نا گفته هائی درمورد شراب!


شراب از اول خلقت هم حرام بوده!
شراب از بین برنده عقل!
مفاسد بی شمار مترتب بر شرابخواری!
شراب، مادر و کلید همه گناهان و پلیدیها!
شرابخوار روز و شب در خشم خدا
شراب خوار عروس شیطان!
هر کس در تهیه شدن شراب نقشی داشته ملعون است!
ملعون است کسی که بر سر سفره شراب می نشیند!
شراب خوار ایمان ندارد!
حرام بودن هر آنچه تأثیر شراب داشته باشد! مثل شیشه و کراک و...
مردم در دنیا با شراب خوار چطور رفتار کنند!؟
تشویق به ترک شرابخوارى حتی به خاطر غیر خدا

ادامه نوشته

آداب قبل از ازدواج


کنترل شهوت
توصیه: شرط دوران عزب(1) آن است که چشم را از ناشایست بازداری ونادیدنی نبینی، و به نااندیشیدنی نیندیشی، وآتش شهوت را بنشانی، و دل از مشغولی به زیبا رویان نگاه داری، و هوای نفس را بازگو نکنی، تا مقبول باشی.(2)
راه کنترل شهوت
توصیه: هیچ لشکر از لشکرهای شهوت نیست، الّا که آتش آن را به تلاش می توان نشاند؛ زیرا آفتی که در تو است و سیلتِ دفع آن هم با تو باشد، و برای زائل شدن شهوت تو، نیاز به حضور غیری نیست. و زوال شهوت به دو چیز باشد: یکی آنچه آدمی از عهده آن برمی آید، ودیگر، آنچه با تلاش و کوشش به دست بر نمی آید. آنچه اندر توان آدمی است، گرسنگی باشد، و آنچه ازتوان بیرون باشد یا خوفی بیقرار است، یا حبّی صادق که خداوند خود اندراجزای جسد پراکند.(3)
شهوت متعادل
نکته: بدان که اندر این شهوت نیز افراط هست و تفریط و میانه روی. افراط آن بود که چنان شود که از زشت کاری ها شرم ندارد وهمگی خویش در کارشهوت کند. و چون چنین بود شکستن ان واجب بود به روزه، و اگر شکسته نشود زن گیرد. و تفریط آن بود که شهوت به کلی کنار نهد و این نقصان بود. و اعتدال آن بود که شهوت، در اختیاربود. و کس بود که چیزها خورد تا شهوت وی زیادت شود، و این از جهل بود و مَثَل وی چون کسی بود که آشیان زنبور به هم زند تا اندر وی افتند و وی را بگزند. مگر کسی که زن گرفته باشد و مقصود وی نگاه داشتن جانب زنان بود، که پناه گاه ایشان مردانند.(4 )
عشق سبب فوران شهوت
نکته و توصیه: یکی از آفات شهوت، عشق است، و سبب آن معصیت های بسیار باشد؛ و اگر اندر آغاز آن احتیاط نکند، اختیار از دست بیرون شود. و احتیاط ، نگاه داشتن چشم است. اگر تصادفاً چشم بیفتد، دگر بار نگاه داشتن آن آسان بود؛ اما اگر چشم بر ندارد، باز ایستادن دشوار بود. مَثَلِ نفس اندر آن، چون ستوری (5) است که ابتدا قصد رفتن به سویی کند، عنان وی پیچیدن آسان باشد؛ و چون دربیراهه شد دنبال وی گرفتن و بیرون کشیدن دشوار بوَد. پس اصل، نگاه داشتن چشم است.(6)
توجه بی جا سبب فوران شهوت
توصیه: به حقیقت واجب بود دوری کردن از نظر کردن اندر جامه زنان و شنیدن بوی خوش از ایشان و شنیدن اواز ایشان؛ بلکه پیغام فرستادن و شنیدن و به جایی گذشتن که ممکن باشد که ایشان تو را بینند، اگر چه تو ایشانرا نبینی؛ که هر کجا جمال باشد، تخم شهوت و اندیشه بد اندر دل افکند.(7)
و زن نیز ازمرد با جمال دوری باید کند. و هر نظر که به قصد لذّت بود حرام بود و هر نظر که به شهوت بود - حتی اگر نظر بر جامه بود - حرام باشد. اما اگر چشم بی اختیار بیفتد، گناه نبود، و لکن نظر دوم حرام بود. (8)
اختلاط سبب برانگیختن شهوت
نکته: و بدان، که هیچ تخم فساد، چون نشستن زنان و مردان اندر مجلس ها و مهمانی ها نیست- به گونه ای که میان ایشا حجابی نباشد.(9)
لباس نامناسب سبب برانگیختن شهوت
توصیه: حرام است بر زنان به چادر سپید و روی بند پاکیزه و به عمده زیبا بسته بیرون شدن. و هر زن که چنین کند گناه کاراست؛ و شوهر و کسانِ وی که بدان راضی باشند، همه در آن گناه شریک باشند. هر شهوت و اندیشه که اندر دل مردان حرکت کند وهر فساد که از آن خیزد، دین آن اندر گردن کسی باشد که بدان رضا داده بود. (10)
ملاطفت سبب فوران شهوت
توصیه: روا نیست هیچ مرد را که جامه ای که زنی داشته بود در پوشد به قصد شهوت، یا به شهوت دست به آن جامه زند یا ببوید؛ یا گل یا سیب یا چیزی که بدان لطف بنمایانند فرا زنی دهد یا از وی بستاند؛ یا سخن خوش و نرم گوید و روا نیست زن را که با مرد بیگانه سخن گوید، الا درشت و به متانت.(11)
نگاه، سبب فوران شهوت
توصیه: بدان، که هر زن و کودک که اندر راهگذر پیش آید، شیطان تقاضا کند که اندر نگر تا چگونه است؟ باید که با شیطان گوید: چرا نگرم؟ اگر زشت باشد رنجور شوم و زشت کار، و اگر نیکو بود چون حلال من نیست گناه کار شوم و حسرت و رنج با من بماند، و اگر از پس وی بروم، عمر و دین بر سر شهوت دهم و ممکن است که به مقصود نرسم.(12)

پی نوشت ها : 

1ـ عزب: مجرد، بی جفت.

 
2ـ کشف المحجوب، ص537. 3ـ همان،ص535 4ـ کیمیای سعادت، ج2، ص55. 5ـ ستور: حیوانات خانگی خصوصاً اسب و الاغ. 6ـ همان، ص55. 7ـ همان، ص61. 8ـ همان. 9ـ کیمیای سعادت، ج2، ص61. 10ـ همان. 11ـ همان، ص62. 12ـ کیمیای سعادت، ج2، ص62.

منبع:گنجینه ش 81

شهوت رانی و لغزشهای جنسی

۱. قال الامام الصادق – علیه السلام – : إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَذَاباً یَومَ القِیَامَةِ رَجُلٌ أَقَرَّ نُطفَتَهُ فی رَحِمٍ تَحرُمُ عَلَیهِ.

«بحار الأنوار، ج ۷۹، ص ۲۶»

امام صادق – علیه السلام – فرمود: سخت ترین عذاب را در روز قیامت، آن مردی دارد که به حرام با زنی نزدیکی کند.

۲٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : لَن یَعمَلَ اِبنُ آدَمَ عَمَلاً أَعظَمَ عِندَ اللهِ تَبَارَک وَتَعَالی مِن رَجُلٍ قَتَلَ نَبِیّاً أَو إِمَاماً، أَو هَدَمَ الکعبَةَ الَّتِی جَعَلَهَا اللهُ عَزَّوَجَلَّ قِبلَةً لِعِبَادِهِ، أَو أَفرَغَ مَاءَهُ فی اِمرَأَةٍ حَرَاماً.

«بحار الأنوار، ج ۷۹، ص ۲۰»

پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – فرمود: هیچ کار (گناه) فرزندآدم نزد خدای تبارک وتعالی سنگین ترازاین نباشد که کسی پیامبری یا امامی را بکشد یا کعبه را که خدای عزوجل قبله بندگان خود قرار داده است ویران کند یا به حرام با زنی نزدیکی کند.

۳٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : عَلامَاتُ وَلَدِ الزِّنَا ثَلاثٌ سُوءُ المَحضَرِ وَ الحَنِینُ إِلی الزِّنَا وَ بُغضُنَا أَهلَ البَیتِ.

«بحار الأنوار، ج ۷۹، ص ۱۹»

امام صادق – علیه السلام – فرمود: نشانه های زنا زاده سه چیز است: بدگویی پشت سر دیگران، علاقه مندی به عملزنا و دشمنی با ما اهل بیت.

۴٫ قال الامام علی – علیه السلام – : مَا زَنَی غَیُورٌ قَطُّ.

«نهج البلاغه، حکمت ۳۰۵»

امام علی – علیه السلام – فرمود: غیرتمند، هرگز زنا نمی کند.

۵٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : اِشتَدَّ غَضَبُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ عَلَی اِمرَأَةٍ ذَاتِ بَعلٍ مَلَأَت عَینَهَا مِن غَیرِ زَوجِهَا أَو غَیرِ ذِی مَحرَمٍ مِنهَا، فَإِنَّهَا إِن فَعَلَت ذَلِک أَحبَطَ اللهُ کلَّ عَمَلٍ عَمِلَتهُ … .

«بحار الأنوار، ج ۷۶، ص ۳۶۶»

پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – فرمود: زن شوهر داری که مرد بیگانه ای غیر از همسر و یا محرم هایش، چشمش را پر کرده باشد، مورد خشم شدید خدای عزوجل است؛ زیرا که اگر چنین باشد خداوند همه اعمال او را باطل گرداند و اگر به شوهر خود خیانت ورزد، بر خداست که او را بعد از عذاب دادن در قبر به آتش دوزخ بسوزاند.

