دين پرفروغ اسلام نيز اين عادت ناروا را منفور داشته و به صورت‌هاي مختلف با هشدارهاي تربيتي، براي از بين بردن زمينه‌هاي بروز اين‌گونه بيماري‌ها تلاش كرده است. در قرآن مجيد آياتي وجود دارد كه مفسران واقعي قرآن «ائمه اطهار» آن‌ها را به خودارضايي تفسير كرده‌اند. در سوره مؤمنون خداوند مردم را در بهره‌برداري درست از نعمت غريزه جنسي راهنمايي مي‌كند. خداوند در اين سوره ابتدا اوصاف مؤمنان را رستگار را بيان كرده و سپس مي‌فرمايد: مؤمنان رستگار مردان و زناني‌اند كه خود را از بيماري‌هاي جنسي حفظ كنند و دامان خود را پاك نگه دارند و تنها با همسران و كنيزانشان درآميزند و در اين كارشان هيچ سرزنش نمي‌شوند و كساني كه غير از اين، راه ديگري را در پيش گيرند از تجاوز گرانند.[۱]




گناه بزرگ

كسي از امام صادق‌عليه‌السلام درباره خودارضايي مخصوصي «الخضخضه» سؤال كرد. حضرت در جواب فرمود: اين كار گناه بزرگي است. و خداوند در قرآن از آن نهي كرده است و هر كس اين عمل را انجام دهد و من بدانم، با او هم غذا نمي‌شوم. وي گفت: در كجاي قرآن خداوند از آن نهي كرده است؟ حضرت آيه هفت از سوره مؤمنون را برايش تلاوت نمود: «فمن ابتغي...» و اين عمل در زمره ممّا وراء ذلك» است؛ يعني اگر كسي بغير از اين دو راه ـ ازدواج دايمي و كوتاه‌مدت ـ راه ديگري انتخاب كند «خودارضا و از تجاوزگران است».[2]



لعنت‌شدگان

رسول خدا(ص) چند گروه را مشمول لعن خدا و فرشته‌ها و همه مردم دانسته است كسي كه از حيوانات به منظور ارضاي شهوات خود سوء استفاده مي‌كند و كسي كه با دستش نياز جنسي خود را برطرف مي‌كند، او دچار همان استمنا شده است.[۳]

روايت ديگري از امام صادق(ع) رسيده كه فرمود: خداي متعال سه عذاب بزرگ را براي سه گروه بدكاره قرار داده است: اوّلاً: در روز قيامت خداوند به آن‌ها با نگاه رحمت نمي‌گردد؛ ثانياً: آنها را از گناه پاك نمي‌سازند؛ ثالثاً: براي هر كدام از آن‌ها عذابي دردناك مهيا است. گروه اول كساني هستند كه ريش‌هاي سفيدشان مي‌كَنند؛ گروه دوم كساني‌اند كه استمنا و خودارضايي مي‌كنند؛ و گروه سوم كساني كه مورد لواط قرار مي‌گيرند.[۴]

باز هم رسول خدا(ص) در روايت ديگر فرمايد: استمناكننده با دست، ملعون است.[۵]



---------------------------------------------
[1] . مؤمنون آيه ۵، ۶ و ۷ «فمن ابتغي ورآء ذلك فأولئك هم العادون».

[2] . ميزان‌الحكمة، ج ۹، ص ۲۲۲/

[۳] . همان مصدر.

[۴] . همان مصدر.

[۵] . همان مصدر.