دخترانه/ببخشید، یکلحظه...
هزاروسیصدوشصتویکی،
هزاروسیصدوشصتوچهارتا،
نهصدتا، پانصدتا، دویستوپنجاهتا، برای برخی کمتر از این جای تعجب دارد، مثلاً صدتا، پنجاهتا، برخیها هم با شنیدن چهاردهتا شاخشان درمیاید، چشمها را تنگ میکنند و با صدای نازک میگویند، فقط چهاردهتا! عجب دلی داری، اینکه همش دوسهمیلیون بیشتر نمیشه!
*
برای پزدادن و قمپز درکردن راههای زیادی وجود دارد. یک راه همین بساط مهریه و جهیزیه و عروسی است. مسلماً زمانی میتوانی دخترهای فامیل را درست درمان تحویل نگیری که مهریهات از همه بیشتر باشد. آنوقت است که مثلاً تو از هر باکلاسی باکلاستری و دخترخالهها و دخترعمهها حسرت زندگی طلایی تو را میخورند!
شاید هم نیتت خیر باشد و بخواهی با ایجاد یک رقابت تنگاتنگ در افزایش سکهها دخترهای فامیل را خوشبخت کنی! درهرحال، مهم این است که هیچ زنی با مهریة زیاد مصداق بهترین زنان امت پیامبر نیست که نیست!
*
بعضیها مهریه برایشان حکم شاهکلید را دارد.
غذای من شوره؟ وقتی مهریمو گذاشتم اجرا اون وقت معلوم میشه!
پول نمیدی؟ وقتی رفتی زندان حساب کار دستت مییاد!
این دسته که به خیال خودشان، شوهران بختبرگشته عبد و عبید آستانشان هستند، خبر ندارند که طایفة ذکور اساساً پایشان به این دامها بند نمیشود و اگر بخواهند حال جماعت نسوان را بگیرند، برایشان از آبِ خوردن هم راحتتر است!
نهایتاً همین بانوان محترماند که برای دریافت اقساط درازمدت مهریه از خدا باید عمر نوح طلب کنند!
*
مادربزرگم در قبال آموزش احکام و حکمت الهی به پدربزرگم «بله» گفت. خدا به پدربزرگم گفت: دلم میخواهد معارف دین مرا به او بیاموزی.
پدربزرگ که آدم مطیعی بود ـ ببخشید تنها آدمِ روی زمین بود ـ گفت: قبول کردم.* بعد از این بود که مادربزرگ «حوا» یار مهربان پدربزرگ «آدم» شد و به پاس این مهریة زیبا فرزندانشان در زمان پیامبر خاتم با همین مقدار مهریه به خانة بخت میرفتند.
*
پانصددرهم. امروزه معروف است به «مهرالسنه»، معادل همان چهاردهتایی است که شاخ برخیها را درمیآورد. تیمناً و تبرکاً یک سفرِ خانة خدا هم کنارش بگذاری بد نیست؛ عمره یا تمتع، بستگی به کرم خودت دارد.
بزرگی میگفت، ازدواج منبع سرشار آرامش است، و رنگ آرامش آبی است. اینکه آبی زندگیت لاجوردی باشد یا آسمانی، بستگی به نگرش و عملکرد تو در زندگی دارد، نه مقدار مهریه و جهیزیهات!
* جامعالاحادیثالشیعه، ج21، ص206.
پدیدآورنده: زهرا حاجیپور
دیدار آشنا :: مرداد و شهریور 1386، شماره 83 و 84
+ نوشته شده در دوشنبه دهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 18:14 توسط مجيد كمالي
|