۶٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : لَمَّا اُسرِیَ بِی مَرَرتُ بِنِسوَانٍ مُعَلَّقَاتٍ بِثُدِیِّهِنَّ فَقُلتُ: مَن هَؤُلاءِ یَا جَبرَئِیلُ؟ فَقَالَ: هؤُلاءِ اللَّوَاتِی یُورِثنَ أَموَالَ أَزوَاجَهُنَّ أَولادَ غَیرِهِم.

«بحار الأنوار، ج ۷۹، ص ۱۹»

پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – فرمود: شبی که به معراج برده شدم بر زنانی عبور کردم که به سینه های خود آویزان بودند. پرسیدم: ای جبرئیل! اینها کیستند؟ جبرئیل گفت: اینها زنانی هستند که فرزندان غیر شوهران خود را، وارث اموالآنان می کنند.

۷٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : ثَلاثَةٌ لا یُکلِّمُهُمُ اللهُ تَعَالی وَلا یُزَکیهِم وَلَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ مِنهُمُ المَرأَةُ الَّتِی تُوَطِّئُ (عَلَی) فَرَاشَ زَوجِهَا.

«ثواب الأعمال، ج ۲، ص ۳۱۲»

امام صادق – علیه السلام – فرمود: سه کس اند که خدای متعال با آنان سخن نمی گوید و پاکشان نمی کند و آنان را عذابی دردناک است. یکی از آنها زنی است که به شوهر خود خیانت کند.

ادامه نوشته

پیشگیری از افزایش روابط نامشروع

برای پیشگیری از افزایش روابط نامشروع، چه راه حلّی پیشنهاد می کنید؟

غریزهی جنسی یکی از نیرومندترین غریزههای بشری است که در دوران بلوغ، نمود ویژهای دارد و بر جسم و جان جوان سایه میافکند. در دوران بلوغ، دختر و پسر در خود، احساس کمبود میکنند و میپندارند این کمبود با گرمای محبّت جنس مخالف، جبران و با مهر و عطوفت او به آرامش بَدَل میشود. بنابراین، باید برای ارضای این غریزهی طبیعی و نیرومند، چارهای اندیشید و راه درست را برگزید.

در جامعهی غرب که بر اساس نظریهی افرادی همچون فروید و راسل، آزادی جنسی بیقید و شرط و شهوترانی را پذیرفته است، آمار فرزندان نامشروع بیسرپرست، نوزادان پیدا شده در زبالهدانیها و توالتها، کورتاژها، قتلها و دیگر آسیبهای اخلاقی و انسانی ناشی از آزادی جنسی روز به روز در حال افزایش است. با این حال، اگر از همهی گناهها چشم بپوشیم، با این فاجعهی بزرگ چه کنیم که زن به توپی شهوانی بَدَل گشته است که هر لحظه میان نگاه شهوانی هزاران مرد شهوتران دست به دست میگردد.([1]) با بازیچه شدن زندگی پر از آمال و اهداف انسان و فراموش گشتن راه کمال و تعالی، چه میتوان کرد؟ 

باری، در چنین جامعهی پرالتهابی، در کوچه، خیابان، مدارس و ادارههای آن، جز شهوت و خودنمایی چیز دیگری نمیتوان دید و همهی امور در عین رنگارنگ بودن تنها یک رنگ دارند; رنگ لذّتجویی. حتی اگر لذّتجویی بیشتر در جنایت و ستم و دست اندازی به حقوق دیگران باشد، هیچ مانعی ندارد; زیرا هدف، حفظ منافع شخصی و لذّتجویی فردی است. برای افراد چنین جامعهای، سرنوشت اخلاقی جامعه و حقوق دیگران و آیندهی نسل بشری، هیچ اهمیّتی ندارد.

دنیای غرب، انسان آزاد و شرافتمند را اسیر، ذلیل و دربند لذّتجوییهای زودگذر کرده است. اگر غرب دست کم در کامجوییهای جنسی و ارضای کامل شهوتهای انسانی ـ و به گفتهی فروید برای حل عقدههای روانی و پدید آوردن عشق و محبّت ـ موفّق میشد، باز میتوانست ادعای پیروزی کند، ولی در همین زمینه نیز با مشکلهای فراوان رو به رو است.

شهید مرتضی مطهری در این باره میگوید:

در مورد غریزهی جنسی و برخی غرایز دیگر، برداشتن قیود، عشق به مفهوم واقعی را میمیراند و طبیعت را هرزه و بیبندوبار میکند. در این مورد هرچه عرضه بیشتر گردد، هوس و میل به تنوّع افزایش مییابد. اینکه راسل میگوید: «اگر پخش عکسهای منافی عفّت مجاز شود، پس از مدّتی مردم خسته خواهند شد و نگاه نخواهند کرد، شاید دربارهی یک عکس بالخصوص و یک نوع بیعفّتی بالخصوص صادق باشد، ولی مطلقاً در مورد همهی بیعفّتیها صادق نیست; یعنی از یک نوعِ خاصِّ بیعفّتی، خستگی پیدا میشود، نه بدین معنی که تمایل به عفاف، جانشین آن شود، بلکه بدین معنا که آتش و عطش روحی زبانه میکشد و نوعی دیگر را تقاضا میکند و این تقاضاها هرگز تمام شدنی نیست. خود راسل در «کتاب زناشویی و اخلاق» اعتراف میکند که عطش روحی در مسایل جنسی غیر از حرارت جسمی است. آنچه با ارضا تسکین مییابد، حرارت جسمی است نه عطش روحی.([2])

ویل دورانت در کتاب «لذّات فلسفه» دربارهی پیآمدهای آزادی جنسی میگوید:

در زیر عوامل سطحی طلاق، نفرت از بچهداری و میل و تنوّعطلبی، نهان است. میل به تنوّع گرچه از همان آغاز در بشر بوده است، ولی امروزه به سبب اصالت فرد در زندگی نو و تعدّد محرّکات جنسی در شهرها و تجاری شدن لذّت جنسی، دو برابر گشته است.([3])

همچنین در جای دیگر میگوید:

فساد پس از ازدواج بیشتر محصول عادتهای پیش از ازدواج است.([4])

حال باید دید راهحل درست برای کنترل و ارضای این غریزه و پیشگیری از ایجاد و افزایش روابط نامشروع چیست؟

استاد مطّهری در بیان راهحل میگوید:

به عقیدهی ما برای آرامش غریزه دو چیز لازم است; یکی، ارضای غریزه در حدّ حاجت طبیعی و دیگر، جلوگیری از تهییج و تحریک آن.([5])

دربارهی راهکار نخست بایدگفت: «اسلام برای ارضای صحیح مسایل جنسی، ازدواج دایم و در صورت مهیّا نبودن شرایط آن، ازدواج مدّتدار و موقّت را (با توجّه به ضوابط و شرایط شرعی([6]) و رعایت جوانب اخلاقی) توصیه کرده است. اسلام اصرار فراوان دارد که محیط خانوادگی، آمادگی کامل برای کامیابی زن و شوهر از یکدیگر داشته باشد و زن یا مردی که از این نظر کوتاهی کند، مورد نکوهش صریح اسلام قرار گرفته است. اسلام اصرار فراوانی به خرج داده است که محیط اجتماع، محیط کار و عمل و فعّالیّت است. بنابراین، از هر نوع کامیابی جنسی در آن محیط باید خودداری شود. فلسفهی تحریم نظر بازی و تمتّعات جنسی از غیر همسر قانونی و همچنین فلسفهی حرمت خودآرایی و تبرّج زن برای مرد بیگانه همین است.

اگر بتوانیم تصوّر کنیم که اتّحاد روح زن و شوهر و عواطف صمیمانهای که احیاناً تا آخرین روزهای پیری ـکهغریزهی جنسی فعالیتی ندارد ـ باقی است، برای زندگی ارزش بیشتر و بالاتری دارد. همچنین اگر بتوانیم تصوّر کنیم که لذّت یک مرد از مصاحبت همسر مشروع و وفادارش با لذّتی که از مصاحبت یک زن میبرد، تفاوت دارد، کوچکترین تردیدی نخواهیم کرد که برای بهرهمندی از مسرّت و آرامش بیشتر لازم است عواطف جنسی افراد را به همسر قانونی محدود کنیم و محیط و کانون خانواده را به این کار و کوشش اجتماع بزرگ را به کار و فعالیّت اختصاص دهیم.

مطلب مهمتر، جنبههای اجتماعی ازدواج است. ازدواج و تشکیل کانون خانوادگی، ایجاد کانونی برای پذیرش نسل آینده است و سعادت نسلهای آینده به وضع اجتماع خانوادگی بستگی کامل دارد».([7])

بنابراین، چون انسان زنده است و باید زندگی کند و زندگیِ سرشار از غریزه، عاطفه و نیاز انسانی بدون داشتن شریک و همسفر ممکن نیست، همسر قانونی و دایمی انسان بهترین همراه، همدل و پشتیبان لحظههای تنهایی و زدایندهی خستگیهای روحی خواهد بود. حال اگر پاسخگویی به مسایل غریزی از این راه (ازدواج دایم یا موقت) برای جوانی ممکن نیست، باید عفّت ورزد و با ایمان و اعتقاد، از عفاف و طهارت روح وجسم خویش نگهداری کند.

در اینجا، نقش راهکار دومی که شهید مطهری(رحمهم الله) فرموده است، بیشتر روشن میشود; زیرا در این وضعیت، جوان باید خود را از انواع محرّکها و تهیّجها دور نگه دارد. تماشای صحنههای تحریکآمیز مانند: فیلم و عکس، خواندن داستانهای تهیجکننده و برخوردهای آزاد و بیحدّ و مرز دختر و پسر، در لغزش و غوطهور شدن جوانان در گرداب آلودگی، نقش دارد.

