زن و استقلال اقتصادى و مالى(1)
لِلرّجالِ نَصيبٌ مِمّا اكْتَسَبُوا وَ لِلنّسأِ نَصيبٌ مِمّا اكْتَسَبْنَ.(2)
مردان نصيبى از آنچه بهدست مىآورند دارند و زنان نصيبى. (و نبايد حقوق هيچيك پايمال گردد.)
در تفسير شريفِ اطيب البيان(3) در توضيحِ كلمه «نصيب» مىفرمايد: چه از منافِع دنيوى به تجارت و كسب و زراعت و غير اينها و چه از منافع اخروى از مثوبات بهواسطه ايمان و تقوا.
مسأله: (نفقه زن بر مرد با شرايطش واجب است و) در استحقاق نفقه شرط نيست كه زن نياز داشته باشد؛ بنابراين نفقه زن بر شوهرش واجب است گرچه زن از ثروتمندترين و بىنيازترين افراد باشد.(4)
سؤال: زنى چند سال قبل در خانه شوهر، علاوه بر انجام امور خانهدارى، فرش هم مىبافته و قيمت آن صرف در معاش و خريد لوازم خانه و تعميرات خانه مىشده است. ضمناً جهيزيهاى با پول شيربها كه قبلاً از شوهر گرفته، به خانه شوهر برده است، كه بعضى از آنها فروخته شده و بعضى مستهلك شده و از بين رفته، فعلاً شوهرش مىخواهد او را طلاق دهد. آيا زنِ مزبور حقّى دارد يا نه؟
جواب: در فرض سؤال، اموالى كه ملكِ زن بوده، اگر شوهر بدون اذن او فروخته و صرف در تعمير خانه يا لوازم ديگر كرده، ضامن است و فرقى در اين نيست كه از جهيزيه فروخته باشد يا از اموالِ ديگرِ زن، اما اگر زن به شوهر اذن داده كه از اموال او بفروشد، و مجّاناً چيزى را براى خود بخرد، يا مال او در اثر استعمال از بين رفته باشد شوهر ضامن نيست و اما فرشى كه براى شوهر بافته، اگر به قصد مجّانى بوده، حقِ مطالبه اجرت ندارد. و اگر به امر شوهر و به عنوان اخذ اجرت بافته است، استحقاق اجرت دارد.(5)
سؤال: زيد زوجه خودش را مطلّقه كرده است. قبل از اين كه جريان طلاق پيش بيايد، زوجه را مطابق عرف محلّى كارگرىِ شاليزار، به كار واداشته است، بفرماييد آيا دستمزد زوجه، به زوج تعلّق مىگيرد يا به زوجه؟
جواب: مزد كارِ زوجه متعلّق به خود زوجه است و به زوج مربوط نيست، مگر اين كه به او بخشيده باشد.(6)
سؤال: زنى كه با اجازه شوهر جهت مردم بهطور مزدى قالى بافته، آيا اين مزد قالى به شوهر مىرسد يا مال خودِ زن است؟
جواب: اجرت قالى بافى، ملك خودِ قالى باف است، مگر آن كه قراردادى در بين باشد.(7)
سؤال: مردى همسرش را طلاق داده است، زن مىگويد خدمات من در خانه تبرّعى نبوده، لذا مطالبه اجرت المثل مىكند، آيا ادّعاى زن مسموع است يا خير؟
جواب: از قضيّه مورد سؤال اطلاع ندارم، ولى بهطور كلّى اگر زن به تقاضا و دستور شوهر كار كرده، و قصد تبرّع و مجّانى نداشته است، حق اجرت المثل دارد، و ادّعاى زن مسموع است، مگر اينكه بيّنه بر خلاف اقامه شود.(8)
سؤال: زن كارمندى است كه با اجازه شوهر كار مىكند و حقوق مىگيرد، آيا مىتواند حقوق خود را بدونِ اجازه شوهر مصرف كند، يا صدقه دهد، يا هديه به كسى بدهد، يا در تمام اين موارد، اجازه شوهر لازم است؟
جواب: تصرّفاتِ زن در اموالِ خودش جايز و صحيح است. حتّى اگر شوهر نهى كند. بلى در نذر اگر مزاحم حقوقِ شوهر باشد، نذرِ زن باطل است و لازم است با اجازه شوهر باشد.(9)
سؤال: آيا زنِ شوهر دار مىتواند از مال شخصى خود در موارد تبرّع بدون اجازه شوهر استفاده كند؟
جواب: اشكالى ندارد.(10)
1- تفسير نمونه، ج 17، ص 314.
2- نسأ، 32.
3- اطيب البيان، ج 4، ص 68.
4- تحريرالوسيله، ج2، كتاب النكاح، فصل فى النفقات، مسأله 19 ؛ منهاج الصالحين حضرت آيهالله خوئى1؛ حضرت آيهالله سيستانى ، كتاب النفقات.
5- مجمع المسائل حضرت آيهالله گلپايگانى1، ج 2، ص 250، سؤال 664؛ جامع المسائل حضرت آيهالله فاضل، ج 1، ص 465، سؤال 1639.
6- جامع المسائل حضرت آيهالله فاضل، ج 1، ص 466، سؤال 1461؛ مجمع المسائل حضرت آيهالله گلپايگانى1، ج 2، ص 250، سؤال 666.
7- جامع المسائل حضرت آيهالله فاضل، ج 1، ص 466، سؤال 1641؛ مجمع المسائل، ج 2، ص 250، سؤال 666.
8- جامع المسائل حضرت آيهالله فاضل، ج 1، ص 466، سؤال 1644.
9- همان، سؤال 1043.
