‌ است‌.

ازدواج‌ موقت‌ ريشه‌ دراسلام‌ دارد ودرزمان‌ رسول‌ خدا هم‌ بوده‌ است‌.

     روزي‌ عبدالله بن‌ زبير به‌ ابن‌ عباس‌ گفت‌ اگر ازدواج‌ موقت‌ كني‌ برتو حدزنا مي‌زنم‌!ابن‌ عباس‌ گفت‌ اگر مي‌خواهي‌ حلال‌ وحرام‌ بودن‌ صيغه‌ را بداني‌برو از مادرت‌ بپرس‌!

     زيرا زبير پدر عبدالله خانمي‌ بنام‌ اسماء را صيغه‌ كرد وعبدالله محصول‌اين‌ ازدواج‌ موقت‌ بوده‌ است‌!

     متأسفانه‌ خليفه‌ دوم‌ ازدواج‌ موقت‌ را ممنوع‌ كرد واين‌ ممنوعيت‌ تاكنون‌در بين‌ مسلمين‌ وجود داشته‌ ودارد.

     روزي‌ عمر برمنبر رفت‌ وگفت‌:اي‌ مردم‌!سه‌ چيز در زمان‌ رسولخدا حلال‌بود كه‌ من‌ آنها را حرام‌ مي‌كنم‌ وانجام‌ دهندة‌ آنها را مجازات‌مي‌نمايم‌!ازدواج‌ موقت‌ ومتعه‌ حج‌ وگفتن‌ «حي‌ علي‌خيرالعمل‌»»

«امام‌ علي‌(ع‌)فرمود:اگر عمربن‌ خطاب‌  ازدواج‌ موقت‌ را ممنوع‌ نمي‌كردهيچ‌ كسي‌ زنا نمي‌نمود مگر آدم‌ شقي‌ وبدبخت‌!»

«امام‌ صادق‌(ع‌)فرمود:خداوند شراب‌ و هر نوع‌ مست‌ كننده‌اي‌ را براي‌شيعيان‌ ما حرام‌ نمود ودر عوض‌ متعه‌ را براي‌ شيعيان‌ حلال‌ نموده‌است‌.

«امام‌ علي‌(ع‌)فرمود:هر كه‌ متعه‌ را بد بداند،فرشتگان‌ تا قيامت‌ او را لعنت‌كنند.»

متعه‌ معقول‌ است‌ ومشروع‌ وحسن‌يُسر وتطهيري‌ است‌ بهر مرد وزن‌

ابتدا بايد كه‌ قبح‌ متعه‌ رامرتفع‌ سازند مردان‌ خدا

چون‌ كه‌ رفعش‌ رافع‌ آلودگي‌ است‌دافع‌ خوف‌ است‌ وناآسودگيست‌

اشكالات‌ به‌ جواز صيغه‌

اشكال‌ اول‌:بعضي‌ اشكال‌ مي‌كنند كه‌ پس‌ چه‌ فرقي‌ بين‌ صيغه‌ وزنااست‌؟در جواب‌ بايد بگوئيم‌:

1-همان‌ خدائي‌ كه‌ ازدواج‌ دائم‌ را حلال‌ كرده‌ است‌،صيغه‌ را هم‌ حلال‌نموده‌ است‌.و همان‌ كسيكه‌ زنا را حرام‌ كرده‌،متعه‌ را حلال‌ نموده‌ است‌.

2-تا كنون‌ هزاران‌ عالم‌ شيعه‌ كه‌ هم‌ عقلشان‌ وهم‌ تدين‌ آنها از من‌ وشمابيشتر است‌ فتوا به‌ حلال‌ بودن‌ صيغه‌ داده‌اند.

3-صيغه‌ در مقابل‌ ازدواج‌ دائم‌ نيست‌.بلكه‌ صيغه‌ در مقابل‌ ارتباط‌ نامشروع‌است‌.وقتي‌ فلان‌ دختر  مي‌گويد كه‌ من‌ با فلان‌ پسر ارتباط‌ دارم‌ ومادرم‌ هم‌خبر دارد و راضي‌ است‌،چرا اين‌ ارتباط‌ نامشروع‌ را تبديل‌ به‌ ارتباط‌ مشروع‌وقانوني‌ نكنند؟جواناني‌ كه‌ بعللي‌ نمي‌توانند ازدواج‌ دائم‌ كنند در جامعه‌كنوني‌ چه‌ بايد بكنند؟اسلام‌ عزيز براي‌ اين‌ افراد راه‌ صيغه‌ را تجويز نموده‌است‌.

4-احكام‌ دين‌ را نمي‌توان‌ با عقل‌ بشري‌ سنجيده‌ وهرچه‌ را كه‌ عقل‌ درك‌نكرد كنار زد.زيرا احكام‌ دين‌ بوسيله‌ وحي‌ بر پيامبر نازل‌ شده‌ است‌.ولي‌ اين‌مطلب‌ واضح‌ است‌ كه‌ در طول‌ تاريخ‌ بشريت‌ هركسي‌ به‌ احكام‌ دين‌ عمل‌نموده‌ است‌ سعادتمند شده‌ وزندگي‌  سالم‌ وزيبائي‌ داشته‌ است‌ وبر عكس‌،كساني‌ كه‌ به‌ احكام‌ دين‌ عمل‌ نكرده‌ وبا ديده‌ استهزاء به‌ آن‌ نگاه‌ نموده‌اندزندگي‌ سالمي‌ نداشته‌ و در زندگي‌ دچار ناهنجاريهاي‌ فراواني‌ شده‌اند نمونه‌آن‌ زندانهايي‌ كه‌ پر از افراد كلاهبردار،قاچاقچي‌،فاسدلاخلاق‌و...غيره‌است‌.

5-اگر كسي‌ مي‌خواهد تفاوتهاي‌ صيغه‌ با زنا را از ديدگاه‌ عقل‌ وبه‌ صورت‌فنّي‌ متوجه‌ شود به‌ كتاب‌ ازدواج‌ آقاي‌ دكتر سيد رضا پاك‌ نژاد مراجعه‌ كندكه‌ ايشان‌ نزديك‌ به‌ سي‌ فرق‌ براي‌ اين‌ دو نوشته‌اند.

 

اشكال‌ دوم‌:

     بعضي‌ از افراد وقتي‌ حكمي‌ از احكام‌ دين‌ را مي‌شنوند مي‌گويند:اينهاديگه‌ قديمي‌ شده‌!اينها مال‌ 1400سال‌ قبله‌!الان‌ عصر كامپيوتره‌!دنيامتمدن‌ شده‌ وبايد جديد فكر كرد!

در جواب‌ بايد از اين‌ افراد پرسيد:آيا هر چيزي‌ كه‌ قديمي‌ شد بايد آن‌ را رهانمود وديگر بدرد نمي‌خورد؟اگر جواب‌ مثبت‌ است‌ :

پس‌ بايد گفت‌ :

                   چون‌ در زمان‌ قديم‌ مردم‌ با دهان‌ غذا مي‌خوردند بايد الان‌جور ديگري‌ غذا بخورند!

                   چون‌ در زمان‌ قديم‌ مردم‌متكا را زير سر مي‌گذاشتند پس‌ بايدالان‌ متكا را زير پا بگذارند!

                   چون‌ در زمان‌ قديم‌ مردم‌روي‌ دوپا را مي‌رفتند الان‌ بايد با سرراه‌ بروند!

                   چون‌ در زمان‌ قديم‌ مردم‌دين‌ داشتند الان‌ بايد مردم‌ دين‌ رارها كنند وهمه‌ بي‌ دين‌ شوند!

                   چون‌ در زمان‌ قديم‌ مردم‌به‌ پدر ومادر خود احترام‌مي‌گذاشتند الان‌ بايد پدر ومادرها به‌ بچه‌ هايشان‌ احترام‌ بگذارند!

                   چون‌ در زمان‌ قديم‌ مردم‌ بادست‌ راست‌ با هم‌ دست‌مي‌دادند الان‌ بايد با دست‌ چپ‌ با هم‌ دست‌ بدهند!