پس دختران و پسران جوان و مجرّد باید بکوشند تا حدّ امکان، اندیشهی خود را از این گونه محرکها دور نگاه دارند. با پرهیز از برخورد زیاد و مختلط با جنس مخالف به ویژه در محیطهایی که اصول اسلامی در آن رعایت نمیشود، زمینههای گناه و پدید آمدن روابط نامشروع را میتوان از بین برد.([8])
پی نوشتها

[1]. اسلام و ارضای غریزهی جنسی، محمدرضا امین زاده، قم، انتشارات در راه حق، 1377، چ 1، ص 7.

[2]. مسألهی حجاب، مرتضی مطهری، قم، انتشارات صدرا، 1374، چ 42، صص 113 و 114.

[3]. لذّات فلسفه، ویل دورانت، نشر دانشجویی، ص97.

[4]. همان، ص 94.

[5]. مسألهی حجاب، ص 120.

[6]. ر.ک: توضیح المسائل مراجع عظام، کتاب نکاح.

[7]. اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، مرتضی مطهری، قم، انتشارات صدرا، صص 47 و 48.

[8]- برای آگاهی بیشتر ر.ک: اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، مرتضی مطهری، قم، انتشارات صدرا; مسألهی حجاب، مرتضی مطهری، قم، انتشارات صدرا; اسلام و ارضای غریزهی جنسی، محمّدرضا امینزاده، قم، انتشارات در راه حق.


پدیدآورنده: عباس محمدی
منبع:صباح :: بهار و تابستان 1381، شماره 2 و 3

محرمات به سبب لواط


حديث شريف:
1 - در صحيح ابن ابى عمير از ابو عبد اللَّه‏عليه السلام درباره مردى كه باپسركى بازى كرده رسيده است كه فرمود: "اگر در آن پسر دخول‏شده، دختر وخواهر آن پسر بر آن مرد حرام گردد."(140)
2 - نيز از امام‏عليه السلام درباره مردى كه با پسركى بازى كرده پرسش شدكه آيا مادر اين پسرك بر آن مرد حلال است؟
حضرت‏عليه السلام فرمود: "اگر در او دخول شده، نه."(141)
3 - امام‏عليه السلام درباره مردى كه با برادر زنش جمع شده مى‏فرمايد:"اگر در او دخول كرده باشد، زنش بر او حرام گردد."(142)
تفصيل احكام:
عمل زشت )لواط( - والعياذ باللَّه - يكى از عوامل تحريم‏هميشگى است. پرداختن به چنين انحرافى موجب تحريم نسبت به‏خويشاوندان شخص مفعول مى‏شود، كه تفصيل آن را ذيلاً بيان‏مى‏داريم:
1 - اگر كسى با ديگرى - والعياذ باللَّه - لواط كرد ودخول - حتى به‏مقدارى از ختنه‏گاه - صورت گرفت، مادر مفعول ومادران مادر اوهرچه بالا روند بر فاعل حرام گردد ودختر ودختران ونوادگان‏دخترش هرچه پايين آيند وخواهرش نيز بر او حرام شود، ودر اين‏ميان تفاوتى نيست كه آيا مفعول بزرگ يا كوچك بوده باشد، واحوطتحريم است اگرچه فاعل هم كوچك بوده باشد اگر چه اقوى خلاف‏آن است.
2 - بر عكس مسأله فوق، مادر فاعل ودختر وخواهرش بنا به نظراقوى بر مفعول حرام، نگردد.
3 - اگر مفعول، خنثى باشد مادر ودختر خنثى بر فاعل حرام‏مى‏شود، زيرا اين گونه آميزش جنسى )اگر خنثى مذكر باشد( لواطو)در صورتى كه مؤنث باشد( زنا محسوب مى‏شود، وحكم تحريم،هر دو صورت را در برمى گيرد.
4 - احوط، حرمت مادر ودختر مفعول است بر فاعل، اگر چه‏لواط پس از ازدواج با يكى از اين دو باشد، بويژه آن كه اگر مرد زن راطلاق دهد، وبخواهد از نو با او ازدواج كند.
5 - اين حكم، مادر وخواهر ودختر رضاعى را نيز در برمى گيرد.
6 - اين حكم حالت اجبار وشبهه را در بر نمى‏گيرد، اگر چه‏احوط، انتشار حرمت است.
7 - اگر شك كرد كه ادخال صورت گرفته يا نه اصل را بر عدم‏مى‏نهد.
8 - باكى نيست اگر پسر فاعل با دختر يا خواهر مفعول يا مادر اوازدواج كند، ولى بهتر است با دختر او ازدواج نكند.


منبع:الفقه الاسلامى‏ احكام خانواده و آداب ازدواج‏

آیا گناه لواط و زنا قابل بخشش است ؟

هیچ گناهى غیر قابل بخشش نیست. إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً خداوند همه گناهان را مى‏بخشد. بنابر این با عزم جدى به ترک گناه و استغفار به درگاه خداوند، مطمئن باشید خداوند گناه شما را مى‏بخشه. تقیّد شما به انجام واجبات، کارى ارزنده است چرا که نیکى‏ها زمینه را بر بدى‏ها تنگ خواهد کرد. قرآن مى‏فرماید: »نماز را در دو طرف روز و شبانگاه (نمازهاى یومیه) به جاى آور، همانا که خوبى‏ها بدى‏ها را از بین مى‏برد« (سوره هود، آیه 114). و خداوند در جای دیگر  در قرآن می فرماید که (ان الحسنات یذهبن السیئات) یعنی کارهای خوب بدیها و گناهان را از بین می برد: اگر کسی کار بد و گناهی انجام داده باشد و در اثر متنبه و آگاه شدن بدی آن عمل توبه بکند و آن کار را تکرار نکند طبق این آیه همه گناهانش در این مورد بخشیده می شود.

ضمناً هرگز گناه خود را براى کسى بازگو نکنید و فقط با خداوند راز و نیاز کرده و از او آمرزش بخواهید که او آمرزنده‏اى مهربان است. مشورت خوب است اما بازگو کردن گناه هم باعث اشاعه فحشاء و هم رفتن آبروی شما می شود اما اگر کسی باشد که بتوان از آن کمک گرفت برای ترک گناه و جبران گذشته حالا یا با اشاره به انجام گناهی هم می توان مطلب را فهماند و فرد هم هرکسی نباشد بلکه کسی که کارشناس باشد یا کسی که از دست او در این مورد کاری بربیاید و مفید فایده ای شود.

بی غیرتی


 

