پوشش تقويتكننده پيوند خانوادگى
كتاب: مجموعه آثار جلد 19 صفحه 437
نويسنده: استاد شهيد مرتضى مطهرى
شك نيست كه هر چيزى كه موجب تحكيم پيوند خانوادگى و سبب صميميت رابطه زوجين گردد براى كانون خانواده مفيد است و در ايجاد آن بايد حداكثر كوشش مبذول شود، و بالعكس هر چيزى كه باعثسستى روابط زوجين و دلسردى آنان گردد به حال زندگى خانوادگى زيانمند است و بايد با آن مبارزه كرد.
اختصاص يافتن استمتاعات و التذاذهاى جنسى به محيط خانوادگى و در كادر ازدواج مشروع، پيوند زن و شوهرى را محكم مىسازد و موجب اتصال بيشتر زوجين به يكديگر مىشود.
فلسفه پوشش و منع كاميابى جنسى از غير همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگى اين است كه همسر قانونى شخص از لحاظ روانى عامل خوشبخت كردن او به شمار برود; در حالى كه در سيستم آزادى كاميابى، همسر قانونى از لحاظ روانى يك نفر رقيب و مزاحم و زندانبان به شمار مىرود و در نتيجه كانون خانوادگى بر اساس دشمنى و نفرت پايهگذارى مىشود.
علت اينكه جوانان امروز از ازدواج گريزانند و هر وقتبه آنان پيشنهاد مىشود، جواب مىدهند كه حالا زود است، ما هنوز بچهايم، و يا به عناوين ديگر از زير بار آن شانه خالى مىكنند همين است; و حال آنكه در قديم يكى از شيرينترين آرزوهاى جوانان ازدواج بود.جوانان پيش از آنكه به بركت دنياى اروپا كالاى زن اينهمه ارزان و فراوان گردد «شب زفاف را كم از تخت پادشاهى» نمىدانستند.
ازدواج در قديم پس از يك دوران انتظار و آرزومندى انجام مىگرفت و به همين دليل زوجين يكديگر را عامل نيكبختى و سعادت خود مىدانستند، ولى امروز كامجوييهاى جنسى در غير كادر ازدواج به حد اعلى فراهم است و دليلى براى آن اشتياقها وجود ندارد.
معاشرتهاى آزاد و بىبند و بار پسران و دختران ازدواج را به صورت يك وظيفه و تكليف و محدوديت درآورده است كه بايد آن را با توصيههاى اخلاقى و يا احياناچنانكه برخى از جرايد پيشنهاد مىكنند - با اعمال زور بر جوانان تحميل كرد.
تفاوت آن جامعه كه روابط جنسى را محدود مىكند به محيط خانوادگى و كادر ازدواج قانونى، با اجتماعى كه روابط آزاد در آن اجازه داده مىشود اين است كه ازدواج در اجتماع اول پايان انتظار و محروميت، و در اجتماع دوم آغاز محروميت و محدوديت است.در سيستم روابط آزاد جنسى پيمان ازدواج به دوران آزادى دختر و پسر خاتمه مىدهد و آنها را ملزم مىسازد كه به يكديگر وفادار باشند و در سيستم اسلامى به محروميت و انتظار آنان پايان مىبخشد.
سيستم روابط آزاد اولا موجب مىشود كه پسران تا جايى كه ممكن است از ازدواج و تشكيل خانواده سر باز زنند و فقط هنگامى كه نيروهاى جوانى و شور و نشاط آنها رو به ضعف و سستى مىنهد اقدام به ازدواج كنند و در اين موقع زن را فقط براى فرزند زادن و احيانا براى خدمتكارى و كلفتى بخواهند، و ثانيا پيوند ازدواجهاى موجود را سست مىكند و سبب مىگردد به جاى اينكه خانواده بر پايه يك عشق خالص و محبت عميق استوار باشد و هر يك از زن و شوهر همسر خود را عامل سعادت خود بداند بر عكس به چشم رقيب و عامل سلب آزادى و محدوديتببيند و چنانكه اصطلاح شده استيكديگر را «زندانبان» بنامند.
وقتى پسر يا دخترى مىخواهد بگويد ازدواج كردهام، مىگويد براى خودم زندانبان گرفتهام.اين تعبير براى چيست؟ براى اينكه قبل از ازدواج آزاد بود هر كجا بخواهد برود، با هر كسى بخواهد برقصد، بلاسد، هيچ كس نبود كه بگويد بالاى چشمت ابروست.ولى پس از ازدواج اين آزاديها محدود شده است، اگر يك شب دير به خانه بيايد مورد مؤاخذه همسرش قرار مىگيرد كه كجا بودى؟ و اگر در محفلى با التهاب با دخترى برقصد همسرش به او اعتراض مىكند.واضح است كه روابط خانواده در چنين سيستمى تا چه اندازه سرد و سست و غير قابل اطمينان است.
بعضيها مانند برتراند راسل پنداشتهاند كه جلوگيرى از معاشرتهاى آزاد صرفا به خاطر اطمينان مرد نسبتبه نسل است; براى حل اشكال، استفاده از وسائل ضد آبستنى را پيشنهاد كردهاند; در صورتى كه مساله، تنها پاكى نسل نيست; مساله مهم ديگر ايجاد پاكترين و صميمىترين عواطف بين زوجين و برقرار ساختن يگانگى و اتحاد كامل در كانون خانواده است.تامين اين هدف وقتى ممكن است كه زوجين از هر گونه استمتاع از غير همسر يا همسران قانونى چشم بپوشند، مرد چشم به زن ديگر نداشته باشد و زن نيز در صدد تحريك و جلب توجه كسى جز شوهر خود نباشد و اصل ممنوعيت هر نوع كاميابى جنسى در غير كادر خانواده حتى قبل از ازدواج هم رعايت گردد.
به علاوه، زنى كه تا اينجا پيش رفته است كه به پيروى از امثال راسل و تقليد از صاحبان مكتب «اخلاق نوين جنسى» با داشتن همسر قانونى عشق خود را در جاى ديگر جستجو مىكند و با مرد مورد عشق و علاقه خود همبستر مىشود، چه اطمينانى هست كه به خاطر همسر قانونى كه چندان مورد علاقهاش نيست وسائل ضد آبستنى به كار برد و از مرد مورد عشق و علاقه خود آبستن نشود و فرزند را به ريش همسر قانونى نبندد؟ قطعا چنين زنى مايل است كه فرزندى كه به دنيا مىآورد از مرد مورد علاقهاش باشد نه از مردى كه فقط به حكم قانون همسر اوست و الزاما به حكم قانون نبايد از غير او آبستن شود.همچنان مرد نيز طبعا علاقهمند است كه از زن مورد عشق و علاقهاش فرزند داشته باشد نه از زنى كه با زور قانون به او پيوند كردهاند.دنياى اروپا عملا نشان داده است كه با وجود وسائل ضد آبستنى آمار فرزندان غير مشروع وحشتآور است.
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 7:10 توسط مجيد كمالي
|