                   چون‌ در زمان‌ قديم‌ مردم‌در شادي‌ها مي‌خنديدند ودر عزاهاگريه‌ مي‌كردند الان‌ بايد در شادي‌ها گريه‌ كنند ودر عزاها بخندند!

                   چون‌ در زمان‌ قديم‌ مردم‌ براي‌ عروس‌ مهريه‌ مي‌گذاشتند الان‌بايد براي‌ داماد مهريه‌ بگذارند!

                   چون‌ در زمان‌ قديم‌ مردم‌ از كودكي‌ خواندن‌ ونوشتن‌ را شروع‌مي‌كردند الان‌ بايد در پيري‌ شروع‌ كنند!

                   چون‌ در زمان‌ قديم‌ مردها موي‌ سر را كوتاه‌ وزنها بلندمي‌كردند الان‌ بايد مردها موي‌ سر را بلند و زنها كوتاه‌ كنند تا به‌ همه‌بفهمانند كه‌ ديگه‌ عصر تمدن‌ فرا رسيده‌ است‌!

 

     اما اين‌ چنين‌ نيست‌ ومردم‌ تا روز واپسين‌ بايد در بسياري‌ از كارهاواعمال‌ خود قديمي‌ باشند واين‌ در نزد عقلا عيب‌ حساب‌ نمي‌شود.

عيب‌ آن‌ جا است‌ كه‌ كسي‌ در اين‌ زمان‌ بجاي‌ مسافرت‌ با هواپيما وماشين‌وقطار ،با الاغ‌ و ديگر چهارپايان‌ به‌ مسافرت‌ برود.بجاي‌ استفاده‌ ازخودنويس‌ وخودكار ومداد ،از قلم‌ ني‌ و مركّب‌ استفاده‌ كند.وبا استفاده‌ ازتلفن‌ وفاكس‌ ورايانه‌ و ضبط‌ صوت‌ وتلويزيون‌ و ويدئو مخالفت‌نمايد.همچنين‌ باپيشرفتهاي‌ بشر در فنون‌ مختلف‌ مخالف‌ باشد و بخواهددر اين‌ عصر غارنشين‌ وكوه‌ نشين‌ گردد.

     اما خدا  براي‌ سعادت‌ بشر،احكامي‌ را قرار داده‌ كه‌ اسم‌ آنها حلال‌وحرام‌ است‌.اين‌ حلال‌ وحرام‌ منحصر به‌ زمان‌ قديم‌ نيست‌ وتا روز حساب‌بر حكم‌ خود باقي‌ است‌.اين‌ حلال‌ وحرامها در هيچ‌ عصري‌ تغيير نمي‌كندونمي‌ توان‌ گفت‌ كه‌ مثلا نگاه‌ شهواني‌ به‌ نامحرم‌ در قديم‌ حرام‌ بوده‌ ولي‌الان‌ اشكالي‌ ندارد.ارتباط‌ دختر وپسر بصورت‌ جنسي‌ در قديم‌ ممنوع‌ بوده‌ولي‌ الان‌ جايز است‌.مگر اينكه‌ كسي‌ از دين‌ خارج‌ شود وخود را مقيد به‌احكام‌ دين‌ نكند كه‌ اين‌ مسئله‌ ديگري‌ است‌.

خصوصيات‌ ازدواج‌ موقت‌

     باتوجه‌ به‌ اينكه‌ بسياري‌ از دختران‌ وپسران‌ بخاطر رسم‌ ورسومهاي‌ غلط‌كشورمان‌ و مخارج‌ بالاي‌ ازدواج‌ و سپس‌ مخارج‌ بالاي‌ زندگي‌ نمي‌توانندازدواج‌ دائم‌ كنند و از طرفي‌ از نظر ايماني‌ آنچنان‌ قوي‌ نيستند كه‌ بتوانندصبر داشته‌ باشند،براي‌ اينكه‌ بتوانند ذهن‌ خود را با ارتباط‌ با يك‌ نفر جنس‌مخالف‌ آرامش‌ بخشند بدون‌ اينكه‌ با دين‌ ورسم‌ ورسومات‌ خانوادگي‌ خودمخالفت‌ كرده‌ باشند بايد رضايت‌ دختر وپدرش‌ را براي‌ ازدواج‌ موقت‌ ياصيغه‌ بدست‌ بياورند.

     در اين‌ نوع‌ ازدواج‌ غير از مهريه‌ كه‌ معمولا پايين‌ است‌ هيچ‌ خرج‌ ديگري‌به‌ گردن‌ دختر وپسر نيست‌.

     مرد عهده‌ دار نفقه‌ نيست‌.چون‌ دختر در خانه‌ پدرش‌ وپسر هم‌ در خانه‌پدرش‌ زندگي‌ مي‌كند نيازي‌ به‌ تهيه‌ مسكن‌ نيست‌.بلكه‌ دختر وپسر در شبانه‌روز ساعتي‌ كنار هم‌ مي‌باشند وبعد هر يك‌ به‌ خانه‌ خود مراجعه‌ مي‌كنند.

     چه‌ در موقع‌ عقد و چه‌ در هنگام‌ پايان‌ يافتن‌ مدت‌ صيغه‌ نيازي‌ به‌ حكم‌دادگاه‌ نمي‌باشد.

     اين‌ عقد مورد حمايت‌ اسلام‌ وشرع‌ وقانون‌ است‌.

     عقد اين‌ صيغه‌ را خود دختر وپسر مي‌توانند بخوانند.

     مي‌توانند توافق‌ كنند كه‌ ارتباط‌ محدود باشد وبه‌ نزديكي‌ نيانجامد واگربعد هردو راضي‌ شدند مي‌توانند نزديكي‌ نمايند واگر فرزندي‌ متولد شدحلال‌ زاده‌ بوده‌ واحكام‌ فرزند ازدواج‌ دائم‌ را دارد.

     نزديكي‌ در اين‌ ازدواج‌ پاداش‌ اخروي‌ دارد و براي‌ هر نزديكي‌ ثواب‌ يك‌كافر كشتن‌ را به‌ شخص‌ مي‌دهند.

     عدّه‌ اين‌ ازدواج‌ تقريبا45روز است‌ كه‌ دختر بعد از پايان‌ يافتن‌ صيغه‌،تاتقريبا 45روز نبايد با كسي‌ ديگر ازدواج‌ موقت‌ يا دائم‌ نمايد وبعد از اين‌مدت‌ مي‌تواند دوباره‌ با پسر سابق‌ يا شخصي‌ ديگر ازدواج‌ موقت‌ كند.

عبارت‌ صيغه‌:

عبارت‌ عربي‌ صيغه‌ ازدواج‌ موقت‌ بشرح‌ زير است‌:

     بعد از اينكه‌ سر مهريه‌ و مدت‌ ازدواج‌ توافق‌ شد ابتدا زن‌ به‌ مردمي‌گويد:زوجّتُك‌ نفسي‌ في‌ المدة‌ الملومة‌ علي‌ المَهر المعلوم‌

و بلافاصله‌ مرد بگويد:قبلت‌ُ.

و اگر مرد وزن‌ نتوانند به‌ عبارت‌ عربي‌ صحيح‌ بخوانند به‌ هر لفظي‌ كه‌صيغه‌ را بخوانند صحيح‌ است‌ و لازم‌ هم‌ نيست‌ كه‌ وكيل‌ بگيرند اما بايدلفظي‌ بگويند كه‌ معني‌«زوجّت‌ُ و قبِلت‌ُ» بفهماند.

      اگر نتوانند عربي‌ بخوانند زن‌ به‌ زبان‌ فارسي‌  بگويد:«خودم‌ را بتوتزويج‌ كردم‌ در مدت‌ معلوم‌ بر مهريه‌ معلوم‌ »و مرد بلافاصله‌بگويد«قبول‌ كردم‌»

با خواندن‌ اين‌ عقد همراه‌ با رضايت‌ دختر و پدر دختر(اگر دختر پدر نداردفقط‌ رضايت‌ خودش‌ شرط‌ است‌)دختر و پسر به‌ هم‌ محرم‌ مي‌شوند و همه‌موانع‌ قانوني‌ وشرعي‌ بين‌ آن‌ دو برطرف‌ مي‌شود.