 «غیرت» به معنای رَشك و حسد مردانه و سرشار از صفات آن است و در تداول فارسی زبانان به معنای حمیّت و محافظت عصمت و آبرو و ناموس ونگهداری عزّت و شرف آمده است.[1]
علمای اخلاق نیز غیرت را چنین تعریف كرده اند، غیرت و حمیّت، یعنی تلاش در نگهداری آنچه كه حفظش ضروری است، این صفت در قالب مطلوبش از شجاعت، بزرگ منشی و قوت نفس انسان سرچشمه می گیرد و یكی از ملكه های نفسانی انسان و سبب مردانگی است و مردِ بی غیرت از زمره مردان خارج است.[2]
اگر غیرت بری با درد باشی وگر بی غیرتی نامرد باشی[3]
ضرورت غیرت
«
غیرت» یكی از كمالات انسانی است كه دست پرتوان آفرینش، اسباب آن را در وجود آدمی تعبیه كرده است. غیرت ورزی در حد عالی آن، لازمه انسانیت آدمیان مخصوصاً مؤمنان پرهیزكار است. امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ فرمود:
«
اِنَّ اللهَ یَغارُ لِلْمؤمِنِ فَلْیَغَرْ، مَنْ لا یَغارُ فَاِنَّهُ مَنْكُوسُ الْقَلْبِ»[4]
خداوند برای مؤمن، غیرت می ورزد، پس او نیز باید غیرت آورد. هر كس غیرت نورزد، دلش وارونه است.
شاید مراد از وارونگی دل این باشد كه شخص بی غیرت از حالت طبیعی انسان خارج شده و به ورطه پوچی و تباهی سقوط كرده است.
وجود غیرت در جامعه انسانی تا آنجا ضروری و حیاتی است كه شارع مقدس اسلام در تشریع احكام نیز به آن عنایت داشته است. رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:
«
اَلا وَ اِنَّ اللهَ حَرَّمَ الْحَرامَ وَ حَدَّ الحُدودَ وَ‌ ما اَحَدٌ اَغْیَرَ مِنَ اللهِ وَ مِنْ غَیْرَتِهِ حَرَّمَ الْفواحِشَ»[5]
آگاه باشید كه خداوند، محرمات را حرام و حدود را وضع كرد و هیچ كس غیورتر از خدا نیست كه از روی غیرت، زشتیها را حرام كرده است.
بر همین اساس، خدا به هر غیرتمندی نظرلطف و مرحمت دارد. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
«
اِنَّ اللهَ غَیوُرٌ یُحِبُّ كُلَّ غَیورٍ»[6]
خداوند، غیور است و هر غیرتمندی را دوست دارد.
از آنچه گذشت، به اهمیت، ضرورت و تقویت غیرت پی می بریم، ذكر این نكته نیز ضروری است كه انسان با شنیدن واژه غیرت، ناموس و حریم خانواده در ذهنش تداعی می شود در حالی كه مرز غیرت از این حد فراتر رفته انواع و اقسام دیگری را شامل می شود كه اهمیت آنها نیز از غیرت ناموسی كمتر نیست. در این جا به انواع غیرت اشاره می شود.
انواع غیرت
شاید بتوان انواع غیرت را به تعداد پدیده هایی كه نزد انسان تقدّس و حرمت دارد، گسترش داد كه در این صورت از مرز شمارش فراتر می رود. اما از دیدگاه دیگر می توان همه پدیده های مقدّس را در قالب دین، ناموس و آبرو و میهن خلاصه كرد كه در نتیجه، غیرت به سه نوع: دینی، ناموسی و ملّی تقسیم می شود.
الف ـ غیرت دینی
منظور از غیرت دینی، این است كه انسان مسلمان نسبت به كیان اسلام و آنچه بدان مربوط می شود حسّاس باشد، با تمام توان در اثبات و اجرای آن بكوشد و از كوچكترین خدشه و تعرّضی نسبت به آن جلوگیری كند. بر این اساس، جهاد، امر به معروف و نهی از منكر، سفارش به حق‌ و صبر، تعلیم و تعلّم و... می تواند در راستای غیرت دینی قرار گیرد، چرا كه هر یك از موارد یاد شده از یك سو، در تحكیم احكام اسلام مؤثر است و از سوی دیگر، با ضدّ آن سرستیز دارد.
قرآن مجید با لحن تحریك آمیزی از مسلمانان می خواهد كه ضمن تقویت غیرت دینی خویش در موارد لزوم، آن را به كار گیرند و از اسلام و مسلمانان بی یاور دفاع كنند:
«
وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلوُنَ فی سَبیلِ اللهِ وَ الْمُستَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ و النِساءِ وَ الْوِلْدانِ»[7]
شما را چه شده كه در راه خدا و مردان و زنان و كودكان مستضعف نمی جنگید؟
پیام این آیه نشانگر آن است كه جنگیدن در راه خدا و تلاش در رهاسازی مستضعفان خواستِ خدا و لازمه مسلمانی است كه اگر انجام نپذیرد، دور از انتظار و مورد اعتراض خدا قرار می گیرد.
امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ نیز غیرت را عین دیانت دانسته، فرمود:
«
غَیْرَهُ الرَّجُلِ ایمانٌ»[8]
غیرت مرد (عین) ایمان است.
همه غزوه ها و سریّه های پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ جنگ های سه گانه امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ مبارزه و صلح تحمیلی امام مجتبی ـ علیه السلام ـ و حماسه جاوید عاشورا و مبارزات بی امان پیشوایان معصوم ـ علیهم السّلام ـ و علمای دردآشنا در طول تاریخ، جملگی رنگ «غیرت دینی» دارد، خداوند می فرماید حتی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از اینكه مردم ایمان نمی آورند، نزدیك بود هلاك شود.
«
لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ اَلّا یَكُونوُا مُؤْمِنینَ»[9]
گویا از اینكه ایمان نمی آورند. می خواهی جانت را از دست بدهی!
امام علی ـ علیه السلام ـ از این كه مسلمانان نسبت به اجرای احكام اسلام و جهاد در راه خدا، بی تفاوتی نشان می دادند، دلش چركین بود و از خدا مرگ طلب كرد.
«...
قاتَلَكُم اللهُ لَقَد مَلَاتُم قَلْبی قَیحاً وَ شَحَنْتُم صَدری غَیظاً...»[10]
خدا مرگتان دهد كه دلم را چركین كردید و سینه ام را از خشم آكندید!
همچنین می فرماید:
«
وَ لَوَدِدْتُ اَنَّ اللهَ فَرَّقَ بَیْنی وَ‌ بَیْنَكم وَ الْحَقَنی بِمَنْ هُوَ اَحق بی مِنْكُم...»[11]
دوست دارم كه خدا میان من و شما جدایی افكند و به كسی كه سزاوارتر از شما به من است، ملحقم سازد.
ب ـ غیرت ناموسی
حمایت و حفاظت از ناموس، ارتباطی تنگاتنگ با شرف و مردانگی شخص مسلمان دارد و اسلام با تأكید از او خواسته كه از ناموس خود و هم كیشانش در برابر هر گونه گزند داخلی و خارجی به شدت دفاع كند و كمترین مسامحه ای از خود بروز ندهد، حتی روایت شده كه:
«
اگر كسی ببیند كه مرد بیگانه ای با همسرش نزدیكی می كند، می تواند هر دو را بكشد»[12]
فتوای امام راحل (قدس سرّه) نیز چنین است:
اگر به ناموس كسی ـ خواه همسرش باشد یا دیگران ـ به قصد تجاوز حمله شود، واجب است به هر وسیله ممكن آن را دفع كند گرچه به كشتن مهاجم بیانجامد، بلكه اگر قصد آبروریزی به كمتر از تجاوز هم داشته باشد، به ظاهر حكمش همین است[13]
همچنین، مسلمانان وظیفه دارند كه در میان خود ـ در روابط اجتماعی و خانوادگی ـ عفّت شخصی و عمومی را رعایت كنند. زنان با حجاب كامل اسلامی و رعایت شؤون اجتماعی، از هر گونه خودنمایی و تحریك مردان امتناع ورزند و مردان نیز با متانت و حفظ امانت نسبت به پاكدامنی خود و دیگران همت گمارند. نیز ناموس خویش را از رفت و آمدهای غیرضروری، پوشیدن لباسهای جلف و زننده، هر گونه خودآرایی در اجتماع، سخن گفتن و روبرو شدن با نامحرم و... باز دارند تا زمینه های ناامنی ناموسی محو شده، جای خود را به امنیت و عفت بدهد.
ج ـ غیرت ملّی
مراد از «غیرت ملّی» احساس مسؤولیت در برابر تمامیت ارضی كشور اسلامی و دلسوزی و حمایت از مسلمانان و عزت و شرف آنان است كه به شكلی با «غیرت دینی» و «غیرت ناموسی» نیز پیوند دارد.
ناگفته مشخص است كه «ملّی گرایی»‌ به معنای امروزی از نظر اسلام محكوم و نامعقول است؛ ولی وطن دوستی و مشاركت در دفاع از میهن و هم میهنان مسأله ای است كه با سرشت انسانی عجین و از سوی اسلام نیز به رسمیت شناخته شده است و روایت زیر گواه آن می باشد:
«
حُبُّ الْوَطَنِ مِنَ الْایمانِ»[14]
وطن دوستی از ایمان است.
پس از جنگ صفّین و فتنه حكمیّت، نیروهای معاویه یك سلسله عملیات ایذایی در نوار مرزی و شهرهای تحت فرمان امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ انجام داند، آن حضرت از چنین جسارتی بسیار دلگیر شد و با جدّیت از نیروهای خویش خواست كه به این حملات پاسخ دهند و پس از آنكه شنید ضحّاك بن قیس به زائران خانه خدا حمله كرده و اموالشان را به غارت برده است، به مردم فرمود:
«...
لایُدرَكُ الْحَقُّ الّا بِالْجِدّ اَیَّ دارٍ بَعْدَ دارِكُمْ تَمْنَعُونَ وَ‌ مَع اَیّ اِمام بَعْدی تُقاتِلُونَ»[15]
حق، جز در سایه تلاش و كوشش به دست نمی آید، پس از (تصرف و غارت) این میهن از چه دیاری دفاع خواهید كرد و بعد از من، همراه كدام پیشوا خواهید جنگید؟
امام خمینی (قدس سرّه) در این باره چنین فتوا داده است:
«
اگر دشمنی به كشور اسلامی یا مرزهای آن حمله كند و اسلام و جامعه اسلامی مورد خطر قرارگیرد، بر مسلمانان واجب است كه به هر وسیله ممكن و با بذل جان و مال از آن دفاع كنند[16]


[1] . لغت نامه دهخدا، واژه غیرت.
[2] .
جامع السعادات، ج 1، ص 266.
[3] .
لغت نامه دهخدا، واژه غیرت، (شعر از نظامی).
[4] .
بحارالانوار، ج 79، ص 115.
[5] .
همان، ج 76، ص 332.
[6] .
فروع كافی، ج 5، ص 535، دارصعب، بیروت.
[7] .
نساء (4)، آیه 75.
[8] .
شرح غررالحكم، ج 4، ص 377.
[9] .
شعرا (26)، آیه 3.
[10] .
نهج‌البلاغه، خطبه 27، ص 96.
[11] .
همان، خطبه 115، ص 364.
[12] .
وسائل الشیعه، ج 28، ص 149.
[13] .
تحریر الوسیله، امام خمینی، ج 1، ص 87.
[14] .
سفینه البحار، قمی، ج 2،ص 668، (برای اطلاع بیشتر از حدود و مرز میهن اسلامی به المیزان، ج 4، ص 2، رجوع كنید).
[15] .
نهج‌البلاغه، خطبه 29، ص 103.
[16] .
تحریرالوسیله، ج 1، ص 485.

 

