ازدواج باصریها
کارکردهای فراوان ازدواج در جامعه ایلی و عشایری که همراه با منافع و مضار افراد زیادی است به گونه ای است که مقدمات و مراحل پیچیده ای را باید عروس و داماد و گروههای خویشاوندی پشت سر بگذارند تا به مرحله نهایی ازدواج برسند.
مراحل ازدواج در میان
باصریهای فارس
دخترها چندی پس از رسیدن به سن 15 سالگی نامزد می شوند. نامزدی دیرتر از آن هم صورت می گیرد. مردها معمولاً پیرترند و ممکن است تا سن 39 سالگی هم نامزد نشوند.
همین که یک پدر و پسر بر سر اقدام در مورد نامزدی توافق کردند پسر شروع به انجام یک سلسله خدمات عروسی به طور غیر رسمی نموده و با آوردن هیزم و تعارف کردن چای، پدرزن آینده خود را کمک کرده و به او در کارهایی که انجام دادنش مستلزم همکاری چند مرد است، مانند رام ساختن اسبهای جوان برای سوارکاری و چیدن موی گوسفند معاونت می نماید. هدایایی نیز به دختر توسط پدرش تقدیم می شود که قبول آن وی را تحت قیودات اخلاقی معینی قرار می دهد؛ در حالی که امتناع یا عودت دادن چنین هدایایی یک ابراز صریح انصراف و امتناع است. بالاخره چنانچه بتوان یک قول رسمی از پدر دختر گرفت، روز بعد آن را با آیین و تشریفات رسمی در یک جشن نامزدی قطعیت می بخشند. (عقدبران) جشن و مراسم نامزدی عبارت از مهمانی ساده ای با برنج و گوشت است که به وسیله پدر پسر داده می شود و در آن اعضای اردو دعوت می شوند و پس از آن نیز، به عنوان شاهد مدرک در کار شرکت می کنند.
میهمانان زن، هدایایی از پارچه به عروس آینده هدیه داده و به عمد به صورت دسته جمعی وارد شده تا حداکثر اثر را ایجاد کنند. میزان شیربها و مهریه نیز در عقدنامه تصریح می گردد. شیربها در وجه دختر و برای تهیه وسایل خانگی که وی باید با خود بیاورد
منظور شده و همچنین مبلغی به نام «مهر» به عنوان بیمه یا جریمه طلاق یا بیوه شدن که معادل سهم زن از اموال شوهر بوده و در صورت وقوع طلاق نیز قابل پرداخت خواهد بود در عقدنامه تصریح می گردد.
مبلغ مهریه از راه بحث و گفتگو از طریق اشخاص شرکت کننده تعیین می شود. از جمله رسوم باصریها در مراسم نامزدی، هدیه کردن دو کله قند از جانب داماد به برادر ارشد مادر دختر (دایی ارشد) است. این امر شاید نشانگر بقایای فرهنگی خانواده مادر سری عشایر باشد؛ چرا که در این نوع خانواده ها، دایی به جای پدر، قدرت مسلط خانواده خواهر خود می باشد.
غالبا قرارداد ازدواج (عقدنامه) توسط عاقدی که وابسته به قبیله ای نیست نوشته می شود. از نظر تقدم و تأخر زمانی، عقدبندان پس از تعیین مهر و شیربها و یا به قول باصریها «عروس بها» است اما هم تعیین شیربها و هم عقدبندان در مراسم نامزدی انجام می شود.
بعد از پایان «عقدبندان»، دوران نامزدی شروع می شود. این دوران تا انجام مراسم عروسی ادامه می یابد. در این مدت، داماد وظایفی بر عهده دارد. او باید در تمامی دوره نامزدی به مناسبت اعیاد و جشنها، هدایایی برای عروس تهیه و نیز کمکهای مختلفی به شکل مساعدتهای کوچک و مداوم، نسبت به والدین همسر آینده اش انجام دهد. بدین ترتیب کمک و همیاری داماد به خانواده عروس در سه مرحله صورت می گیرد: الف ـ قبل از مراسم نامزدی، ب ـ بعد از عقد و جشن نامزدی، ج ـ و بعد از انجام و پایان عروسی. بعد از اینکه شیربها و مهریه تعیین و عقد صورت گرفت، جشنی بزرگ ترتیب یافته که ترکیب کلی آن هدایت عروس از چادر خود به چادر شوهر، دست به دست دادن آنها توسط شخصی برجسته و ذی نفوذ و بالاخره زفاف می باشد.