3-چگونه‌ از ارتباط‌ نامشروع‌ دوري‌ نمائيم‌؟

اسلام‌ براي‌ حفظ‌ تعادل‌ غريزه‌ جنسي‌، رابطة‌ زن‌ و مرد را به‌ قيودي‌ مقيدساخته‌ است‌ كه‌ رعايت‌ آنها به‌ سلامت‌ جامعه‌ كمك‌ مي‌نمايد و عدم‌رعايت‌ آنها، باعث‌ انحراف‌ و عاقبت‌ اضمحلال‌ آن‌ جامعه‌ مي‌شود. از جملة‌اين‌ قيود و ضوابط‌ :

 

1ـ محارم‌:

باتوجه‌ به‌ اينكه‌ افرادي‌ بخاطر قرابت‌ و خويشي‌ مجبورند در يك‌ جا زندگي‌كنند، اسلام‌ افرادي‌ را به‌ هم‌ محرم‌ ساخته‌ است‌ كه‌ از يك‌ طرف‌ معاشرت‌اين‌ افراد با هم‌ به‌ دليل‌ عدم‌ رعايت‌ وجوب‌ حجاب‌ زن‌، سخت‌ و مشقت‌آور نباشد و از طرفي‌ با ممانعت‌ از ازدواج‌ اين‌ افراد با هم‌، روابط‌خويشاوندي‌ سالم‌ از بين‌ نرود.

علاقه‌ اين‌ افراد به‌ هم‌ علاقه‌ خويشاوندي‌ و فاميلي‌ است‌. مثل‌ علاقه‌ پدرومادر نسبت‌ به‌ فرزند و علاقه‌ برادر نسبت‌ به‌ خواهر و000غيره‌.

 

2ـ حرمت‌ زنا

علاوه‌ بر ممنوعيت‌ رابطه‌ جنسي‌ با محارم‌، ارتباط‌ با جنس‌ مخالف‌ بدون‌عقد شرعي‌، زنا محسوب‌ شده‌ و حرام‌ و ممنوع‌ است‌.

«وَ لا' تَقْرَبُوا الزِّن'ا اِنَّه‌ُ ك'ان‌َ ف'احِشَة‌ً وَ س'اءَ سَبيلاً».

«به‌ زنا نزديك‌ نشويد زيرا زنا فحشاء و بد راهي‌ است‌».

در سفر معراج‌، در هنگام‌ بازديد از جهنم‌، پيغمبر(ص‌) ديد كه‌:

«عده‌ اي‌ از زنها را به‌ سينه‌هايشان‌ آويزان‌ كرده‌ بودند وعده‌اي‌ ديگر را بانخ‌ و سوزن‌ آتشين‌، بدنهايشان‌ را مي‌دوختند. از جبرئيل‌ در باره‌ اينان‌پرسيدم‌ فرمود:اينها زناكار بوده‌اند».

پيغمبر(ص‌) به‌ علي‌(ع‌) فرمود:

«زنا داراي‌ سه‌ اثر بد دنيوي‌ و سه‌ اثر بد اخروي‌ است‌: اثرات‌ دنيوي‌ زناعبارتند از: رسواشدن‌، كوتاهي‌ عمر و قطع‌ روزي‌ (روزي‌ حلال‌). واثرات‌ اخروي‌ آن‌: سختي‌ حساب‌، خشم‌ خداوند و ابدي‌ بودن‌ در جهنم‌است‌».

«يكي‌ از علماء مي‌گويد: مشاهده‌ كردم‌ كه‌ هفته‌اي‌ يكبار خانمي‌ در حرم‌اميرالمؤمنين‌(ع‌) براي‌ زنها استخاره‌ مي‌گيرد. من‌ از يكي‌ از خادمين‌ حرم‌خواهش‌ كردم‌ كه‌ آن‌ زن‌ را نزد من‌ بياورد تا چند سؤال‌ از او بپرسم‌. خانم‌ رانزدم‌ آوردند، از او پرسيدم‌: شما چگونه‌ استخاره‌ مي‌گيريد؟ جواب‌ داد: باتسبيح‌ و با كمك‌ حضرت‌ ابوالفضل‌(ع‌)! وقتي‌ از او توضيح‌ خواستم‌، گفت‌:من‌ زني‌ بيوه‌ هستم‌ كه‌ چند بچه‌ دارم‌. از بي‌ پولي‌ چندبار تصميم‌ به‌ اعمال‌ناشايست‌ گرفتم‌، ولي‌ هربار منصرف‌ شدم‌ و تقوا پيشه‌ نمودم‌. يك‌ دفعه‌آخر خيلي‌ بمن‌ فشار آمد و ديگر نزديك‌ بودم‌ كه‌ آلوده‌ شوم‌ ولي‌ باز منصرف‌شدم‌ و به‌ حرم‌ حضرت‌ ابوالفضل‌(ع‌) رفتم‌ و سه‌ روز در آنجا اعتصاب‌ غذانمودم‌ و از حضرت‌ تقاضاي‌ كمك‌ نمودم‌.

در عالم‌ رؤيا حضرت‌ عباس‌(ع‌) بمن‌ فرمود: برو و در حرم‌ پدرم‌اميرالمؤمنين‌ (ع‌) براي‌ زنها استخاره‌ بگير!

گفتم‌: من‌ اين‌ كار را بلد نيستم‌!

فرمود: ما كمكت‌ مي‌كنيم‌.

من‌ هم‌ هفته‌اي‌ يك‌ بار به‌ اينجا مي‌آيم‌ و استخاره‌ مي‌گيرم‌ و حضرت‌ هم‌مطالبي‌ كه‌ لازم‌ است‌ به‌ افراد بگويم‌، بر زبانم‌ جاري‌ مي‌كند. و مردم‌ هم‌درعوض‌ بمن‌ مزد مي‌دهند!»

3ـ سرپرستي‌ مرد نسبت‌ به‌ خانواده‌

اسلام‌ مرد را رئيس‌ و سرپرست‌ خانواده‌ مي‌داند و وظيفة‌ او را رفع‌احتياجات‌ خانواده‌ و اداره‌ امور مختلف‌ دانسته‌ و اطاعت‌ از دستورات‌ او را(اگر بر خلاف‌ دستورات‌ خدا و رسول‌ او نباشد) از طرف‌ اعضاي‌ خانواده‌،لازم‌ مي‌داند.

«مردان‌ سرپرستي‌ و كارگذاري‌ زنان‌ را برعهده‌ دارند، بخاطر برتري‌ كه‌خداوند بعضي‌ (مردان‌) را بر بعضي‌ (زنان‌) داده‌ است‌، و به‌ خاطر نفقه‌اي‌كه‌ از اموالشان‌ مي‌پردازند».

«پيغمبر(ع‌) فرمود: اگر زن‌ از خانه‌ خارج‌ شود در حالي‌ كه‌ شوهرش‌ از اوناراضي‌ باشد، تمام‌ فرشتگان‌ او را لعنت‌ مي‌كنند تا زماني‌ كه‌ به‌ خانه‌برگردد».

و در سخن‌ ديگر فرمود:اگر شوهر از زنش‌ ناراضي‌ باشد، عبادتهايش‌ قبول‌نمي‌شود تا زماني‌ كه‌ شوهر از او راضي‌ شود.

4ـ زن‌ مسئول‌ امور خانه‌ :

از طرفي‌ اسلام‌ مسئوليت‌ اداره‌ خانه‌ وامورخانه‌داري‌ را به‌ عهده‌ زن‌ گذاشته‌است‌. آنچنان‌ كه‌ پيغمبر(ص‌) فرمود:

«زن‌ سرپرست‌ خانة‌ شوهرش‌ بوده‌ و مسئول‌ است‌».