علي اصغر الهامي نيا ـ اخلاق اسلامي، ص154

لواط



توبه می‌كند و نمی‌سوزد: در فروع كافی كتاب الحدود از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ روایت می‌كند كه: روزی حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ در میان جماعت اصحاب بودند مردی آمد و گفت یا امیر المؤمنین، با پسری لواط نموده‌ام پاكم كن، (یعنی بر من اجرای حد فرما) حضرت فرمود: برو به خانه‌ات شاید سودائی در طبعت حركت كرده باشد (چون به سبب احتمال شبهه، حد ساقط می‌شود لذا فرمود شاید حواست حاضر نیست و اقرارت از روی كمال عقل و شعور نیست) روز دیگر آمد و همان اقرار را كرد و خواهش اجرای حد را تكرار نمود.
حضرت ثانیاً فرمود: به منزلت رو، شاید سودائی در طبعت حركت كرده و چنین اقراری می‌كنی تا آنكه سه مرتبه باز گشته و همان طور اقرار و سپس خواهشش را تكرار كرد.
در مرتبه‌ چهارم حضرت فرمود: پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در این واقعه سه حكم فرموده هر یك را می‌خواهی اختیار كن یكی این كه دست و پایت را ببندند و از كوه پرتابت كنند یا این كه با شمشیر تو را بكشند یا با آتش تو را بسوزانند؟.
عرض كرد یا علی كدام یك از اینها دشوارتر است، فرمود سوزاندن با آتش، گفت آن را اختیار كردم.
حضرت فرمود: تهیه‌ی كار خودت را بكن، گفت چنین خواهم كرد، پس برخاست و دو ركعت نماز خواند سپس گفت خدایا گناهی از من سر زده كه تو به آن دانایی و من از گناه خود ترسیدم و به نزد وصی رسول تو آمدم و از او خواهش كردم مرا از گناه پاك كند، او مرا بین سه نوع عقوبت مختار فرمود خداوندا من آن را كه سخت‌تر بود انتخاب كردم از تو می‌خواهم كه این عقوبت را كفاره‌ی گناهان من گردانی و مرا در آخرت به آتش خود در جهنم نسوزانی پس گریان برخاست و در گودالی پر از آتش كه برایش آماده شده بود نشست آتش از اطرافش شعله می‌كشید.
حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ بر حالش رقت فرمود و گریان شد و اصحاب همه به گریه درآمدند، پس از آن، حضرت فرمود: برخیز ای مرد كه ملائكه آسمان و زمین را به گریه درآوردی به درستی كه خداوند توبه‌ات را پذیرفت، برخیز و به آن گناهی كه كردی نباید برگردی.
نكته: مشهور بین فقهاء آن است كه اگر گنهكار پس از اقرار و حاضر شدن برای اجرای حد، توبه نماید امام مخیر است كه حد را اجرا كند یا نكند. چنانچه در حدیث مزبور امام ـ علیه السّلام ـ از اجرای حد صرف نظر فرمود و این اختیار اجرای حد مخصوص موردی است كه گناه با اقرار گنه‌كار ثابت شود نه به شهادت شهود كه در این صورت توبه‌ گنه‌كار در اجرا نمودن حد تأثیری نداشته و حتماً باید حد اجرا شود.
آيت الله شهيد دستغيب- تلخيص از کتاب گناهان کبيره ، ج1، ص203

لواط


 

 لواط از گناهانی است كه به كبیره بودنش تصریح شده است، چنانچه از حضرت امام صادق و امام حضرت رضا ـ علیهما السّلام ـ رسیده بلكه حرمت و عقوبت آن از زنا شدیدتر است. از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ مرویست است كه:
«
حرمت لواط از زنا بیشتر است، به درستی كه خداوند قومی را برای عمل لواط هلاك فرمود (قوم لوط) ولی كسی را برای زنا هلاك نفرمود».[1]
از حضرت رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ مروی است كه فرمود: كسی كه با پسری جمع شود روز قیامت جنب وارد محشر می‌شود و آب دنیا او را پاك نمی‌كند و خشم خدا بر او است و او را لعنت فرموده، دوزخ را برایش آماده می‌فرماید و بد جایگاهی است.
سپس فرمود هرگاه كسی لواط كند، عرش خدا بلرزه درآید و خداوند او را لعنت و غضب فرموده و جهنم را برایش آماده می‌فرماید و ملوط (مفعول) را در كنار جهنم نگه می‌دارند تا خلایق از حساب فارغ شوند، پس او را در جهنم می‌اندازند و در طبقات دوزخ همیشه معذب خواهد بود.[2]
لواط كفر است: امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ فرمود لواط (كه از گناهان كبیره است و این عقوبت‌ها را دارد) مادامی است كه دخول در مخرج نشود، اما حكم دخول در دبر اگر آن را حلال بداند كفر است زیرا منكر ضروری دین گردیده و اگر آن را حلال نداند، در شدت و طول عذاب مانند كفر است.[3]
حذیفه بن منصور گفت كه از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ از لواط كه از گناهان كبیره است پرسیدم، حضرت فرمود ما بین دوران است، پرسیدم از كسی كه در دبر دخول می‌نماید فرمود كه این عمل كفر و انكار آنچه خدا بر پیغمبرش فرستاده می‌باشد، یعنی انكار قرآن است.[4]
سنگ عذاب هنگام مرگ: از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ مروی است كه: نیست بنده‌ای كه عمل قوم لوط را حلال بداند (و در روایت دیگر كسی كه بر لواط كردن اصرار داشته باشد) نمی‌میرد مگر اینكه در آن ساعت خداوند بر او سنگی از همان سنگ‌های عذابی كه بر قوم لوط بارید، می‌اندازد و مرگ وی در خوردن همان سنگ است و برای اینكه رسوا نشود، خداوند آن سنگ را از نظر خلق پوشیده است.[5]
عذاب‌های قوم لوط بر ظالمین: در قرآن مجید سه نوع عذاب برای قوم لوط بیان فرموده: صیحه باریدن سنگ عذاب بر آنها، و زیر و رو شدن شهرهای آنها بعد می‌فرماید: عذابی كه بر قوم لوط نازل شد از ظلم كنندگان دور نیست.[6]
و این تهدید سختی است به كسانی كه عمل آنها را مرتكب شوند.
غلامی كه مولایش را كشت: در زمان عمر، ‌غلامی كه مولای خودش را كشته بود پس از اقرار، عمر امر به كشتنش نمود، حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ از غلام پرسید چرا مولای خودت را كشتی؟ عرض كرد به زور با من لواط كرد پس او را كشتم آن حضرت از اولیای مقتول پرسید آیا او را دفن كرده‌اید؟ گفتند: آری هم اكنون از دفنش می‌آییم پس به عمر فرمود غلام را تا سه روز نگهدار و پس از سه روز اولیای مقتول حاضر شوند.
لاطی به قوم لوط ملحق می‌شود: پس از گذشتن سه روز آن حضرت به اتفاق عمر و اولیای مقتول بر سر قبرش آمدند از اولیایش پرسیدند این قبر صاحب شماست؟ گفتند: آری، سپس فرمود قبر را بشكافید تا به لحد برسید، چون به لحد رسیدند و آن را برداشتند جنازه را ندیدند، پس آن حضرت تكبیر گفت و فرمود: به خدا قسم دروغ نگفتم شنیدم از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: هر كس از امت من، عمل قوم لوط را مرتكب شود و بدون توبه از دنیا برود پس در قبرش بیش از سه روز نمی‌ماند تا اینكه زمین او را فرو می‌برد و به جایی كه قوم لوط هستند و هلاك گردیده‌اند ملحق می‌نماید پس در زمره‌ی ایشان محشور می‌شود.[7]
لواط هم فاحشه و زشت است: حضرت رضا ـ علیه السّلام ـ فرمود: بترس و ترك كن زنا و لواط را و لواط بدتر از زنا است و این دو گناه موجب هفتاد و دو گونه درد در دنیا و آخرت برای صاحبش می‌شود.[8]
در قرآن مجید چنانچه از زنا به فاحشه تعبیر فرموده این عمل شنیع را هم فاحشه خوانده چنانچه در سوره اعراف می‌فرماید:[9]
«
لوط به قوم خود گفت آیا كاری را می‌كنید كه در نهایت زشتی است، پیش از شما كسی از افراد بشر گرد چنین كار زشتی نگشته، آیا شما با مردان جمع می‌شوید در هنگام شهوت و زنان را رها می‌كنید بلكه شما اسراف كنندگانید».
چه اسرافی بدتر از اینكه نطفه‌ای كه به منزله‌ی بذر است برای بقاء نوع و نسل انسان و باید در رحم زن قرار گیرد در غیر محلی كه خدا قرار داده بریزد.
برای تهدید دیگران از نزدیك شدن به این عمل خلاف انسانی در سوره‌های اعراف و هود و نمل و عنكبوت و قمر[10] و نجم، ‌قوم لوط را یادآوری و كیفیت عذاب ایشان را متذكر می‌شود. باشد كه دیگران اندرزی بگیرند.
برای جلوگیری از پیش آمدن چنین عمل شنیعی چند چیز را كه مقدمات قریبه و بعیده‌ی آن است تحریم فرموده:
نگاه شهوت آلود به پسر، حرام است: 1ـ نگاه كردن از روی شهوت به جوان امرد (پسری كه هنوز مو به صورتش در نیامده) حرام است و سوء اثر و شدت عقوبت نظر حرام در روایات، به تفصیل بیان شده است. از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ مروی است كه: فتنه‌ جوان زیبای امرد از فتنه‌ دختر باكره بیشتر است.[11] پس بر هر مسلمانی واجب است از چشمان خود نهایت مواظبت را بكند كه به چنین گناه بزرگی مبتلا نشود.
لجام آتشین برای بوسه‌ شهوت: 2ـ بوسیدن جوانی از روی شهوت حرام است چنانچه از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ كه پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: كسی كه جوانی را از روی شهوت ببوسد خداوند او را در قیامت به لجامی از آتش لجام می‌فرماید.[12]
و از حضرت رضا ـ علیه السّلام ـ مروی است كه: هرگاه مردی جوانی را از روی شهوت ببوسد ملائكه‌های آسمان و ملائكه‌های زمین و ملائكه رحمت و ملائكه غضب او را لعنت كنند و جهنم برایش آماده شود و مكان بدی جایگاهش می‌باشد.[13]
و نیز از پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ مروی است كه: كسی كه جوانی را از روی شهوت ببوسد خداوند او را در آتش جهنم، هزار سال معذب می‌فرماید.[14]
و اگر مسلم شد كه كسی جوانی را از روی شهوت بوسیده باید حد بخورد و حدش از سی تا نود تازیانه است هر قدر كه حاكم شرع صلاح بداند او را می‌زند.
خوابیدن دو مرد یا دو زن: 3ـ خوابیدن دو مرد در یك بستر و زیر یك لحاف در صورتی كه هر دو عریان باشند، حرام است و همچنین است حكم دو زن، و فرقی بین محرم و بیگانه نیست.
و در چند روایت است كه باید آنها را حد زد و برایش هم حد زنا معین شده یعنی آنها را یكصد تازیانه بزنند.[15]
و بعضی از علماء فرموده‌اند كه چون برای خوابیدن دو مرد عریان زیر یك لحاف حد معین شده، پس از گناهان كبیره است.
و از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ مروی است كه: بستر فرزندان خود را از سن ده سالگی جدا سازید، یعنی دو برادر یا دو خواهر یا برادر و خواهر زیر یك لحاف از همان كوچكی نخوابند.[16]
حد لواط: چون حرمت و فساد لواط بیشتر از زنا است حدش شدیدتر است و آن كشتن می‌باشد، هرگاه لواط كننده و دهنده هر دو عاقل و بالغ باشند هر دو را باید كشت و فاعل را به وسیله‌ی شمشیر یا سنگسار كردن یا زنده به آتش سوزانیدن یا از بالای بلندی مانند كوه پرتاب كردن با دست و پای بسته شده، بایستی كشت و انتخاب نوع قتل به نظر حاكم جامع الشرایط است.
و از حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ مروی است كه: پس از كشتن، بدنش را به آتش بسوزانید و این گناه بزرگ مانند زنا به یكی از دو چیز ثابت می‌شود: یكی اقرار است به اینكه فاعل یا مفعول یا هر دو به این گناه خود چهار مرتبه اقرار كند و اگر كمتر از چهار مرتبه اقرار كند حد بر او جاری نمی‌شود و تنها تعزیر (تأدیب) می‌شود و بعضی از فقهاء فرموده‌اند چهار مرتبه اقرار باید در چهار مجلس واقع شود و شرط است در اقرار كننده بلوغ (پس اگر نابالغ باشد تأدیب باید شود) و كمال عقل و حریت و اختیار (پس اگر به اجبار و اكراه بوده حد ندارد).
دوم شهادت چهار مرد عادل بالمعاینه است یعنی بگویند به چشم خود دیدیم كه فلان با فلان لواط نموده و اگر گواهی دهنده‌گان كمتر از چهار نفر باشند گواهی آنها رد می‌شود و حد جاری نمی‌گردد بلكه حد قذف كه بعداً ذكر می‌شود بر آنها باید جاری شود و اگر شخص لاطی پیش از گواهی شهود توبه كند حد بر او جاری نمی‌شود و هر یك از اقرار و گواهی اگر بر دخول در دبر باشد حد آن كشتن است و اگر بر تفخیذ یعنی دخول در الیه و رانها باشد حد آن یكصد تازیانه است.
در خاتمه این بحث چند روایت ذكر می‌شود:
1
ـ امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ فرمود: اگر سزاوار بود كه كسی دو بار سنگسار شود هر آینه لواط كننده این چنین سنگسار می‌شد.[17]
شریعت‌های آسمانی متفقاً با این خوی نكوهیده به مبارزه پرداخته‌اند زیرا اساس بقای اجتماع تناسل است و لواط مانع از آن است و در نتیجه این عمل منكر اجتماع را در معرض فساد و زوال قرار می‌دهد به علاوه ارتكاب این عمل موجب آن می‌شود كه روح مردانگی كودك از میان برود و سرانجام از قیام به وظایف حیاتی و اجتماع كه مستلزم داشتن روح رجولیت حقیقی است عاجز ماند و صدمه‌ای عظیم از این راه متوجه اجتماع شود زیرا برای آن كه تناسل بر اساس صحیح انجام شود لازم است كه مرد و زن در جهت رجولیت و انوثیت كامل و صحیح باشد و لواط یا نسل را از میان می‌برد و یا آن را ضعیف می‌سازد.