در جشن عروسی، اشخاصی از اردوی همسایه و همچنین از اردو یا اردوهای دو همسر در آن شرکت می جویند. این جشن از طرف والدین داماد که پرچم قرمز یا آبی رنگی به دیرک چادر خود افراشته و چادر آشپزخانه جداگانه ای و چادر مخصوص میهمانان که در تمام طول روز در آنجا به میهمانان غذا، چای و سیگار می دهند بر پا ساخته اند؛ برگزار می شود.
در صورت امکان موسیقی نیز وجود دارد. موسیقی دانهای حرفه ای را از دهات آورده و در غیر این صورت مراسم با دست زدنهای منظم و موزون توسط زنان و چوب بازی، و مسابقه اسب دوانی به وسیله مردان صورت می گیرد.
میهمانان به وسیله زنان اردو با چهچهه های بلند و تحریر دادن صدا استقبال می شوند. مردم نیز بهترین لباسهای خود را می پوشند.
عروس در چادر خود با بستگان مؤنث خود که او را در شستشو، روغن زدن و شانه کردن موی سر و رنگ کردن کف دست و پایش با حنا کمک می کنند انزوا می جوید. در عین حال یک چادر موقت توسط بستگان داماد با هدایت مردی که عنوان «سلمانی» دارد تهیه می شود. در این چادر، چیزی جز تعدادی پتوهای خوش رنگ که روی دو سه پایه کره گیری خارج از چادر داماد گسترده شده است وجود ندارد. وی داخل این چادر شده و در اینجا برای او آب گرم تهیه کرده اند که خود را شستشو دهد.
هنگامی که داماد، پاک و تمیز شد لباسهای نو خود را که سلمانی برای او در خارج چادر، روی قالیچه ای گذارده است می پوشد. مادامی که وی استحمام کرده و لباس می پوشد، کشمش (برای تبرک) و نمک (برای جلوگیری از زخم چشم) بر روی او و چادرها و تماشاچیان می پراکنند.
وقتی خبر رسید که عروس حاضر است، گروهی از مردان خانواده داماد، سوار بر اسب شده و می روند که عروس را بیاورند. ضمنا، یک اسب اضافی با خود می برند تا عروس بر آن سوار شود. در حالی که داماد به چادر عروسی خود وارد شده و منتظر عروس می شود.
وقتی که اجتماع به چادر دختر وارد می شوند، پدر و مادر عروس دو عقدی (چیزی علاوه بر قرارداد عروس) و «با روزی» (برای روز) خود را که عبارت از برنج و قند و ران بره برای یک غذای جشن است ادعا می کنند. سپس عروس و رختخواب را سوار بر اسب یدکی نموده و صورت او را با تور می پوشانند. پدر عروس اسب را هدایت کرده و غالبا آینه ای عقب سر اسب برای خوشبختی و دفع «چشم زخم» می گیرند. با رسیدن به چادر عروس، پدر عروس معمولاً توقف کرده تا از او تملق گفته و چاپلوسی کنند. وقتی وی نزدیکتر آمد، داماد از چادر خارج شده و در این نقطه است که مردها سعی می کنند او را گرفته و بزنند.
به محض اینکه وی داخل چادر فرار کرد باید مجددا از چادر خارج شود که در این موقع کسی متعرض او نمی شود. در این زمان اسب را به مدخل چادر آورده و داماد، عروس را از روی اسب بلند کرده و بر زمین می گذارد.
در این وقت پدر عروس مجددا مداخله کرده و ادعای «پارنجون» (قدم رنجه کردن برای آوردن عروس) خود را می کند، که معمولاً وعده ای به دادن یک حیوان مناسب مانند یک شتر به او داده می شود. سپس داماد، عروس را از روی اسب بلند کرده و او را به داخل چارد می برد. وی در آنجا در گوشه ای با حالت کمرویی ایستاده و نه در جشن شرکت می کند و نه از چادر خارج می شود. داماد هنگام غروب آفتاب مجددا به چادر عروسی وارد شده و در آنجا با عروس دست به دست داده می شود.
منبع: ایل باصری، فردریک بارث، صفحات 225، 230، 56.
پیام زن :: آبان 1377، شماره 80
+ نوشته شده در شنبه هشتم آبان ۱۳۸۹ ساعت 20:28 توسط مجيد كمالي
|