10- استفتائات جديد حضرت آيهالله مكارم، ج1، ص 236، سؤال 840.
مردان نصيبى از آنچه بهدست مىآورند دارند و زنان نصيبى. (و نبايد حقوق هيچيك پايمال گردد.)
در تفسير شريفِ اطيب البيان(3) در توضيحِ كلمه «نصيب» مىفرمايد: چه از منافِع دنيوى به تجارت و كسب و زراعت و غير اينها و چه از منافع اخروى از مثوبات بهواسطه ايمان و تقوا.
مسأله: (نفقه زن بر مرد با شرايطش واجب است و) در استحقاق نفقه شرط نيست كه زن نياز داشته باشد؛ بنابراين نفقه زن بر شوهرش واجب است گرچه زن از ثروتمندترين و بىنيازترين افراد باشد.(4)
سؤال: زنى چند سال قبل در خانه شوهر، علاوه بر انجام امور خانهدارى، فرش هم مىبافته و قيمت آن صرف در معاش و خريد لوازم خانه و تعميرات خانه مىشده است. ضمناً جهيزيهاى با پول شيربها كه قبلاً از شوهر گرفته، به خانه شوهر برده است، كه بعضى از آنها فروخته شده و بعضى مستهلك شده و از بين رفته، فعلاً شوهرش مىخواهد او را طلاق دهد. آيا زنِ مزبور حقّى دارد يا نه؟
جواب: در فرض سؤال، اموالى كه ملكِ زن بوده، اگر شوهر بدون اذن او فروخته و صرف در تعمير خانه يا لوازم ديگر كرده، ضامن است و فرقى در اين نيست كه از جهيزيه فروخته باشد يا از اموالِ ديگرِ زن، اما اگر زن به شوهر اذن داده كه از اموال او بفروشد، و مجّاناً چيزى را براى خود بخرد، يا مال او در اثر استعمال از بين رفته باشد شوهر ضامن نيست و اما فرشى كه براى شوهر بافته، اگر به قصد مجّانى بوده، حقِ مطالبه اجرت ندارد. و اگر به امر شوهر و به عنوان اخذ اجرت بافته است، استحقاق اجرت دارد.(5)
سؤال: زيد زوجه خودش را مطلّقه كرده است. قبل از اين كه جريان طلاق پيش بيايد، زوجه را مطابق عرف محلّى كارگرىِ شاليزار، به كار واداشته است، بفرماييد آيا دستمزد زوجه، به زوج تعلّق مىگيرد يا به زوجه؟
جواب: مزد كارِ زوجه متعلّق به خود زوجه است و به زوج مربوط نيست، مگر اين كه به او بخشيده باشد.(6)
سؤال: زنى كه با اجازه شوهر جهت مردم بهطور مزدى قالى بافته، آيا اين مزد قالى به شوهر مىرسد يا مال خودِ زن است؟
جواب: اجرت قالى بافى، ملك خودِ قالى باف است، مگر آن كه قراردادى در بين باشد.(7)
سؤال: مردى همسرش را طلاق داده است، زن مىگويد خدمات من در خانه تبرّعى نبوده، لذا مطالبه اجرت المثل مىكند، آيا ادّعاى زن مسموع است يا خير؟
جواب: از قضيّه مورد سؤال اطلاع ندارم، ولى بهطور كلّى اگر زن به تقاضا و دستور شوهر كار كرده، و قصد تبرّع و مجّانى نداشته است، حق اجرت المثل دارد، و ادّعاى زن مسموع است، مگر اينكه بيّنه بر خلاف اقامه شود.(8)
سؤال: زن كارمندى است كه با اجازه شوهر كار مىكند و حقوق مىگيرد، آيا مىتواند حقوق خود را بدونِ اجازه شوهر مصرف كند، يا صدقه دهد، يا هديه به كسى بدهد، يا در تمام اين موارد، اجازه شوهر لازم است؟
جواب: تصرّفاتِ زن در اموالِ خودش جايز و صحيح است. حتّى اگر شوهر نهى كند. بلى در نذر اگر مزاحم حقوقِ شوهر باشد، نذرِ زن باطل است و لازم است با اجازه شوهر باشد.(9)
سؤال: آيا زنِ شوهر دار مىتواند از مال شخصى خود در موارد تبرّع بدون اجازه شوهر استفاده كند؟
جواب: اشكالى ندارد.(10)
1- تفسير نمونه، ج 17، ص 314.
2- نسأ، 32.
3- اطيب البيان، ج 4، ص 68.
4- تحريرالوسيله، ج2، كتاب النكاح، فصل فى النفقات، مسأله 19 ؛ منهاج الصالحين حضرت آيهالله خوئى1؛ حضرت آيهالله سيستانى ، كتاب النفقات.
5- مجمع المسائل حضرت آيهالله گلپايگانى1، ج 2، ص 250، سؤال 664؛ جامع المسائل حضرت آيهالله فاضل، ج 1، ص 465، سؤال 1639.
6- جامع المسائل حضرت آيهالله فاضل، ج 1، ص 466، سؤال 1461؛ مجمع المسائل حضرت آيهالله گلپايگانى1، ج 2، ص 250، سؤال 666.
7- جامع المسائل حضرت آيهالله فاضل، ج 1، ص 466، سؤال 1641؛ مجمع المسائل، ج 2، ص 250، سؤال 666.
8- جامع المسائل حضرت آيهالله فاضل، ج 1، ص 466، سؤال 1644.
9- همان، سؤال 1043.
10- استفتائات جديد حضرت آيهالله مكارم، ج1، ص 236، سؤال 840.
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 7:52 توسط مجيد كمالي
|