[1] . عن ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ قال: سمعته یقول حرمه الدبر اعظم من حرمه الفرج و ان الله اهلك امه لحرمه الدبر و لم یهلك احداً لحرمه الفرج (وسائل الشیعه، كتاب نكاح، باب 17، ص249)
[2] .
قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ من جامع غلاماً جاء یوم القیمه جنباً لا ینقیه ماء الدنیا و غضب الله علیه و لعنه و اعدله جهنم و سائت مصیراً ثم قال أن الذكر یركب الذكر فیهتز العرش لذلك و ان الرجل لیؤتی فی حقبه فیحبسه الله علی جسر جهنم حتی یفرغ الله من حساب الخلائق. ثم یؤمر به الی جهنم فیعذب بطبقاتها طبقه طبقه حتی یرد اسفلها ولا یخرج منها (فروع كافی ـ وسائل الشیعه، كتاب نكاح، باب 17 و 18، ص249ـ253).
[3] .
اللواط مادون الدبر و الدبر هو الكفر (فروع كافی، كتاب النكاح).
[4] .
عن حذیفه بن منصور قال: سئلت ابا عبدالله ـ علیه السّلام ـ عن اللواط فقال: ما بین الفخذین، و سئلته عن الذی یوقب فقال ـ علیه السّلام ـ ذاك الكفر بما «لما» انزل الله علی نبیه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ (وسائل الشیعه، كتاب نكاح، باب 20، ص257).
[5] .
عن ابی بصیر عن ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ فی قوله تعالی و امطرنا علیها حجاره ‌من سجیل قال ما من عبد یخرج من الدنیا یستحل عمل قوم لوط ـ و فی روایه الوسائل من مات مصراً علی اللواط لم یمت الارماه الله تعالی بحجر من ذلك الحجاره تكون فیه منیته و لكن الخلق لایرونه (تفسیر قمی).
[6] .
و ما هی من الظالمین ببعید (سوره‌ی 11 آیه‌ی 85).
[7] .
معالم الزلفی.
[8] .
واتق الزنا و اللواط و هو اشد من الزنا و همایورثان صاحبهما اثنین و سبعین داء فی الدنیا و الآخره (فقه الرضا، «ع»).
[9] .
و لوطاً اذ قال لقومه اتأتون الفاحشه ما سبقكم بها من احد من العالمین انكم لتأتون الرجال شهوه من دون النساء... (سوره‌ی 7 آیه‌ی 78 تا 79).
[10] .
در ضمن تفسیر سوره‌ی قمر از بیانات مؤلف تحت عنوان: «حقایقی از قرآن» مفصلاً ذكر شده است.
[11] .
ایاكم و اولاد الاغنیاء و الملوك المرد فان فتنتهم اشد من فتنه العذاری فی خدورهن (وسائل الشیعه، كتاب نكاح، باب 21، ص258).
[12] .
من قبل غلاماً بشهوه الجمه الله تعالی بلجام من نار (اصول كافی).
[13] .
و اذا قبل الرجل غلاماً بشهوه لعنته ملائكه السماء و ملائكه الارض و ملائكه الرحمه و ملائكه الغضب و اعدله جهنم و سائت مصیراً (فقه الرضا «ع»).
[14] .
من قبل غلاماً بشهوه عذبه الله تعالی الف عام فی النار (مستدرك الوسائل، كتاب نكاح، باب 17، ص57).
[15] .
در باب دوم این رساله ضمن گناه مساحقه ذكر می‌شود كه بنابر مشهور پس از اثبات در نزد حاكم شرع باید تعزیر شود به كمتر از حد (صد تازیانه).
[16] .
قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ الصبی و الصبی و الصبی و الصبیه و الصبیه و الصبیه یفرق بینهم فی المضاجع لعشر سنین (وسائل الشیعه، كتاب نكاح، باب 127، ص30).
[17] .
عن ابی عبدالله عن آبائه ـ علیه السّلام ـ قال قال امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ لو كان ینبغی لاحد ان یرجم مرتین لرجم الوطی (فروع كافی، كتاب الحدود، ص119)

