الف: اهميّت اجراى حدود
عَنْ اَبى‏ عَبدِالله(ع) قالَ: قالَ رَسُولُ الله(ص): اِقامَه حَد خَيْرٌمِنْ مَطَرِ اَرْبَعينَ صَباحاً.(1) 

حضرت صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) فرموده‏است: اجراى يكى از حدود الهى (براى اهل زمين)بهتر است از اين كه چهل روز باران رحمتِ الهى بر آنها ببارد.
ب: رحم و دلسوزى در حدود نيست‏
اَلزّانِيَه وَ الزّانى‏ فَاجْلِدُوا كُلّ واحِدٍ مِنْهُما مِأَه جَلْدَه وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَه فى‏ دينِ الله اِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِالله وَ الْيَومِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَه مِنَ الْمُؤْمِنينَ.(2)

زن و مرد زناكار را هر يك، صد تازيانه بزنيد، و هرگز در دين خدا رأفت (و محبّت كاذب) شما را نگيرد اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد، و بايد گروهى ازمؤمنان مجازات آنهارا مشاهده كنند.
يادسپارى‏

.1 در آيه شريفه چرا زانيه مقدّم ذكر شده‏است؟

بدون شك اين عملِ منافى عفّت از همه كس، قبيح است؛ ولى از زنان زشت‏تر و قبيح‏تر است؛ چرا كه آنها از حُجب وحياى بيشترى برخوردارند و شكستن آن، دليل بر تمرّد شديدترى است. 

از اين گذشته عواقب شوم اين امر گرچه دامنگير هر دو مى‏شود؛ اما در مورد زنان عواقب شومش بيشتر است.

اين احتمال نيز وجود دارد كه سرچشمه وسوسه اين كار بيشتر از ناحيه آنها صورت مى‏گيرد و در بسيارى از موارد عامل اصلى محسوب مى‏شوند.(3)

.2 مجازات در حضور جمع چرا؟

اوّلاً: هدف از اجراى حدود اين نيست كه گنه‏كار عبرت گيرد؛ بلكه هدف آن است كه مجازات او سبب عبرت ديگران هم بشود و به تعبير ديگر: با توجه به بافت زندگى اجتماعى بشر، آلودگى‏هاى اخلاقى در يك فرد ثابت نمى‏ماند، و به جامعه سرايت مى‏كند، براى پاك‏سازى بايد همان‏گونه كه گناه آشكار شده مجازات نيز آشكار شود. و به اين ترتيب اساس پاسخ اين سؤال كه چرا اسلام اجازه مى‏دهد آبروى انسانى در جمع بريزد روشن مى‏شود؛ زيرا تا زمانى كه گناه آشكار نگرديده و به دادگاه اسلامى كشيده نشده است «خداوندِ ستار العيوب» راضى به پرده درى نيست؛ اما بعد از ثبوت جرم و بيرون افتادن راز از پرده استتار و آلوده شدن جامعه وكم شدن اهميّت گناه، بايد به گونه‏اى مجازات صورت گيرد كه آثار منفى گناه خنثى شود و عظمت گناه به حال نخستين برگردد.

اصولاً در جامعه سالم بايد «تخلّف از قانون» با اهميّت تلقّى شود. مسلّماً اگر تخلّف تكرار گردد، آن اهميّت شكسته مى‏شود، و تجديد آن تنها با علنى شدن كيفر متخلّفان است.

اين واقعيت را نيز از نظر نبايد دور داشت كه بسيارى از مردم براى حيثيت و آبروى خود بيش از مسأله تنبيهات بدنى اهميّت قائلند، و همين علنى بودن كيفر، ترمزِ نيرومندى بر روى هوس‏هاى سركش آنهاست.

ثانياً: شرمسارى مجرم، مانع از ارتكاب جرم در آينده خواهد شد.

ثالثاً: هر گاه اجراى حد در حضور جمع انجام شود قاضى و مجريان حد، متهم به سازش يا اخذ رشوه يا تبعيض و يا شكنجه دادنِ و مانند آن نخواهند شد.

رابعاً: حضور جمعيت مانع از خودكامگى و افراط و زياده‏روى در اجراى حد مى‏گردد.