باتوجه‌ به‌ روايات‌ معصومين‌(ع‌)، متوجه‌ مي‌شويم‌ كه‌ از نظر اسلام‌، خوب‌است‌ زن‌ به‌ اموري‌ مشغول‌ شود كه‌ تماس‌ اورا با جنس‌ مخالف‌ محدودسازد. مثلاً جهاد از زنان‌ برداشته‌ شده‌ است‌ و تهيه‌ آذوقه‌ و مسكن‌ و لباس‌ به‌عهدة‌ مرد قرار دارد.

عيادت‌ مريض‌ و تشييع‌ جنازه‌ و بقيه‌ امور اجتماعي‌ كه‌ براي‌ مردان‌ بسيارسفارش‌ شده‌ است‌، براي‌ زنان‌ سفارشي‌ از طرف‌ بزرگان‌ دين‌ نشده‌ است‌،بلكه‌ به‌ زنان‌ رخصت‌ داده‌ شده‌ است‌ كه‌ در اين‌ امور شركت‌ نكنند. امّا از آن‌طرف‌ براي‌ اداره‌ امور منزل‌ و مشغول‌ شدن‌ به‌ تربيت‌ كودكان‌ و تعليم‌ وآموزش‌ و رفع‌ احتياجات‌ شوهر بسيار سفارش‌ شده‌ است‌. به‌ چند حديث‌در اين‌ زمينه‌ توجه‌ نمائيد:

«روزي‌ رسول‌ خدا(ص‌) در جمع‌ اصحاب‌ و ياران‌ نشسته‌ بودند كه‌ اسماءبنت‌ يزيد انصاري‌، به‌ حضور پيغمبر(ع‌) رسيد و عرض‌ كرد: من‌ نماينده‌زنان‌ هستم‌ تا از شما سؤالي‌ بپرسم‌، و اين‌ فقط‌ سؤال‌ زنان‌ انصار و مدينه‌نيست‌ بلكه‌ هيچ‌ زني‌ در شرق‌ و غرب‌ عالم‌ نيست‌ مگر اينكه‌ وقتي‌ سؤال‌مرا بشنود، آن‌ را مي‌پذيرد. پس‌ من‌ در حقيقت‌ نماينده‌ همة‌ زنان‌ عالم‌هستم‌! پدر و مادرم‌ و خودم‌ فداي‌ شما اي‌ رسول‌ خدا!

حقيقتاً خداوند شمارا به‌ پيامبري‌ بسوي‌ زنان‌ و مردان‌ مبعوث‌ نمود، ماهم‌ به‌ تو و خدايت‌، ايمان‌ آورديم‌، و بدرستي‌ كه‌ ما زنان‌، خانه‌ نشينين‌ ودر حجاب‌ و محدود هستيم‌. غرائز جنسي‌ شما مردها را برطرف‌ مي‌كنيم‌و فرزندان‌ شما را بزرگ‌ مي‌نمائيم‌! آن‌ وقت‌ شما مردها چند امتياز بر مازنها داريد: شما در نماز جمعه‌ و جماعت‌ و عيادت‌ مريضها و تشييع‌جنازه‌ و حج‌ پياپي‌ و از همه‌ بالاتر در جهاد شركت‌ مي‌كنيد! وقتي‌ يكي‌ ازشما براي‌ حج‌ و عمره‌ و جهاد، خارج‌ مي‌شويد، ما اموال‌ شما را حفظ‌مي‌كنيم‌، لباسهاي‌ شما را مي‌بافيم‌، بچه‌هاي‌ شما را بزرگ‌ مي‌كنيم‌ درحالي‌ كه‌ در اجر و ثواب‌ كارهاي‌ شما شريك‌ نيستيم‌!

در اين‌ موقع‌ حضرت‌ با تمام‌ صورت‌ به‌ اصحابش‌ متوجه‌ شد و فرمود: آياشما تاكنون‌ زني‌ اين‌ چنين‌ ديده‌ايد كه‌ به‌ اين‌ خوبي‌ مسائل‌ دينش‌ رابپرسد؟

اصحاب‌ گفتند: ما فكر نمي‌كرديم‌ زني‌ به‌ اين‌ مرتبه‌ برسد!

سپس‌ پيغمبر به‌ طرف‌ آن‌ زن‌ توجه‌ كرد و فرمود: اي‌ خانم‌! خوب‌ بفهم‌ و به‌همة‌ زنان‌ اعلام‌ كن‌! بدرستي‌ كه‌ خوب‌ شوهرداري‌ كردن‌ زن‌ و جلب‌رضايت‌ شوهر و موافق‌ او عمل‌ نمودن‌، مساوي‌ و معادل‌ همة‌ اين‌ كارهاي‌خيري‌ است‌ كه‌ مردان‌ انجام‌ مي‌دهند!

آن‌ زن‌ درحالي‌ كه‌ زبان‌ رابه‌ لا اله‌ الاّ اللّه‌ بلند كرده‌ بود نزد
زنان‌ برگشت‌.»

5 ـ حجاب‌ زن‌:

» «و به‌ زنان‌ با ايمان‌ بگو: چشم‌ از نگاه‌ به‌ مردان‌ اجنبي‌فروبندند و عفت‌ خويش‌ را حفظ‌ كنند و زينت‌ خود را جز آنچه‌ آشكاراست‌، ظاهر نسازند، و بايد اطراف‌ روسريهاي‌ خود را به‌ سينه‌هايشان‌بياندازند و زينت‌ خويش‌ را آشكار نكنند مگر براي‌ شوهرانشان‌ يا پدران‌و پدر شوهران‌ يا پسران‌ و يا پسر شوهران‌ و يا برادران‌ و يا خواهرزادگان‌ ويا برادر زادگان‌ و يا زنان‌ و يا غلامان‌ و يا افراد ناتوان‌ از شهوت‌ همچون‌پيرمردان‌ كه‌ به‌ زنان‌ تمايلي‌ ندارند و يا كودكاني‌ كه‌ از اسرار زنان‌ خبرندارند و مبادا پاي‌ خود را به‌ زمين‌ بكوبند تا آنچه‌ از زينتشان‌ پنهان‌ است‌،ظاهر شود. و اي‌ گروه‌ مومنان‌! همگي‌ بسوي‌ خدا توبه‌ كنيد شايد رستگارشويد».

«در آية‌ فوق‌ چهار حكم‌ بيان‌ شده‌ است‌:

1ـ زنها نبايد زينتهاي‌ پنهان‌ خود را (مانند گوشواره‌، خلخال‌، موي‌ سر،لباسهاي‌ زينتي‌) آشكار نكنند، مگر آن‌ مقدار كه‌ طبيعتاً آشكار است‌(مانند انگشتر، خضاب‌ دست‌ و...).

2ـ بايد دامنة‌ روسري‌ يا مقنعه‌ را بر روي‌ سينه‌ و گردن‌ بيندازند.

3ـ زينتهاي‌ خود را فقط‌ براي‌ دوازده‌ نفر مي‌توانند آشكار كنند (البته‌ عموو دائي‌ در آيات‌ ديگر آمده‌ است‌).

4ـ موقع‌ راه‌ رفتن‌ پاهاي‌ خود را بر زمين‌ نزنند تا زينتها آشكار شود (وباعث‌ جلب‌ توجه‌ نامحرم‌ گردد، مثل‌ كفشهاي‌ پاشنه‌ بلند كنوني‌ وخلخالهاي‌ زمان‌ پيامبر(ص‌)).

«از امام‌ ششم‌(ع‌) پرسيدند: كدام‌ قسمت‌ بدن‌ زن‌ براي‌ نامحرم‌ ديدنش‌حلال‌ است‌؟ فرمود: صورتش‌ و دو پايش‌ و دو دستش‌».

