پرسش:
در جمله شریفه ای در کلمات قصار مولی امیر المومنین علی (ع)در کتاب شریف نهج البلاغه مشاهده نمودم که حضرت فرموده اند: « زنان همگی شر هستند واز همه بدتر اینکه ما مردان مجبور به تحمل آنها هستیم»، عنایت فرموده واین جمله مولی را کمی برایم توضیح فرمائید؟

پاسخ:


قبل از شروع به اصل پاسخ بطور مقدمه عرض می‏شود که:

 دو نظریه اصلی در مسئله «زن از نظر اسلام» وجود دارد؛ بعضی زن را موجودی ناقص می‏دانند و تساوی مرد و زن را رد می کنند و بعضی کلا منکر این هستند و می‏گویند: تمام حقیقت انسان روح اوست و روح نه مذکر است نه مؤنث، و زن و مرد یک حقیقت هستند و اصلاً طرح این سؤال که آیا زن و مرد مساویند یا فرق دارند؟ صحیح نیست. [برای توضیح بیشتر نظریه دوم به کتاب زن در آیینه جلال و جمال صفحه 73 « قرآن معلم روح انسانها» مراجعه شود]

اما باید دانست که همه علماء قائلند که زن و مرد در جزا و پاداش اخروی و قرب الهی از شرائط مساوی برخوردارند

«: مَنْ عَمِلَ صالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ »[1]هرکس از مرد و زن ـ کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاکیزه‏ای، حیات [حقیقی‏] بخشیم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام می‏دادند پاداش خواهیم داد»

اما راجع به این کلمه قصار چندین نظریه قابل طرح است که ذیلاً به بعضی از آنها اشاره می‏شود:

1ـ بعضی مفهوم کلام امیر المؤمنین را به معنای معروفی گرفته‏اند که نسیم شمال آن را در شعری آورده است:

زن بلا باشد به هر کاشانه‏ای‏ بی بلا هرگز نباشد خانه‏ای‏

یعنی زن مایه زحمت است، از جهت جنسی، از جهت حفظ ناموس، از جهت حفظ امنیت و و ...؛ و پر زحمت‏ترین چیز درباره او همین است که با تمام این زحمات، همگان برای ادامه زندگی، ناچار از ازدواج هستند.

این مطلب برداشتی است از آنچه اندیشمند گرامی محمد جواد مغنیه در ج4 کتاب «فی ظلال نهج البلاغه» که شرح نهج البلاغه است، آورده است.

2ـ ممکن است این حدیث را به نحو دیگری توضیح داد و آن اینکه، آری زن شر است و مردان نیز چاره‏ای از او ندارند، ولی بدی و شر از جهت بدنی و تن خاکی زن است و در ارتباطی است که با مرد دارد؛ چه اینکه در نشئه ماده اگر از زنان هم پرسیده شود، ممکن است همین نظریه را نسبت به مردان داشته باشند، یعنی بگویند: آری زن می تواند برای خودش زندگی راحتی داشته باشد ولی با ازدواج زحمات بسیاری را باید تحمل نماید، زحمت شوهرداری، زحمت مادر شدن و ... که همگی از جانب مرد است؛ لکن چاره‏ای نیست و اگر کسی بخواهد به زندگی ادامه دهد، باید ازدواج کند [و مردان را تحمل نماید].

و اینچنین نیست که حدیث شریف آن قسمت دیگر را نفی کرده باشد، بلکه می توان گفت این کلامی است که حضرت با مردان و از جهت جایگاه شوهر در مقابل زن فرموده است و اگر شرائطی بود که زنان نیز گلایه یا مطالبی از مردان عرض می کردند، ممکن بود حضرت همین کلام را برای زنان بفرماید که«الرجل شر کله و شر ما فیه انه لا بد منه »

در نتیجه این نه خصوصیتی برای زن است و نه به حقیقت زن بر می‏گردد، بلکه حقیقت زن؛ انسانیت اوست و ملاک ارزش آن هم تقوی الله است.

« إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ»[2] در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.

 و در این جهت زن و مرد فرقی ندارند .

3ـ سومین برداشتی که می‏توان از این حدیث بیان کرد، آن است که زن از این جهت که محبوب، جذاب و مورد علاقه جنسی مرد است:

« زُیِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنینَ وَ الْقَناطیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ...»[3]دوستی خواستنیهای گوناگون از زنان و پسران و اموال فراوان از طلا و نقره... برای مردم آراسته شده است.

از این جهت همیشه مایه گرفتاری و شرور است؛ چنانکه گفته می‏شود ریشه بسیاری از فتنه‏ها بنحوی به دعوا یا رقابتی بر می‏گردد که بر سر یک یا چند زن می‏باشد و همچنین روایت است که

پیامبر فرمود:«اکثر ما تلج به امتی النار الأجوفان، البطن و الفرج» یعنی بیشترین چیزی که امت من بوسیله آن در آتش می‏افتند دو شی‏ء اجوف [توخالی‏] است: شکم و دامن، [4]

و این مطلب درست مثل آن است که می‏گویند بسیاری از دعواها در دنیا بر سر طلا، مال و ثروت انجام می‏شود؛ آیا این مسئله موجب منفور شدن طلا و ثروت می‏شود؟

خیر؛ بلکه گرچه مال و ثروت مایه فتنه‏های دنیائی است ولی هیچ انسانی چاره‏ای ندارد جز اینکه برای تأمین معاش و معاد، بدنبال مال و ثروت برود.

درباره زن نیز چنین است که اگر چه زن از جهت جنسی مایه بسیاری از فتنه‏های دنیاست، ولی مردان نمی‏توانند بکلی او را فراموش کنند و باصطلاح نیاز به زن و مسئله جنسی را به حاشیه زندگی برانند، بلکه چاره‏ای جز متعادل کردن روابط خود با زن را ندارند، چنانکه در رابطه با مال و ثروت و نمودهای دیگر جهان نیز همین راه در برابر آنان است‏.

بنابر این؛ شر بودن ِاینگونه، ربطی به ذات و حقیقت زن ندارد، بلکه مربوط به ارتباط ناصحیح جامعه با زن است و الا حقیقت زن با حقیقت مرد یکی است.

شما می‏توانید برای بررسی دیدگاه اسلام درباره زن به کتاب «زن در آیینه جلال و جمال» نوشته آیة الله جوادی آملی مراجعه نمائید.


[1] سوره نحل، آیه 97.

[2] سوره حجرات، آیه 13.

[3] سوره آل عمران، آیه 14.

[4] کتاب کافی، ج2، باب العفه ... ص79.

منبع: پایگاه حوزه