و انواع آن‏معناى قصاص‏

قصاص از ماده «قصّ» به معناى جستجو و پى‏گيرى از آثار چيزى است و هر امرى كه پشت سر هم آيد عرب آن را «قصّه» مى‏گويد و از آن‏جا كه «قصاص» قتلى است كه پشت سر قتلِ ديگرى قرار مى‏گيرد اين واژه در مورد آن به كار رفته است.(1)
انواع قصاص‏

قصاص بر دو نوع است: .1 قصاص نفس .2 قصاص عضو. كه مباحثى از هر كدام در زير بيان مى‏شود:
الف) قصاص نفس‏

قتل نفس بر سه نوع است:

.1 قتل عمد: و آن بر دو قسم است: اوّل آن كه شخصى به قصد كشتنِ انسانى، كارى را نسبت به او انجام دهد كه منجر به مرگش شود، دوم: آن‏كه با توجّه، كارى را كه معمولاً كشنده است نسبت به انسانى انجام دهد، واو بميرد، هرچند قصد قتل او را هم نداشته باشد.

.2 قتل شبه عمد: و آن در صورتى است كه قصد كشتن را نداشته، ولى با توجّه كارى را كه معمولاً كشنده نيست نسبت به شخصى انجام دهد و بر حسب اتّفاق و تصادف منجر به مرگ وى شود؛ مثل اين‏كه كودك را به قصد ادب كردن بزند، و بر حسب تصادف، زدنِ او سبب مرگ وى شود. 

.3 قتل خطايى: و آن در صورتى است كه نه قصدِ كشتنِ مقتول را داشته است و نخواسته كارى را نسبت به او انجام دهد؛ بلكه مثلاً به قصد شكار، تيرى رها كرده و يا سنگى را پرتاب نموده‏است و بر حسب تصادف به شخصى خورده و او را كشته است.(2)

مسأله: قصاصِ نفس فقط در قتل عمد است كه اولياى دم با اذن ولىّ امر با رعايت شرايط مى‏توانند قاتل را قصاص نمايند و يا وكيل بگيرند.(3)

مسأله: هرگاه مردِ مسلمانى عمداً زن مسلمانى را بكشد محكوم به قصاص است لكن بايد ولىّ زن قبل از قصاصِ قاتل، نصف ديه مرد را به او بپردازد.(4)

مسأله: هرگاه بالغ، نابالغى را به عمد بكشد بعضى از فقها مانند حضرت امام(ره) فرموده‏اند قصاص مى‏شود و بعضى از فقها مانند حضرت آيه‏الله خوئى(ره) فرموده‏اند قصاص نمى‏شود.(5)

مسأله: زن حامله كه محكوم به قصاص است نبايد قبل از وضعِ حمل قصاص شود، و پس از وضع حمل چنان‏چه قصاص موجب هلاكت طفل باشد بايد به تأخير افتد تا خطر مرگ از طفل برطرف گردد.(6)

مسأله: (قتل عمد موجب قصاص است؛ لكن) با رضايت ولىّ دم و قاتل به مقدارِ ديه كامله يا به كمتر يا زيادتر از آن تبديل مى‏شود.(7)
ب) قصاص عضو

قطع عضوِ ديگرى و يا مجروح نمودنِ آن اگر عمدى باشد موجب قصاص است و كسى كه عضوش قطع شده و يا مجروح گرديده‏است با اذنِ ولىّ امر با شرايطش مى‏تواند قصاص كند.(8)

مسأله: در قصاص عضو، زن و مرد برابرند و مردِ مجرم به سبب نقص عضو يا جُرحى كه به زن وارد نمايد به قصاصِ عضوِ مانند آن محكوم مى‏گردد. مگراين‏كه ديه عضوى كه ناقص شده، ثلث يا بيش از ثلثِ ديه كامل باشد كه درآن صورت، زن هنگامى مى‏تواند قصاص كند كه نصفِ ديه آن عضو را به مرد بپردازد.(9)

1- تفسير نمونه، ج‏1، ص 604.
2- تحريرالوسيله، ج‏2، كتاب الديات، القول فى اقسام القتل؛ جامع المسائل حضرت آيه‏الله فاضل، ج‏1، ص 534، سؤال 1905؛ مبانى تكمله منهاج الصالحين حضرت آيه‏الله خوئى؛ ج‏2، كتاب القصاص، الفصل الاول، مسأله 1 و 5.
3- تحريرالوسيله، ج‏2، كتاب القصاص، القول فى الموجب و القول فى كيفيه الاًّستيفأ، مسأله 1 و 22؛ مبانى تكمله منهاج الصالحين حضرت آيه‏الله خوئى؛ ج 2، كتاب القصاص.
4- تحريرالوسيله، ج‏2، كتاب القصاص، القول فى الشرائط المعتبره فى القصاص ؛ مبانى تكمله حضرت آيه‏الله خوئى‏1، ج 2، كتاب القصاص و مسأله 162.
5- تحريرالوسيله، ج‏2، كتاب القصاص، الشرط الخامس، مسأله 5 ؛ مبانى تكمله حضرت آيه‏الله خوئى‏1، ج‏2، كتاب القصاص، شروط القصاص، مسأله 80.
6- تحرير الوسيله، ج‏2، كتاب القصاص، القول فى كيفيه الاًّستيفأ، مسأله 23؛ مبانى تكمله حضرت آيه‏الله خوئى‏1، ج 2، كتاب القصاص، مسأله 148.
7- تحريرالوسيله، ج‏2، كتاب القصاص، القول فى كيفيه الاًّستيفأ، مسأله 2؛ مبانى تكمله حضرت آيه‏الله خوئى‏1، ج 2، كتاب القصاص، مسأله 130.
8- تحريرالوسيله، ج‏2، كتاب القصاص، القسم الثانى فى قصاص مادون النفس؛ مبانى تكمله حضرت آيه‏الله خوئى‏1، ج 2، كتاب القصاص، مسأله 156 و 168.
9- تحريرالوسيله، ج‏2، كتاب القصاص، القسم الثانى فى قصاص مادون النفس، مسأله 3؛ كتاب الديات، القول فى مقادير الديات، ص 27؛ مبانى تكمله حضرت آيه‏الله خوئى‏1، ج 2، كتاب القصاص، مسأله 162.