. آيت الله شهيد دستغيب- تلخيص از کتاب گناهان کبيره ، ج1، ص203

شهوت رانی


شهوت رانی عبارت است از: متابعت كردن آدمى قوه شهویه خود را در هر چیزى كه میل به آن مى‏كند و آدمى را به آن مى‏خواند، از: شهوت شكم و فرج و حرص مال و جاه و زینت و امثال اینها.
و بسیارى از علماى اخلاق تخصیص داده‏اند آن را به متابعت شهوت شكم و فرج و حرص بر اكل و جماع.
و تفسیر اول اگر چه به منشأیّت این صفت از براى جمیع رذایل، كه در طرف افراط قوه شهویه است انسب است و لیكن چون اكثر در مقام بیان آن اكتفا به معنى دوم كرده‏اند ما نیز به این طریق بیان مى‏كنیم و مى‏گوییم: كه شكى نیست كه این صفت، اعظم مهلكات بنى آدم است.
و از این جهت سید كائنات فرمود كه: (هر كه از شرّ شكم و زبان و فرج خود محفوظ ماند از همه بدیها محفوظ است). و فرمود كه: (واى بر امت من از حلقوم و فرجشان). و نیز فرمودند كه: (بیشتر چیزى كه امت من به واسطه آن داخل جهنم خواهند شد شكم و فرج است).
مفاسد پیروى از شهوت فرج
و اما دوم: كه پیروى شهوت فرج، و حرص بر مجامعت باشد، پس شكى نیست كه خود فی نفسه امرى است قبیح و منكر، و در نظر ارباب عقول، مستهجن و مستنكر.
عقل كه كارفرماى مملكت بدن است به واسطه آن مقهور و (منكوب)، و قوه عاقله كه مخدوم قوا و حواس است، خادم و مغلوب مى‏گردد. تا كار به جائى مى‏رسد كه همت انسان بر تمتّع، از (جوارى) و نسوان (مقصور)، و از سلوك آخرت مهجور مى‏شود.
بلكه بسا باشد كه قوه شهویه چنان غلبه نماید كه قوه دین را مضمحل و خوف خدا را از دل زایل نموده، آدمى را به ارتكاب فواحش بدارد. و اگر كسى را قوه واهمه غالب باشد این شهوت او را به عشق بهیمى منجر مى‏سازد. و آن ناخوشى‏اى است كه:
عارض دلهاى بیكار، كه از محبت خداوندگار خالى، و از همت عالى برى باشند مى‏شود.
و بر كسى كه دشمن خود نباشد لازم است كه: خود را از مبادى شهوت كه فكر و نظر كردن باشد محافظت نماید و احتراز كند، زیرا كه: بعد از هیجان قوه شهویه نگاه داشتن آن صعوبتى دارد. و این اختصاص به شهوت ندارد، بلكه محبت هر امر باطلى از جاه و مال و اهل و عیال و غیر اینها چنین است.
پس اگر آدمى ابتدا در آنها فكر نكند و ملتفت مبادى آنها نشود، دفع آنها در نهایت سهولت و آسانى مى‏شود. و اگر پیش آنها را نگرفت و داخل در آنها شد دیگر نگاهداشتن خود امرى است بسیار مشكل.
و مثال آن، مانند كسى است كه: عنان مركبى را در دست داشته باشد و آن مركب بخواهد داخل مكانى شود، ابتدا در نهایت سهولت مى‏تواند عنان را گرفته مانع آن شود.
و اما كسى كه ابتدا خود را محافظت ننموده، مانند كسى است كه: مركب را رها كند تا داخل جائى شود و بعد دم آن را گرفته بخواهد از عقب بیرون كشد. ببین تفاوت ره از كجاست تا به كجا در اول، به اندك التفاتى ممانعت میسّر گردد، در آخر به صد جان كندن دست ندهد.
پس كسى كه طالب نجات خود باشد باید در ابتداى كار، احتیاط كند، كه به آخرش مبتلا نشود. و احمق طایفه‏اى هستند كه: با وجود اینكه شهوت ایشان قوى است باز در صدد تناول غذاها و معاجین مقوّیه باه هستند تا جماع بیشتر كنند. و ایشان مانند كسانى هستند كه مبتلا به چنگ سباع درنده شده باشند و در بعضى اوقات كه آن سباع از او غافل شوند حیله‏هایى كنند كه آنها را به هیجان و حمله آورد. و چگونه كسى كه از عقلا محسوب باشد چنین امرى مى‏كند و حال اینكه علاوه بر مفاسد دینیّه كه بر افراط در وقاع مترتب مى‏شود به تجربه رسیده كه هر كه منقاد این شهوت گردد و به تهییج زنان و تجدید ایشان و خوردن غذاهاى مقویه و معاجین (مبهیه) سعى در قوّت و هیجان شهوت نماید البته لاغر و نحیف، و در اكثر اوقات مریض و ضعیف، و عمر او كوتاه است.
و بسا باشد كه: دماغ او مختل، و عقل او فاسد گردد. و این شهوت را تشبیه كرده‏اند:
به عامل ظالمى كه پادشاه او را (مطلق العنان) كند، و او را از ظلم كردن منع نكند. و او به تدریج اموال رعایا را بگیرد تا ایشان را مستأصل كند، و به فقر و فاقه مبتلا سازد. و به یكباره همه ایشان هلاك شوند، یا از مملكت پادشاه متفرق شده مملكت را ویران گذارند.
پس هرگاه پادشاه عقل، قوه شهویه را بر مملكت بدن مسلط سازد و آن را بر حد اعتدال ندارد جمیع مواد صالحه، كه از غذا هم مى‏رسد و باید به جمیع اعضا منقسم گردد، و بدل ما یتحلّل شود، به مصرف خود مى‏رساند و همه را منى مى‏كند، و سایر اعضا بى‏غذا مى‏ماند، و به تدریج ضعیف مى‏گردند، و به زودى اجزاى ملك بدن از هم مى‏پاشد.
و چون آفات این شهوت، خارج از حد احصا، و باعث هلاكت دین و دنیا است، اخبار بسیار در مذمت آن وارد شده. حتى آنكه در بعضى از روایات رسیده كه: (چون ذكر مرد برخاست دو ثلث عقل او مى‏رود). و در تفسیر قول خداى - تعالى -: (وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ اذا وَقَبَ ،113: 3) وارد شده كه یعنى: از شر ذكر، هرگاه برخیزد یا داخل شود. و حضرت رسول - صلّى اللّه علیه و آله - فرمود كه: (خدا هیچ پیغمبرى از گذشتگان را برنینگیخت مگر آنكه شیطان امید داشت كه او را به مهلكه زنان افكند و هلاك سازد. و من از هیچ چیز نمى‏ترسم این قدر كه از زن). و فرمود كه: (بپرهیزید از فتنه زنان. و اول فتنه بنى اسرائیل به واسطه زنان بود). مروى است كه: (شیطان گفت: زن، نصف لشكر من است، و آن از براى من تیرى است كه به هر جا مى‏افكنم خطا نمى‏شود. و زن محرم اسرار من، و رسول من است). زن و اژدها هر دو در خاك به جهان پاك ازین هر دو ناپاك به عزیزان را كند كید زنان خوار به كید زن مبادا كس گرفتار و شك نیست كه اگر شهوت فرج نبودى زنان بر مردان تسلط نیافتندى. پس افراط در این شهوت هلاك كننده فرزند آدم است. هان، هان تا مغرور نگردى به اینكه پیغمبر خدا زنان بسیار خواست.
كار پاكان را قیاس از خود مگیر گرچه باشد در نوشتن شیر شیر آشنایان ره عشق درین بحر عمیق غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده اگر تمام دنیا از آن او بودى لحظه‏اى دل او را مشغول نساختى، و ساعتى به فكر آن نپرداختى. چنان آتش شوق و محبت خدا در كانون سینه همایونش افروخته بود كه: اگر گاه گاهى آبى بر آن نریختى، دل او آتش گرفتى، و از آنجا سرایت به جسم مباركش كردى، و اجزاى وجود مسعودش را از هم پاشیدى. و جنبه تجردش چندان غالب بود كه اگر گاهى خار و خس مادیات به دامن او نیاویختى یكباره از عالم مادیات گریختى، و طایر روحش به اوج عالم قدس پرواز نمودى.
به این جهت، آن جناب زنان متعدده خواستند و نفس مقدس خود را به ایشان مشغول ساختند كه فی الجمله التفاتى به دنیا از براى او همیشه باشد و از كثرت استغراق در (لجه بحر) شوق الهى منجر به مفارقت روح مقدسش نگردد. و به این جهت بود كه: هرگاه كثرت استغراق، او را فرو گرفتى و از باده انس سرشار گشتى، دست مبارك بر ران عایشه مى‏زد و مى‏فرمود:
(كلّمینى یا حمیرا اشغلینى یا حمیرا) یعنى: (اى عایشه با من سخن گوى، و مرا مشغول دنیا كن). و به این سبب بود كه بعضى از زوجات آن جناب، كه به تقدیر رب الارباب به تزویج آن حضرت آمده بودند در نهایت شقاوت بودند تا به جهت كثرت شقاوت دنیویه آنها غالب باشد و توانند فی الجمله مقاومت با جنبه قدسیه آن حضرت نمایند، و روح پاكش را به جانب دنیا جذب نمایند. و چون ایشان آن سیّد انس و جان را مشغول ساختندى فى الجمله آن حضرت به این عالم التفات مى‏كرد، ولیكن چون جبلّت آن حضرت، انس با پروردگار بود، و التفات به خلق، عارضى بود كه از براى بقاى حیات، خود را به آن مى‏داشتند هر وقت كه مجالست او با اهل دنیا به طول مى‏انجامید دلتنگ مى‏شد و شكیبائى در او نمى‏ماند و مى‏فرمود: (ارحنا یا بلال) یعنى: اذان بگوى، و ما را از اشتغال به دنیا راحت انداز. و مخفى نماند كه معالجه افراط در این شهوت بعد از تذكر مفاسد و یادآورى معایب آن، این است كه: قوه شهویه را به گرسنگى ضعیف كنى. و آنچه باعث هیجان شهوت مى‏شود، از: خیال زنان و تصوّر ایشان و نگاه كردن و سخن گفتن و خلوت نمودن با آنها احتراز كنى. و اقواى اسباب هیجان این شهوت، این چهارتا است. و از این چهارتا، تأثیر نظر كردن و خلوت نمودن بیشتر است. و از این جهت خداى - تعالى - فرمود:
(قُلْ لِلْمُوْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ ابْصارِهِمْ ،24: 30) یعنى: (به مؤمنین امر كن كه دیده‏هاى خود را بپوشند). و حضرت رسول - صلّى اللّه علیه و آله - فرمود كه: (نظر كردن، تیر زهر آلودى است از تیرهاى شیطان، هر كه خود را از آن نگاهدارد به جهت خوف خدا، خدا او را عطا فرماید ایمانى كه حلاوت آن را در دل خود بیابد). و از یحیى بن زكریا پرسیدند كه ابتداى زنا و منشأ آن چیست؟ گفت: (نگاه كردن و آرزو نمودن). یعنى خیال و تصوّر كردن.
و حضرت داود - علیه السّلام - به پسر خود فرمود كه: (اى فرزند من در عقب شیر راه برو ولى در عقب زن راه مرو). و ابلیس لعین گفته است كه: (نگاه كردن كمان قدیم من است. و تیرى است كه هرگز آن را خطا نمى‏كنم). و چون نظر كردن باعث هیجان شهوت مى‏شود، شریعت مقدّسه، حرام كرد نظر كردن هر یك از مرد و زن را به دیگرى. و حرام نمود شنیدن مردان و زنان سخنان یكدیگر را مگر در حال ضرورت. و همچنین حرام شد نظر كردن مردان به پسران (امرد)، اگر از شهوت باشد. و از این جهت، بزرگان دین و اخیار در اعصار احتراز مى‏نمودند از نظر كردن به روى پسران امرد. و به این سبب بود كه سلاطین اسلام، كه پناه مذهب و دین، و (حصن حصین) شرع و آئین‏اند، و حكام دیندار و علمائى كه حكم ایشان نافذ بود، در اعصار و (امصار) از تردّد زنان در كوچه و بازار بدون حاجت و ضرورت، و از اجتماع ایشان در عیدگاهها و مساجدى كه موجب نظر كردن به مردان و مظنه فتنه و فساد مى‏بود منع مى‏نمودند.
پس كسى كه در صدد محافظت دین و دنیاى خود باشد باید از نظر كردن به نامحرم و تصور ایشان و تكلم و خلوت با زنان اجتناب تمام نماید.
ملا احمد نراقي - برگرفته از معراج السعادة ، ص218و278 و اخلاق شبر- سيد عبدالله شبر، ص219

آیا همجنس گرایی و لواط از گناهان کبیره است؟

فهرست گناهان کبیره که یا منصوصه هستند یعنى، صریحا نسبت به آنها وعید عذاب داده شده مثل: شرک به خدا، یأس از رحمت خدا، آدم‏کشى، عاق والدین، قطع رحم (در مقابل صله‏رحم)، رباخوارى، زنا، لواط، شرابخوارى، قمار، غنا (موسیقى حرام)، دروغ، ترک نماز عمدا، دزدى، حرام خوارى، اصرار بر گناه و یا غیرمنصوصه هستند یعنى غیرصریح نسبت به آنها وعید عذاب داده شده مثل: غیبت، سخن‏چینى، ریختن آبروى مؤمن، مکر و نیرنگ، احتکار، حسد، دشمنى کردن با مؤمن، استمناء، فتنه، بهتان، هتک قرآن (از بین بردن احترام قرآن)، هتک کعبه، هتک مساجد و(1).