زن‌ گوهري‌ است‌ كه‌ بايد خود را از دستبرد نامحرمان‌ دور نگه‌ دارد. زني‌ كه‌ باحجاب‌ در كوچه‌ و خيابان‌ ظاهر مي‌شود، هم‌ ارزش‌ خود را بالا مي‌برد و هم‌آسيبي‌ به‌ سلامت‌ رواني‌ و اخلاقي‌ جامعه‌ وارد نمي‌كند. و خانمي‌ كه‌رعايت‌ حجاب‌ اسلامي‌ را نمي‌كند هم‌ ارزش‌ خود را پائين‌ مي‌آورد و هم‌مانند ميكربي‌ است‌ كه‌ ديگران‌ را آلوده‌ و مريض‌ مي‌كند.

شهيد مطهري‌ نظراتي‌ در مورد حجاب‌ دارد كه‌ به‌ بعضي‌ از آنها اشاره‌مي‌شود :

«ريشة‌ اصلي‌ واجب‌ بودن‌ پوشش‌ براي‌ زن‌ در اسلام‌، اين‌ است‌ كه‌ اسلام‌مي‌خواهد انواع‌ لذتهاي‌ بصري‌ و لمسي‌ و انواع‌ ديگر لذت‌ جنسي‌، محدودبه‌ محيط‌ خانواده‌ و در كادر ازدواج‌ اختصاص‌ يابد و اجتماع‌ منحصراً براي‌كار و فعاليت‌ باشد. برخلاف‌ سيستم‌ غربي‌ كه‌ كار و فعاليت‌ را با لذت‌جوئي‌هاي‌ جنسي‌، بهم‌ مي‌آميزند».

«علت‌ اينكه‌ دستور پوشش‌ اختصاص‌ به‌ زنان‌ يافته‌ براي‌ اين‌ است‌ كه‌ ميل‌به‌ خودنمائي‌ و خودآرائي‌ مخصوص‌ زنان‌ است‌. از نظر تصاحب‌ قلبها ودلها، مرد شكار و زن‌ شكارچي‌ است‌ همچنانكه‌ از نظر تصاحب‌ جسم‌ وتن‌، زن‌ شكار و مرد شكارچي‌ است‌! ميل‌ زن‌ به‌ خودآرائي‌ از اين‌ نوع‌ حس‌شكارچي‌گري‌ او ناشي‌ مي‌شود».

«اسلام‌ نمي‌گويد كه‌ زن‌ از خانه‌ بيرون‌ نرود و نمي‌گويد كه‌ حق‌ تحصيل‌ علم‌و دانش‌ را ندارد، بلكه‌ علم‌ و دانش‌ را فريضة‌ مشترك‌ زن‌ و مرد دانسته‌ است‌.اسلام‌ فعاليت‌ اقتصادي‌ خاصي‌ را براي‌ زن‌ تحريم‌ نمي‌كند.اسلام‌ هرگزنمي‌خواهد زن‌ بيكار و بي‌عار بنشيند و وجودي‌ عاطل‌ وباطل‌ بار آيد.پوشاندن‌ صورت‌ و دستها، مانع‌ هيچ‌ گونه‌ فعاليت‌ فرهنگي‌ يا اجتماعي‌ يااقتصادي‌ نيست‌. آنچه‌ موجب‌ فلج‌ كردن‌ نيروي‌ اجتماع‌ است‌، آلوده‌ كردن‌محيط‌ كار به‌ لذت‌ جوئي‌هاي‌ شهواني‌ است‌».

يكي‌ از ايرادات‌ به‌ مسئلة‌ حجاب‌ اين‌ است‌ كه‌ حجاب‌ موجب‌ سلب‌ حق‌آزادي‌ كه‌ يك‌ حق‌ طبيعي‌ بشري‌ است‌ مي‌گردد ونوعي‌ توهين‌ به‌ حيثيت‌انساني‌ زن‌ بشمار مي‌رود. در جواب‌ بايد گفت‌ كه‌ فرق‌ است‌ بين‌ زنداني‌كردن‌ زن‌ و بين‌ موظف‌ داشتن‌ او به‌ اينكه‌ در مواجه‌ شدن‌ با مرد بيگانه‌،پوشش‌ داشته‌ باشد. اگر رعايت‌ پاره‌اي‌ از مصالح‌ اجتماعي‌، زن‌ يا مرد رامقيّد سازد كه‌ در معاشرت‌ روش‌ خاصي‌ را اتخاذ نمايند و طوري‌ راه‌ بروندكه‌ آرامش‌ ديگران‌ را بر هم‌ نزنند و تعادل‌ اخلاقي‌ را از بين‌ نبرند، چنين‌مطلبي‌ را زنداني‌ كردن‌ و سلب‌ آزادي‌ نمي‌نامند. چطور اگر مردي‌ با بدن‌برهنه‌ از خانه‌ بيرون‌ آيد، پليس‌ جلو او را مي‌گيرد و به‌ عنوان‌ عمل‌ منافي‌حيثيت‌ اجتماعي‌ او را جلب‌ مي‌كند، اين‌ كار پليس‌ را ضد آزادي‌ و زنداني‌كردن‌، تلقي‌ نمي‌ كنند!

رسولخدا(ص‌) در معراج‌، در هنگام‌ بازديد از جهنم‌ ديدند كه‌:

«زني‌ را به‌ موي‌ سرش‌ آويزان‌ كرده‌ بودند و او مغز سرش‌ را مي‌جويد! ازجبرئيل‌ در باره‌ او پرسيدم‌ فرمود: او در دنيا موي‌ سر خود را از نامحرم‌نمي‌پوشانده‌ است‌.»

6ـ نگاه‌ و چشم‌ چراني‌

اگر زن‌ و مرد بتوانند كنترل‌ چشم‌ خود را بطور صد در صد در اختيار داشته‌باشند، از بسياري‌ از گناهان‌ و انحرافات‌ مصون‌ مي‌مانند. لذا خداوندفرموده‌ است‌:

«قُل‌ْ لِلْمُؤمِنين‌َ يَغُضُّوا مِن‌ْ اَبْصارِهِم‌ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُم‌ ذ'لِك‌َ اَزْكي‌' لَهُم‌ اِن‌َّاللّه‌َ خَبيرٌ بِما يَصْنَعُون‌. وَ قُل‌ْ لِلْمُؤْمِنات‌ِ يَغْضُضْن‌َ مِن‌ْ اَبْصارِهِن‌َّ وَ يَحْفَظْن‌َفُرُوجَهَن‌َّ».

«به‌ مردان‌ مؤمن‌ بگو كه‌ چشمان‌ خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را ازحرام‌ حفظ‌ كنند كه‌ اين‌ برايشان‌ پاكيزه‌تر است‌. و به‌ زنان‌ مؤمنه‌ بگو كه‌چشمهاي‌ خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را از ناروا حفظ‌ نمايند».

درحديث‌ از پيامبر(ص‌) است‌ كه‌ فرمود:

«لكل‌ عضو من‌ ابن‌ آدم‌ حظ‌ من‌ الزنا فالعين‌ زناه‌ النظر»

«هر يك‌ از اعضاي‌ فرزندان‌ آدم‌ حظ‌ و بهره‌اي‌ از زنا دارد كه‌ زنان‌ دو چشم‌نگاه‌ كردن‌ است‌».

در عصر ما برّنده‌ترين‌ اسلحة‌ دشمن‌، تصاوير غير اخلاقي‌ است‌.انسانهابراي‌ اينكه‌ از طريق‌ چشم‌ لذت‌ ببرند، پولهاي‌ زيادي‌ را صرف‌ تهيه‌تصاوير مستهجن‌ چه‌ از طريق‌ ماهواره‌ و چه‌ از طريق‌ اينترنت‌ و ويدئو وابزارهاي‌ ديگر مي‌نمايند.

و هنگامي‌ كه‌ چشم‌ اين‌ صحنه‌هارا ديد، دلش‌ هواي‌ آن‌ را مي‌كند و اي‌ بساكه‌ زمينة‌ انحرافات‌ ديگر را فراهم‌ كند.