خامساً: ممكن است مجرم بعد از اجراى حد به ساختن شايعات و اتّهاماتى در موردِ قاضى و مجرى حد بپردازد كه حضور جمعيت موضع او را روشن ساخته و جلو فعّاليّت‏هاى تخريبى او را در آينده مى‏گيرد و... .(4)
ج: حدود، شفاعت و وساطت بردار نيست‏
عَن‏ عائِشَه قالَتْ: كانَتْ اِمْرَأَه مَخْزُومِيّه تَسْتَعيرُ الْمَتاعَ وَ تَجْحَدُهُ، فَأَمَرَ النّبِىّ(ص) بِقَطْعِ يَدِها، فَأَتى‏ اَهلُها اُسامَه فَكَلّمُوهُ، فَكَلّمَ اُسامَه النَبِىّ‏َ فيها، فَقالَ: يا اُسامَه! لا اَراكَ تُكَلّمُ فى‏ حَد مِنْ حُدُودِ الله! ثُمّ قامَ خَطيباً فَقالَ: اِنّما اُهْلِكَ الّذينَ مِمّنْ كانَ قَبْلَكُمْ اِنّه اِذا سَرَقَ فيهِمُ الشّريفُ تَرَكُوهُ، وَ اِذا سَرَقَ فيهِمُ الضّعيفُ قَطَعُوهُ، وَالّذى‏ نَفْسى‏ بِيَدِهِ لَوْ كانَتْ فاطِمَه بِنْتُ مُحَمّدٍ لَقَطَعْتُ يَدَها فَقَطَعَ يَدَ الْمَخْزُومِيّه.(5)

عايشه نقل مى‏كندكه: زنى از طايفه مخزوميه اشيايى را از مسلمانان عاريه مى‏گرفت و سپس انكار مى‏كرد. پيامبر اكرم(ص) دستور دادند كه (انگشتان) دستش را قطع كنند، بستگانش نزد اسامه( كه مورد توجّه پيامبر(ص) بود) آمدند و از او خواستند كه نزد پيامبر وساطت نمايد. اسامه وساطت كرد، پيامبر اكرم(ص) فرمود: اى اسامه! نبينم تو را كه درباره حدّى از حدود خداوند (نسبت به كسى) وساطت نمايى! سپس پيامبر(ص) خطبه خوانده و فرمودند: همانا گذشتگان به هلاكت رسيدند؛ چون وقتى افراد موقعيت دار دچار لغزش مى‏شدند حد بر آنها جارى نمى‏شد و زمانى كه افراد ضعيف دچار لغزش مى‏شدند بر آنها حد جارى مى‏كردند. قسم به آن كس كه جانم به دست اوست اگر دخترم فاطمه باشد دستش را قطع خواهم كرد! آن گاه دست آن زن را قطع فرمود.
د: افراط و تفريط در اجراى حد ممنوع است‏

بدون شك، مسايل انسانى و عاطفى ايجاب مى‏كند كه حداكثر كوشش به عمل آيد كه هيچ فرد بى‏گناهى گرفتار كيفر نگردد ونيز تا آن‏جا كه احكامِ الهى اجازه عفو و گذشت مى‏دهد، عفو و گذشت شود؛ ولى بعد از ثبوت جرم و مسلّم شدنِ حد بايد قاطعيت به خرج داد و از احساسات كاذب و عواطف دروغين كه براى نظام جامعه زيان بخش است بپرهيزند. مخصوصاً در آيه شريفه سوره نور تعبير به «وَ لا تَأْخُذُكُمْ بِهِما رَأْفَه فى‏ دينِ الله»(6) شده است؛ يعنى هنگامى كه حكم، حكم خداست كسى نمى‏تواند بر خداوند رحمان و رحيم پيشى گيرد.

در اين‏جا از غلبه احساسات محبت‏آميز نهى شده؛ زيرا اكثريّت مردم داراى چنين حالتى هستند و احتمال غلبه احساسات محبّت‏آميز بر آنها بيشتر است، ولى نمى‏توان انكار كرد كه اقليّتى وجود دارد كه طرفدار خشونت بيشترى مى‏باشند. اين گروه نيز از مسير حكم الهى منحرفند و بايد احساسات خود را كنترل كنند، و بر خداوند پيشى نگيرند كه آن نيز مجازات شديد دارد.(7)
قالَ رَسُولُ الله(ص): يُؤْتى‏ بِوالٍ نَقَصَ مِنَ الْحَدّ سَوْطاً. فَيُقالُ لَهُ: لِمَ فَعَلْتَ ذلِكَ؟ فَيَقُولُ: رَحْمَه لِعِبادِكَ. فَيُقالُ لَهُ: اَنْتَ اَرْحَمَ بِهِمْ مِنّى‏؟! فَيُؤمَرُ بِهِ اِلَى النّارِ وَ يُؤتى‏ بِمَنْ زادَ سَوْطاً. فَيُقالُ لَهُ: لِمَ فَعَلْتَ ذلِكَ؟ فَيَقُولُ لِيَنْتَهُوا عَنْ مَعاصيكَ! فَيَقُولُ: اَنْتَ اَحْكَمُ بِهِ مِنّى‏؟ فَيُؤْمَرُ بِهِ اِلَى النّارِ(8).