 لواط از گناهان بزرگ است. شخصى که مرتکب این عمل شنیع مى‏شود از نظر خدا و رسول او و ملائکه مورد لعنت واقع مى‏شود و اگر در حال بلوغ و یا اختیار اراده و عقل مرتکب این عمل شده باشد و بدون توبه واقعى مرده باشد عذاب او شدید خواهد بود. پیامبر اکرم (ص) مى‏فرماید: »وقتى که لواط کننده در قبر نهاده شد بیشتر از سه روز باقى نمى‏ماند و خداوند او را میان قوم هلاک شده لوط پرتاب مى‏کند و روز قیامت هم با آن قوم ستمکار محشور مى‏شود«،(2).

 بنا بر این لواط قطعا از گناهان کبیره است چنانچه زنا نیز از گناهان کبیره است وکبیره بودن یکى دلیل بر کبیره نبودن دیگرى نیست.

پى‏نوشت‏

 (1)) به کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب مراجعه فرمایید )

 (2)) میزان‏الحکمه ج 11 ص 5369)

آیا انجام لواط با شخصی، موجب حرمت ازدواج با خواهرش می شود؟

اگر کسی با مردی لواط کند و لو این که مقداری از حشفه[1] داخل شود، مادر لواط داده و مادر بزرگش و هر چه بالاتر رود‏، و دختر لواط داده و دختر دخترش و هر چه پائین تر رود و خواهرش، بر فاعل حرام می شوند اگر چه لواط کننده و لواط دهنده بالغ نباشند[2] اما مادر و دختر و خواهر فاعل بر مفعول حرام نمی شود[3] . بله اگر گمان کند که دخول شده، یا شک کند که دخول شده یا نه، بر او حرام نمى‏شوند.


آنچه بیان شد در صورتی است که لواط قبل از عقد با مادر و خواهر و دختر لواط داده، انجام شده باشد[4] اما اگر لواط با مردی بعد از عقد با دختر یا خواهر یا مادر  او انجام گرفته باشد بنابر فتوای مراجع معظم، مادر و خواهر و یا دختر مفعول برای فاعل حرام نمی شود.[5]

نتیجه این که اگر هیچ گونه دخولی صورت نگرفته باشد ازدواج امکان پذیر است.

 

[1] ختنه گاه.

[2] آنچه نقل کرده ایم نظر امام خمینی (ره) بود اما بعضی از مراجع دیگر می فرمایند:

مکارم: اگر لواط کننده نابالغ باشد حرام نمى‏شود.

صافى، تبریزى: بنا بر احتیاط بر لواط کننده در صورتى که بالغ بوده حرام است.

فاضل: اگر شخص بالغى با پسر نابالغى لواط کند، با احراز تحقّق دخول؛ مادر، خواهر و دختر پسر بر او حرام مى‏شود ولى اگر فاعل نابالغ باشد یا شک کند که بالغ بوده بر او حرام نمى‏شود و چنانچه هر دو بالغ باشند، بنا بر احتیاط بر او حرام مى‏شود.

سیستانى: مسأله مادر و خواهر و دختر پسرى که لواط داده، بر لواط کننده در صورتى که بالغ بوده حرام مى‏شود، هر چند کمتر از ختنه‏گاه داخل شود؛ و همچنین است بنا بر احتیاط لازم اگر لواط دهنده مرد باشد و یا آن که لواط کننده بالغ نباشد، ولى اگر گمان کند که دخول شده یا شک کند که دخول شده یا نه، بر او حرام نمى‏شود؛ و همچنین مادر و خواهر و دختر لواط کننده بر لواط دهنده حرام نیست.

[3] تحریر الوسیلة، ج‏2، مسألة 24، ص 282.

[4] توضیح المسائل، ج 2، ص 473، مسئله 2405.

[5] توضیح المسائل، ج 2، ص 473، مسئله 1406.

وظيفه ما در برابر گناهان چيست ؟

بايد به فكر اين باشيم در هر شرايطى با گناهان مبارزه و توبه نمائيم مخصوصاً جوانان و نوجوانان عزيز بايد اين نكته را توجّه داشته باشند كه بنابر فرموده مقام معظم رهبرى حضرت آية ا... خامنه اى كه فرمودند: امروزه دشمنان اسلام با (تهاجم فرهنگى يعنى شبيخون فرهنگى ) با فرهنگ كاذب و دروغين وارد صحنه شده اند و مى خواهند نسل پاك جوانان و نوجوانان عزيز را آلوده نمايند مثلاً با رواج دادن عكس ها و نوارها و فيلمهاى مبتذل ، و كشاندن جوانان به مسئله اعتياد خانمانسوز، و وادار نمودن آنان به مسائل منكراتى ديگر... بايد هوشيار باشيم خوبيها و بديها را بشناسيم و سعى كنيم خوبيها را در جامعه تكرار كنيم و در مقابل بديها و گناهان توبه نمائيم و خودمان را از گناهان شستشو دهيم .
شرايط توبه :
1 - پشيمانى از كارهاى زشت گذشته .
2 - اراده بر ترك آن براى هميشه .
3 - درصدد جبران حق اللّه باشيم ، مثل نماز - روزه و غيره ...
4 - در صدد جبران حق الناس باشيم مثلاً اگر به كسى چيزى بدهكار هستيم ادا كنيم .
5 - با نماز و دعا پشيمانى خود را از گناهان اعلام داريم .
منبع: رهگشاي جوانان؛ علي رستمي چافي 


اقسام گناهان

 گناهان به دو دسته كلّى تقسيم مى شوند: 1 - گناهان صغيره (كوچك ) 2 - گناهان كبيره
گناهان صغيره :
گناهان صغيره در موارد زير تبديل به گناهان كبيره مى شود:
1 - اصرار بر گناه صغيره تبديل به گناه كبيره مى شود.
2 - كوچك شمردن گناه صغيره تبديل به گناه كبيره مى شود.
3 - اظهار خوشحالى هنگام گناه صغيره تبديل به گناه كبيره مى شود.
4 - انجام گناه صغيره از روى طغيان تبديل به گناه كبيره مى شود.
5 - مغرور شدن بعد از گناه صغيره كه هنوز مجازات الهى نشده تبديل به گناه كبيره مى شود.
6 - آشكار نمودن گناه صغيره تبديل به گناهان كبيره مى شود.
7 - گناه شخصيتها (آنهائى كه داراى موقعيت خاص اجتماعي هستند، با گناه ديگران يكسان نيستند چه بسا، گناه صغيره آنها، حكم گناه كبيره را داشته باشد).
گناهان كبيره :
گناهان كبيره موارد آن زياد است بعضى تعداد آن را 7 عدد، بعضى 10 عدد، بعضى 20 عدد، بعضى 34 عدد، بعضى نيز 40 عدد و بيشتر ذكر نموده اند، امام خمينى (قدس سره شريف ) در تحريرالوسيله تعداى از گناهان كبيره را بر مى شمارد. عبارتند از: 1 - نااميدى از رحمت خدا 2 - ايمن شدن از مكر خدا 3 - دروغ بستن به خدا يا رسول صلّى اللّه عليه و آله و يا اوصياء خداصلّى اللّه عليه و آله 4 - كشتن نابجاه 5 - عاق والدين 6 - خوردن مال يتيم از روى ظلم 7 - نسبت زنا به زن باعفت 8 - فرار از جبهه جنگ با دشمن 9 - قطع رحم 10 - سحر و جادو 11 - زنا 12 - لواط 13 - دزدى 14 - سوگند دروغ 15 - كتمان در گواهى دادن 16 - گواهى به دروغ 17 - پيمان شكنى 18 - رفتار برخلاف وصيت 19 - شرابخوارى 20 - ربا خوارى 21 - قمار بازى 22 - خوردن مردار و خون 23 - خوردن گوشت خوك 24 - خوردن ذبح غيرشرعى مگر در صورت ناچارى 25 - كم فروشى 26 - تعرّب بعد از هجرت (يعنى انسان از محلى كه مى تواند دينش را حفظ كند به جايى برود كه دينش در خطر است ). 27 - كمك به ستمگر 28 - تكيه بر ظالم 29 - نگهدارى حقوق ديگران بدون عذر 30 - دروغگويى 31 - تكبّر 32 - اسراف و تبذير 33 - خيانت 34 - غيبت 35 - سخن چينى 36 - سرگرمى به امور لهو 37 - سبك شمردن فريضه حجّ 38 - ترك نماز 39 - ندادن زكات 40 - اصرار بر گناهان صغيره (كوچك ).
منبع: رهگشاي جوانان؛ علي رستمي چافي