گاهي‌ براي‌ شخص‌ اين‌ گونه‌ تصور مي‌شود كه‌ مي‌توان‌ همچو گناهاني‌ را دراين‌ كشور و در اين‌ شهر انجام‌ داد. بدنبال‌ افراد مثل‌ خود مي‌رود و مجالس‌پارتي‌ و رقص‌ و غيره‌ تشكيل‌ مي‌دهد و مقدمه‌اي‌ مي‌شود براي‌ مفاسد وانحرافات‌ بزرگتر.

بعنوان‌ مثال‌ باندي‌ را گرفتند كه‌ دختران‌ و پسران‌ را به‌ محلي‌ كه‌ انواع‌ مفاسددر آنجا مهيّا بود، دعوت‌ مي‌كردند. سپس‌ در حالي‌ كه‌ آنان‌ به‌ شهوات‌نامشروع‌ مشغول‌ مي‌شدند، از آنها فيلم‌ و عكس‌ تهيه‌ مي‌كردند و بعد ازچند روز سراغ‌ او مي‌رفتند و مي‌گفتند كه‌ ما فيلم‌ كارهاي‌ خلاف‌ شماراداريم‌. بايد اين‌ مبلغ‌ را بما بدهي‌ و الاّ اين‌ فيلم‌ را در اختيار پدر و مادر وهمسر و ديگر اقوامت‌ قرار مي‌دهيم‌! و خلاصه‌ وارد معركه‌هاي‌ خطرناكي‌مي‌شوند كه‌ در آن‌ قتل‌ و تجاوز و تهديد و سرقت‌ و غيره‌ چيز عادي‌ بشمارمي‌رفت‌ ..

ز دست‌ ديده‌ و دل‌  هر دو فريادهر آنچه‌ ديده‌ بينه‌ دل‌ كنه‌ ياد

بسازم‌ خنجري‌ نيشش‌ ز فولادزنم‌ بر ديده‌ تا دل‌ گردد آزاد

رسول‌ خدا(ص‌) فرمود:

«اَلنَّظَرَة‌ُ سَهم‌ٌ مَسْمُوم‌ٌ مِن‌ْ سِهام‌ِ ابليس‌».

«نگاه‌ به‌ نامحرم‌، تيري‌ از تيرهاي‌ مسموم‌ شيطان‌ است‌».

گفته‌اند شخصي‌ بود چشم‌چران‌ كه‌ درب‌ مغازه‌ خود در حالي‌ كه‌ به‌ هر زن‌ ودختري‌ كه‌ عبور مي‌كرد تا جائي‌ كه‌ مي‌توانست‌ نگاه‌ مي‌نمود، ذكر لا اله‌ الاّاللّه‌ مي‌گفت‌! يك‌ روز يك‌ نفر مشتري‌ نزد او آمد و از اين‌ حالت‌ مغازه‌دار باخبر شد. جنسي‌ را خواست‌ و مغازه‌دار رفت‌ تا جنس‌ را بياورد. در اين‌ حين‌خانمي‌ عبور كرد. مغازه‌دار جنس‌ را آورد و دست‌ مشتري‌ داد. مشتري‌گفت‌: شما كه‌ رفتيد اين‌ را بياوريد، يك‌ لا اله‌ الاّ اللّه‌ عبور كرد!

او جواب‌ داد: عجب‌ سبحان‌ اللّه‌!.

پيامبر(ص‌) فرمود:

«اگر از آسمان‌ بيفتم‌ و دو نيم‌ شوم‌ برايم‌ بهتر است‌ كه‌ به‌ عورت‌ شخصي‌نگاه‌ كنم‌ يا شخصي‌ به‌ عورت‌ من‌ نظر نمايد!».

 

7ـزينت‌ وآرايش‌:

اگر چه‌ خودآرايي‌ غريزه‌ طبيعي‌ زن‌ ومرد است‌ ولي‌ اين‌ غريزه‌ در زن‌ بيشتراست‌ ودوست‌ دارد كه‌ زيبائي‌ او مورد توجه‌ قرار گيرد.آثار اين‌ غريزه‌ رامي‌توان‌ در آراستن‌ لباس‌،آرايش‌ مو،انتخاب‌ لباسهاي‌ نازك‌ ورنگهاي‌ مهيّج‌وغيره‌ مشاهده‌ نمود.

از نظر اسلام‌ زينت‌ وتجمل‌ زن‌ بايد فقط‌ براي‌ شوهرش‌ باشد.او در مقابل‌شوهرش‌ مي‌تواند زيباترين‌ لباس‌ وغليظ‌ ترين‌ آرايش‌ را بكار برد و هر دفعه‌از نوعي‌ زينت‌ وخودنمائي‌ استفاده‌ نمايد.حتّي‌' مي‌تواند خود را درمقابل‌ اوبرهنه‌ كند.براي‌ شوهرش‌ برقصدو... ودر اين‌ راه‌ محدوديتي‌ وجودنداردوامّاآرايش‌ وزينت‌ براي‌ غير شوهر مخصوصاً در خارج‌ از خانه‌ ،براي‌او حرام‌ وممنوع‌ مي‌باشد.

در حديث‌ نبوي‌ است‌ كه‌ درمعراج‌ وقتي‌ پيغمبر(ص‌) از جهنم‌ ديداركرد،افرادي‌ را ديد كه‌ معذبند از جمله‌ فرمود:

«زني‌ را ديدم‌ كه‌ گوشت‌ بدن‌ خود را مي‌خورد.از جبرئيل‌ در باره‌ او سؤال‌كردم‌.فرمود: او در دنيا خود را براي‌ ديگران‌ آرايش‌ مي‌نموده‌ است‌. زني‌ راديدم‌ كه‌ گوشت‌ بدنش‌ را مي‌بريد! فرمود: او زني‌ بود كه‌ خود را به‌ مردان‌عرضه‌ مي‌كرد.»

 همچنين‌ در روايات‌ از اينكه‌ زن‌ عطر زده‌ از خانه‌ خارج‌ شود ،منع‌ شده‌است‌ ازجمله‌ پيغمبراكرم‌(ص‌) فرمود:

«هر زني‌ كه‌ عطر بزند و از خانه‌ خارج‌ بشود،تا زماني‌ كه‌ برگردد در لعن‌ملائكه‌ خواهد بود.»

8ـ شبيه‌ كردن‌ زن‌ خود را به‌ مردان‌:

پوشيدن‌ لباسهاي‌ مردانه‌ به‌ تهييج‌ قواي‌ جنسي‌ زن‌ ومرد كمك‌ مي‌كند. زن‌شايسته‌ است‌ در برابر مردان‌ و پسران‌ (غير از شوهر) لباسهائي‌ بپوشد كه‌برجستگيهاي‌ بدن‌ او را بپوشاند.

حال‌ اگر زني‌ لباسهاي‌ مردانه‌ بپوشد، آنوقت‌ چشمهاي‌ زيادي‌ را بطرف‌ خودجلب‌ مي‌كند و باعث‌ فتنه‌هاي‌ زيادي‌ مي‌شود. بطوري‌ كه‌ گاهي‌ بعضي‌ ازمحارم‌ مثل‌ برادر و دائي‌ و غيره‌ را تحت‌ تأثير خود قرار داده‌ و كار به‌ جاهاي‌باريك‌ مي‌كشد و آبروهاي‌ خيلي‌ را برباد مي‌دهد! همان‌ گونه‌ كه‌ دركشورهاي‌ غربي‌، از ناحيه‌ پدر و مادر و بقيه‌ محارم‌، ارتباطات‌ نامشروع‌ بافرزندان‌ برقرار كرده‌اند.

9ـ خلوت‌ با نامحرم‌:

با توجه‌ ميل‌ زن‌ و مرد به‌ جنس‌ مخالف‌، هركجا كه‌ اين‌ دو تنها باشند، باعث‌تهييج‌ غريزه‌ جنسي‌ شده‌ و زمينه‌ اعمال‌ خلافي‌ را فراهم‌ مي‌كند.پيغمبراكرم‌(ص‌) فرمود:

«بپرهيزيد ازسخن‌ گفتن‌ بازنان‌! زيرا اگر مردي‌ با زني‌ نامحرم‌ (بدون‌حضور شخصي‌ از محارم‌) خلوت‌ كند، بطرف‌ آن‌ زن‌ تحريك‌ مي‌شود وبه‌ او رغبت‌ مي‌كند».

