خانواده و تربیت / نکته ها

یکى از مواردى که آموزش آن بسیار مهم و ضرورى است، آشنا کردن افراد خانواده به لزوم احترام گذاشتن و حفظ حریم همدیگر است. متأسفانه در بسیارى از خانواده ها مشاهده مى شود اعضاى خانواده به راحتى دیوارهاى احترام و حرمت ها را میان خود شکسته و با کلام هاى آزاردهنده و رفتارهاى ناخوشایند و نامطلوب موجبات کینه و نفرت از هم را فراهم مى آورند. البته آنان غالبا به دلیل ارتباطات عاطفى بلافاصله پشیمان شده و تلاش مى کنند تا به نحوى جبران نمایند. پرواضح است تکرار این بدزبانى ها و حریم شکنى ها عواقب جبران ناپذیرى به دنبال داشته و به بنیادهاى زندگى مشترک لطمات زیادى وارد مى آورد.

عکس این موضوع زمانى اتفاق مى افتد که در حریم مقدسى به نام خانواده و به عنوان مهم ترین هسته تربیتى، مسائل و موارد اختلاف برانگیز از طریق خودِ اعضاى خانواده و در محیطى عاطفى و محبت آمیز و با گفتگو یا مشاوره حل و فصل شود. در مرحله بعدى، بزرگان و ریش سفیدان ایفاى نقش نموده و راهکارهاى قانونى در اختلافات و تنش هاى خانوادگى که پیامدهاى روحى ناگوارى بر تمامى اعضاى خانواده دارد به عنوان نهایى ترین مرحله و راهى ناگزیر مد نظر داشته باشند.

اتخاذ روش هاى منطقى و عقلانى مى تواند به میزان قابل توجهى از پیامدهاى ناشى از اختلافات خانوادگى بکاهد و این موضوع با توجه به رابطه همخونى، انگیزه هاى عاطفى و زیستن زیر یک سقف مى تواند سبب شود که اختلافات از طریق گذشت و عفو به صلح و آشتى منجر شود. اصولاً سعى در راضى نگه داشتن همه و نادیده گرفتن راه و هدف هاى خود، فرمول شکست خوردن است. اعضاى خانواده و بخصوص زن و شوهر نباید بر مسائل سطحى زندگى توجه و تأکید داشته باشند و در تعامل با دیگران و بخصوص اعضاى خانواده سعى کنند بیشتر روى شباهت ها تمرکز داشته باشند تا تفاوت ها. به عبارت دیگر تا مى توانند از به کارگیرى واژه «من» بکاهند. در این صورت بخشیدن و فراموش کردن اشتباهات طرف مقابل راحت تر و سریع تر اتفاق مى افتد. البته نباید فراموش کرد که اولین قدم جهت استمرار محبت و تفاهم میان زن و شوهر، انتخاب صحیح همسر است. بنابراین امر ازدواج باید با عقلانى ترین شیوه ممکن صورت پذیرد. برخورد صادقانه و دور از ریا، نفاق، دروغ و پرهیز از اعمال تصنّعى به زن و مرد کمک خواهد کرد تا دور از تحمیل تصمیم گیرى نمایند.

موضوعاتى همچون زیبایىِ ظاهر، ثروت و مکنت حتى تأکید بیش از حد و غیر منطقى 

بر مدرک تحصیلى نمى تواند ملاک هاى قابل اتکایى براى تداوم زندگى مشترک باشند چرا که کسب و یا به دست آوردن این قبیل ویژگى ها و امتیازات چندان سخت و یا غیر ممکن نیست لکن آنچه به دست آوردنش تا حدى غیر ممکن مى نماید، مسائل معنوى و روحى و تصحیح رفتارها است که فرد با آن الگوها بزرگ شده و پرورش و تربیت یافته است.

بدیهى است تغییر در روحیات و رفتارهاى طرف مقابل سخت و دشوار و نیازمند زمانى طولانى مى باشد. در این حالت زن یا شوهر پس از مدتى از ادامه ایجاد تغییر در همسر عاجز و درمانده شده و کار را رها مى کند. بدیهى است نقطه شروع تنش و مشکلات از آن زمان آغاز خواهد شد.

افراد خانواده و بخصوص زن و شوهر الزاما باید به حفظ حریم ها و حرمت ها پاى بند بوده، عقلانى بیندیشند و از عواطف و احساسات خود به جا و به موقع استفاده کنند. در غیر این صورت فردى که در ارتباط با مهم ترین رویداد زندگى اش یعنى ازدواج، شتابزده و با ظاهربینى عمل مى کند در رابطه با طلاق و جدایى نیز با خشم و پندارهاى تند و توأم با سطحى نگرى رفتار خواهد کرد و این زنجیره اشتباه و غفلت مدام در زندگى وى تکرار شده و به انحاى مختلف و شکل هاى متفاوت ادامه خواهد یافت. آرى، تجربه آزمون و خطا در مورد ازدواج و زندگى مشترک پذیرفتنى نیست چرا که انسان ها عمرى کوتاه و فرصتى اندک براى «با هم بودن» و «درست زندگى کردن» دارند.
پیام زن :: تیر 1385، شماره 172