پيامبر اكرم(ص) فرمود: روز قيامت بعضى از زمامداران را كه يك تازيانه از حدّ الهى كم كرده‏اند، در صحنه محشر مى‏آورند و به او گفته مى‏شود: چرا چنين كردى؟ مى‏گويد: براى رحمت به بندگان تو! پروردگار به او مى‏گويد: آيا تو نسبت به آنها از من مهربان‏تر بودى؟ و دستور داده مى‏شود: او را به آتش بيفكنند! ديگرى را مى‏آوردند كه يك تازيانه بر حدّ الهى افزوده به او گفته مى‏شود: چرا چنين كردى؟ در پاسخ مى‏گويد: تا بندگانت از معصيت تو خوددارى كنند! خداوند مى‏فرمايد: تو از من آگاه‏تر و حكيم‏تر بودى؟! سپس دستور داده مى‏شود او را هم به آتش دوزخ ببرند.
ه: حدّ شرعى، پاك كننده مجرم است‏
اِنّ عَلِيّاً(ع) اَقامَ عَلى رَجُلٍ حَدّاً فَجَعَلَ النّاسُ يَسُّبُونَهُ وَ يَلْعَنُونَهُ فَقالَ عَلِىّ: اَمّا عَنْ ذَنْبِهِ هذا فَلا يُسْأَلُ.(9)

حضرت على(ع) بر مردى حد جارى كردند پس مردم به او ناسزا گفته و لعن مى‏كردند. حضرت فرمودند: از اين گناهش سؤال نخواهد شد.
اَمَرَ رَسُولُ‏الله(ص) بِرَجْمِ رَجُلٍ فَقالُوا: اِنّهُ الْخَبيثُ. فَقالَ: لا تَقُولُوا: اَلْخَبيثَ. فَوَالله لَهُوَ اَطْيَبُ عِنْدَ الله مِنْ ريحِ الْمِسْكِ(10).

پيامبر اكرم(ص) دستور دادند مردى را رجم (سنگسار) كنند، پس از رجم عده‏اى گفتند: او خبيث است. پيامبر(ص) فرمود: نگوييد: او خبيث است. به خدا قسم او در نزد خداوند (پس از اجراى حد) از بوى مشك برتر است.
و: توبه پنهانى از اجراى حد نزد خداوند محبوب‏تر است‏
عَنْ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ(ع) فى‏ حدَيثِ الزّانى‏ اَلَّذى‏ اَقَرّ اَرْبَعَ مَرّاتٍ اِنّهُ قالَ لِقَنْبَرٍ: اِحْتَفِظْ بِهِ ثُمّ غَضِبَ وَ قالَ: ما اَقْبَحَ بِالرّجُلِ مِنْكُمْ اَنْ يَأْتِىَ بَعْضَ هذِهِ الفَواحِشِ فَيَفْضَحُ نَفْسَهُ عَلى‏ رُؤُسِ الْمَلأِ، اَفَلا تابَ فى‏ بَيْتِهِ فَوَالله لَتَوْبَتُهُ فيما بَيْنَهُ وَ بَينَ الله اَفْضَلُ مِن‏ اِقامَتى‏ عَلَيْهِ الْحَدّ.(11)

حضرت امير المؤمنين(ع) كسى را كه زنا كرده بود و چهار مرتبه نزد حضرتش اقرار كرد، به قنبر فرمودند: او را نگه دار. سپس با حالت عصبانيّت فرمود: چقدر زشت است كسى بعضى از كارهاى زشت را انجام داده باشد و خودش را اين‏گونه در ميان مردم رسوا كند. چرا او در خانه‏اش توبه نكرده است! به خدا قسم هر آينه توبه او بين خود و خدايش بهتر از جارى نمودن حدّ شرعى توسّط من است.
1- وسايل الشيعه، ج‏18، ص‏308.
2- نور، 2.
3- تفسير نمونه، ج‏14، ص 364.
4- همان، ص‏360 و 364.
5- ميزان الحكمه، ج‏2، ص 308.
6- نور ، 2.
7- تفسير نمونه، ج‏14، ص 365.
8- همان، ص 359؛ ميزان الحكمه، ج‏2، 311.
9- ميزان الحكمه، ج‏2، ص 312.
10- همان.
11- وسائل الشيعه، ج‏18، ص‏327.