حتّي‌ در احكام‌ شرعي‌ است‌ كه‌ اگر در مسجدي‌ فقط‌ يك‌ مرد ويك‌ زن‌هستند،نبايد آنجا نماز بخوانند زيرا خلوت‌ با نامحرم‌ ممنوع‌ است‌.

اين‌ محدويتها بمنزلة‌ رياضت‌ نيست‌ بلكه‌ شخص‌ ميتواند از راهاي‌ صحيح‌با جنس‌ مخالف‌ خود ازدواج‌ كند وهزچقدر كه‌ بخواهد ازلذتهاي‌ جنسي‌شرعي‌ استفاده‌ نمايد.

البته‌ بعد از اينكه‌ خليفة‌ دوم‌ ازدواج‌ موقت‌ را ممنوع‌ نمود،متاسفانه‌ اين‌ممنوعيت‌دركشورما تبديل‌ به‌ يك‌ رسم‌ وفرهنگ‌ شدبطوريكه‌ درحال‌حاضر ازدواج‌ موقت‌ ويا بقول‌ معروف‌،صيغه‌ از زناهم‌ گاهي‌ شنيعتروزشت‌تر بحساب‌ مي‌ت‌يد.درحاليكه‌ درمان‌ مشكلات‌ جنسي‌ جواناني‌ كه‌بعللي‌ نمي‌توانند ،ازدواج‌ دائم‌ داشته‌ باشند، در صيغه‌ نهفته‌ است‌.لذا درسخن‌ بزرگان‌ دين‌ از صيغه‌ بسيار مدح‌ وتعريف‌ شده‌ بطوريكه‌ شخصيكه‌صيغه‌ مي‌كند از اول‌ صيغه‌ تاپايان‌ مدت‌ آن‌،برايش‌ حسنه‌ وثواب‌ نوشته‌مي‌شود.زيرا صيغه‌ جلو زنا را مي‌گيرد.مخارج‌ ازدواج‌ را به‌ پائين‌ترين‌ حدتنزل‌ مي‌دهد.مسئوليت‌ دادن‌ نفقه‌ توسط‌ شوهر را كه‌ از عهده‌ بسياري‌ ازجوانان‌ خارج‌ است‌ از دوش‌ مرد بر مي‌دارد.آنان‌ را از پاي‌ ماهواره‌هاوويدئوها ومجالس‌ حرام‌ دور مي‌كند.به‌ آنان‌ آرامش‌ روحي‌ مي‌دهد.ميل‌ به‌غرب‌ را درانسان‌ از بين‌ مي‌برد.ميلي‌ كه‌ گاهي‌ بخاطر حسرت‌ خوردن‌ به‌آزاديهاي‌ جنسي‌ غرب‌ در بعضي‌ جوانان‌ شكل‌ گرفته‌ است‌.

از صرف‌ ثروتهاي‌ كلاني‌ را كه‌ در راههاي‌ نامشروع‌ جنسي‌ صرف‌ شدممانعت‌ مي‌نمايد.زنان‌ بيوه‌اي‌ را كه‌ دچار عقده‌هاي‌ ناشي‌ از عدم‌ اشباع‌غريزه‌ جنسي‌ هستند درمان‌ مي‌كند واز گرفتارشدن‌ جوانان‌ بدام‌ زنان‌ومردان‌ ايدزي‌ وناسالم‌ جلوگيري‌ مي‌كند ودهها اثر مفيد ديگر را مي‌توان‌ ازآثار اشاعه‌ فرهنگ‌ صيغه‌ نامبرد.مردم‌ ما همانطور كه‌ با انقلاب‌اسلامي‌،تحول‌ بزرگي‌ در فرهنگ‌ اين‌ كشور بوجود آوردند،بايد دراين‌ زمينه‌هم‌ به‌ دستورات‌ مراجع‌ وعلماء دلسوز گوش‌ دهند وعمل‌ كنند تا تهاجم‌فرهنگي‌ دشمن‌ بي‌ اثر شود وجوانان‌ از اين‌ معضل‌ بزرگ‌ اجتماع‌ نجات‌يابند.دشمنان‌ گويا به‌ اين‌ مشكل‌ پي‌ برده‌اند لذا يكي‌ از ابزارهايشان‌ براي‌ضربه‌ زدن‌ به‌ انقلاب‌ اسلامي‌،ايجاد ميل‌ به‌ زن‌ ويا زنگرائي‌ است‌ كه‌ توسط‌ستون‌ پنجم‌ دشمن‌ كه‌ همان‌ نويسندگان‌ آثار مستهجن‌  ويا توسط‌ بازيگران‌فيلمهاي‌ كذائي‌ ويا قاچاقچيان‌ سي‌ دي‌ها وماهواره‌ هااجرا ميشود.لذا بايدبفكر چاره‌ بود واز احكام‌ اسلام‌ براي‌ دفاع‌ استفاده‌ نمود.

 

پس‌ مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ احكام‌ اسلام‌ براي‌ رياضت‌ نيست‌ ويك‌ جوان‌مي‌تواند غريزه‌ جنسي‌ خودرا بارعيت‌ شرائط‌ اسلام‌،اطفاء نمايد.از انواع‌نوشيدنهاي‌ لذيذ بغير از مست‌ كننده‌ها استفاده‌ نمايد.

در زمينه‌ پوشش‌ ميتواندبا رعايت‌ چند نكته‌از بهترين‌ لباسها استفاده‌ كند :1-لباس‌ مشهور نپوشد.يعني‌ لباسي‌ كه‌ باعث‌ انگشت‌ نماشدن‌ شخص‌ميشود.مثلا فرض‌ كنيد جواني‌ كت‌ وشلوار كاملا سفيدي‌ بپوشد وكلاه‌ شاپوهمبرسر بگذارد وبا كفشهاي‌ آنچناني‌ درخيابانهاي‌ جنوب‌ تهران‌ ظاهر شود!

2-لباس‌ غربي‌ كه‌ تمايل‌ فردرا به‌ فرهنگ‌ غرب‌ نشان‌ مي‌دهد نپوشد كه‌مي‌توان‌ به‌ پوشيدن‌ كراوات‌ وگردنبند طلا وپاپيون‌ و..اشاره‌ كرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

4-دوري‌ از روابط‌ نامشروع‌ يك‌ فضيلت‌ است‌

     درنزد خداوند كه‌ خالق‌ انسانها مي‌باشد، عمل‌ ازدواج‌ بهترين‌ بنامحسوب‌ مي‌شود وكسانيكه‌ غرايز جنسي‌ خود را فقط‌ بوسيله‌ ازدواج‌مشروع‌،اطفا نمايند،پاك‌ محسوب‌ مي‌شوند.

«نساؤكم‌ حرث‌ لكم‌ فأتوا حرثكم‌ اني‌ شئتم‌»بقره‌223

     همسران‌ شما مانند كشتزار شما هستند كه‌ هرگونه‌ بخواهيد مي‌توانيد ازآن‌ بهره‌ ببريد.

«فانكحوا ماطاب‌ لكم‌ من‌ النساء»نساء3

     بازناني‌ كه‌ براي‌ شما حلال‌ است‌ ازدواج‌ نمائيد.

«وانكحوا الايامي‌ منكم‌ والصالحين‌ من‌ عبادكم‌ وامائكم‌ ان‌ يكونوافقراء يغنهم‌ الله من‌ فضله‌ والله واسع‌ عليم‌»نور32

     دختران‌ وپسران‌ صالح‌ را بازدواج‌ هم‌ دربياوريد كه‌ اگر فقير هم‌باشند،خداوند آنها را از فضلش‌ بي‌ نياز مي‌كند وخداوند وسعت‌ دهنده‌وعالم‌ است‌.

     اين‌ هنري‌ است‌ كه‌ افراد پاك‌ وپرهيزكار دارند كه‌ خود را از حرام‌ الهي‌مخصوصا محرمات‌ جنسي‌ دور نگه‌ مي‌دارند وبعضي‌ آنقدر پاك‌ بوده‌ ومي‌باشند كه‌ مورد عنايت‌ خاص‌ خداوند قرار مي‌گيرند.

«يامريم‌ ان‌ّ الله اصطفيك‌ِ وطهرك‌ِ واصطفيك‌ِ علي‌ نساء العالمين‌»

آل‌ عمران‌42

     اي‌ مريم‌!خداوند تورا برگزيد وپاك‌ قرار داد وتورا بر زنان‌عالم‌(عصرخودش‌)برتري‌ داد.

     از القاب‌ حضرت‌ فاطمه‌(س‌) زكيه‌ ونقيه‌ وطاهره‌ است‌ كه‌ بمعناي‌ پاك‌ ازرذائل‌ اخلاقي‌ است‌.زني‌ كه‌ حداقل‌ زيباترين‌ خانم‌ مكه‌ ومدينه‌ بود واز نورصورت‌ او ،بهشت‌ فردوس‌ روشن‌ بود،با پاكي‌ ودوري‌ از رذائل‌ اخلاقي‌  به‌مقامي‌ رسيد كه‌ ملائكه‌ با او سخن‌ گفتند وبشارت‌ برگزيدگي‌ او بر تمام‌ زنان‌عالم‌ از اول‌ تا آخر را دادند.

هرگز كسي‌ نظير تو پيدا نمي‌شودهمتا كسي‌ به‌ عصمت‌ كبري‌ نمي‌شود اي‌ كوثري‌ كه‌ خير كثير از وجودتوست‌اسلام‌ جز به‌ فيض‌ تو احياء نمي‌شود

هر چند دختران‌ دگر داشت‌ مصطفي‌هر دختري‌ كه‌ ام‌ّ ابيها نمي‌شود

منّت‌ ز خلقت‌ تو خدا بر نبي‌ نهاداي‌ گوهري‌ كه‌ مثل‌ تو پيدا نمي‌شود.

     درحديثي‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) ،رسولخدا(ص‌)اينگونه‌ توصيف‌ شده‌است‌:از همه‌ كس‌،حكيمتر وداناتر وبردبارتر وشجاعتر وعادلتر بود.هرگزدستش‌ به‌ زني‌ نامحرم‌ نرسيد وسخاوتمندترين‌ مردم‌ بود.

      در سوره‌ مؤمنون‌ يكي‌ از اوصاف‌ مؤمنين‌ را پاك‌ بودن‌ از حرام‌ جنسي‌ذكر كرده‌ است‌.

«قد افلح‌ المؤمنون‌....الذّينهم‌ لِفروجهم‌ حافظون‌»مؤمنون‌ 5

     مؤمنين‌ رستگار شدند...آنان‌ كه‌ عورت‌ خود را از حرام‌ حفظ‌ مي‌نمايند.

     همچنين‌ در سوره‌ نور مي‌فرمايد:

«به‌ مردان‌ مؤمن‌ بگو كه‌ چشمان‌ خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را از حرام‌حفظ‌ كنند كه‌ اين‌ برايشان‌ پاكيزه‌تر است‌. و به‌ زنان‌ مؤمنه‌ بگو كه‌ چشمهاي‌خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را از ناروا حفظ‌ نمايند».

      قوم‌ لوط‌ وقتيكه‌ مقاومت‌ لوط‌ وخانواده‌ او را در مقابل‌ كارهاي‌ زشت‌ آنهاديدند به‌ آنها گفتند:«فماكان‌ جواب‌ قومه‌ الاّان‌ قالوا اخرجوا آل‌ لوط‌من‌ قريتكم‌.انّهم‌ اُناس‌ٌ يتطهرون‌»نمل‌56

     خانواده‌ لوط‌ را از دهكده‌ تان‌ اخراج‌ كنيد زيرا اينها پاكيزه‌ خويي‌مي‌نمايند.(وحاضر نيستند مانند ما اعمال‌ زشت‌  انجام‌ دهند)

ازدواج‌ وناعفيفي‌ را نگراز جهاتي‌ مختلف‌ بايكدگر

ازدواج‌ آرد نشاط‌ زندگي‌ناعفيفي‌ عامل‌ شرمندگي‌

ازدواج‌ است‌ علت‌ ابقاء نوع‌ناعفيفي‌ عامل‌ افناء نوع‌

ازدواج‌ آرد رضاي‌ كردگارناعفيفي‌ نار با هجران‌ يار

ازدواج‌ است‌ از نظامات‌ جهان‌ناعفيفانند دور از كاروان‌

ازدواجت‌ دام‌ الفت‌ گستر است‌ناعفيفي‌ غول‌ غربت‌ پرور است‌  «از جمله‌ فرقهاي‌ ازدواج‌ با بي‌ عفتي‌ آن‌ است‌ كه‌ با ازدواج‌،نشاط‌ دوزوج‌در زندگي‌،با كمال‌ آزادي‌ ودور از هر اضطراب‌ وناآرامي‌ وذلت‌،تأمين‌مي‌شود.اما در بي‌ عفتي‌،شخص‌ ناعفيف‌ از يك‌ طرف‌ در پيش‌ وجدان‌وعاطفه‌ خود واز طرف‌ ديگر در بين‌ افراد جامعه‌ اسلامي‌ شرمساراست‌.ودر آخرت‌ نيز در آتش‌ عذاب‌ الهي‌ خواهد سوخت‌.»

«حضرت‌ يوسف‌(ع‌)از پاكان‌ روزگار بوده‌ است‌ كه‌ با وجود مهيا شدن‌ انواع‌وسايل‌ فسق‌ وفجور از طرف‌ زليخا وديگر زنان‌ ماهروي‌ مصر،در پيشگاه‌الهي‌ عرضه‌ داشت‌:«رب‌ السجن‌ احب‌ الي‌ّ مما يدعونني‌اليه‌»

يوسف‌ 33

     خدايا!زندان‌ در نزد من‌ از آنچه‌ اينان‌ مي‌خواهند بهتر است‌.

     او زندان‌ جسم‌ وآزادي‌ روح‌ را بر آزادي‌ جسم‌ وزنداني‌ شدن‌ روح‌ترجيح‌ داد.لذا خداوند پس‌ از اين‌ آزمايش‌ بسيار سخت‌،مقام‌ وپادشاهي‌ به‌او عنايت‌ نمود.

آفرين‌ برآنكه‌ جند جهل‌ راكشت‌ وغالب‌ كرد جندعقل‌ را

جند عقلش‌ گشت‌ چون‌ غالب‌ به‌ جهل‌مي‌شود نزد خدا،از اهل‌ فضل‌

چون‌ زليخا صورتان‌ كم‌ نيستنديوسفان‌ در آتش‌ وغم‌ زيستند

اي‌ زليخا!يوسف‌ آزاري‌ مكن‌!جاي‌ پاكي‌ها تبهكاري‌ مكن‌!


نویسنده: مجيد كمالي

.:: آخرین مطالب ::.

» ( چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 )
» گنجینه ( شنبه بیستم اسفند 1390 )
» حکم گرفتن شاباش به عنوان هدیه ( شنبه بیستم اسفند 1390 )
» مبارزه با خرافات در ازدواج ( دوشنبه یکم اسفند 1390 )
» عدالت با همسران ( دوشنبه یکم اسفند 1390 )
» مهریه‌های عجیب ( یکشنبه هجدهم دی 1390 )
» مراسم خواستگاری حضرت علی از فاطمه علیهاالسلام ( جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 )
» بخور نخورهای دوران بارداری ( دوشنبه هفدهم شهریور 1393 )
» جوانان حتماً بخوانند ( سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 )
» آداب «روابط جنسی بین زوجین» در اسلام ( پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 )
» آزادى جنسى و روابط نامشروع، ممنوع! ( پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 )
» مجلس عروسی مختلط همراه با ساز و دهل سنتی ( چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 )