آيات قرآن كريم
1. لؤلؤ و مرجان

«يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ».[1]

و خارج كرد از آن دو دريا، لؤلؤ و مرجان را.

از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت است كه منظور از «لؤلؤ و مرجان» امام حسن و حسين ـ عليهما السّلام ـ است.[2]
2. عروة الوثقي

«... فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لاَ انْفِصامَ لَها...».[3]

به رشتة محكم و استواري چنگ زده و هرگز گسسته نخواهد شد.

امام باقر ـ عليه السّلام ـ از حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله ـ نقل مي‌كند كه آن حضرت فرمود: هرگاه مي‌خواهيد به رشتة محكمي چنگ بزنيد، پس به ولايت بگيريد علي و حسن و حسين را.[4]
3. پيروزي بزرگ

«يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً».[5]

مي‌گويند: اي كاش ما هم با آنها بوديم و به رستگاري بزرگي مي‌رسيديم.

امام رضا ـ عليه السّلام ـ به «ريّان بن شبيب» فرمود: اي پسر شبيب! اگر دوست داري كه در مكان‌هاي بنا شده در بهشت با پيامبر و خاندانش باشي، پس قاتلان حسين ـ عليه السّلام ـ را لعنت نما، اي پسر شبيب! اگر دوست داري به ثواب كشته‌شدگان در راه حسين برسي پس چون او را ياد كني بگو: «اي كاش با آنان بودم و به پيروزي و كاميابي بزرگي مي‌رسيدم».[6]
4. خويشاوندان پيامبر

«وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ بِذِي الْقُرْبى...».[7]

و خداي يكتا را بپرستيد و هيچ چيزي را شريك او نگيريد و احسان كنيد به پدر و مادر و خويشاوندان.

در روايتي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ آمده است كه منظور از «والدين» رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ و علي ـ عليه السّلام ـ است و منظور از «ذي‌القربي» حسن و حسين ـ عليهما السّلام ـ است. [8]
5. نفس مطمئنه

«يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً».[9]

تو اي روح آرام يافته به سوي پروردگارت بازگرد. در حالي كه هم تو از او خشنودي و هم او از تو خشنود است.

امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود:

سورة فجر را در نمازهاي واجب و مستحب خود بخوانيد، كه آن سورة امام حسين ـ عليه السّلام ـ است.

«ابو اُسامه» كه در مجلس حاضر بود پرسيد: چگونه اين سوره به حسين بن علي اختصاص دارد؟ فرمود: آيا آن سخن را نشنيده‌اي كه خدا فرمود:

«يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» منظور خداوند از نفس مطمئنّه، حسين بن علي است كه داراي روح آرام يافته‌اي است و هم خدا از او راضي است و هم او از خدا راضي است.[10]
6. بشارت حسيني

«قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ».[11]

ما خطاب كرديم: اي آتش! براي ابراهيم سرد و سالم باش.

امام صادق ـ عليه السّلام ـ از امام حسين ـ عليه السّلام ـ روايت مي‌كند كه آن حضرت در كربلا، قبل از كشته شدن فرمود:

رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ گفت: پسرم! تو روزي به عراق مي‌روي و به شهادت مي‌رسي و جماعتي با تو به شهادت مي‌رسند و سپس آن حضرت، آية مباركة فوق را تلاوت كرد، و فرمود: جنگ براي تو و اصحابت «سرد و سالم» مي‌شود. پس بشارت داد بر آنان كه: به خدا قسم! اگر ما را به قتل برسانند، ما وارد بر پيامبرمان مي‌شويم...[12]
7. بشارت

«وَ يُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً».[13]

و اهل ايمان را كه عمل آنها نيكوست، به اجر بسيار نكو بشارت دهد.

روايت شده است از ابن عباس كه گفت: رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ بشارت داد علي و جعفر و عقيل و حمزه و فاطمه و حسن و حسين ـ عليهم السّلام ـ را به بهشت؛ چون آنها مصداق الذين يعملون الصالحات» بودند.[14]

8. ماه و خورشيد

«وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها».[15]

قسم به ماه كه پيرو آفتاب تابان است و قسم به روز، هنگامي كه جهاني را روشن مي‌كند.

امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود:

منظور از آية شريفة فوق امام حسن و امام حسين ـ عليهما السّلام ـ است و منظور از: «وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها» قيام امام زمان ـ عليه السّلام ـ..[16]
9. تخت‌هاي عزّت

«إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ».[17]

بدرستي كه نيكوكاران در بهشت متنعّمند بر تخت‌هاي عزت تكيه زنند و نعمت‌هاي خدا را مي‌نگرند.

از ابن عباس روايت شده است كه اين آيه در حق علي و فاطمه و حسين و حسين ـ عليهم السّلام ـ نازل شده است.[18]
10. به چه گناهي كشتيد؟

«وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ».[19]

و هنگامي كه از دختران زنان به گور شده باز پرسند به كدامين گناه كشته شده است؟

از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت شده است كه، منظور از دو آية فوق حضرت امام حسين ـ عليه السّلام ـ است و اين دو آيه در حق او نازل شده است.[20]
11. صور الهي

«يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ».[21]

روزي كه لرزنده بلرزد و از پي آن لرزة ديگري افتد.

از امام صادق ـ عليهم السّلام ـ روايت است كه منظور از «الراجفة» حسين بن علي ـ عليه السّلام ـ است.[22]
12 . مثل اصحاب كهف

«أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً».[23]

«آيا گمان كردي. اصحاب كهف و رقيم از آيات عجيب ما بودند؟»

منهال مي‌گويد: بخدا در دمشق بودم كه ديدم، سر بريدة حسين بالاي نيزه آية فوق را تلاوت نمود و فرمود:

شگفت‌تر از مثل اصحاب كهف، حكايتِ كشته شدن و حمل (و بر نيزه شدن) سر من است.[24]
13. مغربين

«رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ».[25]

آن خدايي كه آفرينندة دو مشرق و مغرب است.

در روايتي كه از امام صادق ـ عليه السّلام ـ ، در مورد آية فوق پرسيدند ايشان فرمود: منظور از، «مشرقين» رسول خدا و اميرالمؤمنين ـ عليهما السّلام ـ است و منظور از «مغربين» امام حسن و امام حسين ـ عليهما السّلام ـ است.[26]
14. آينه طهارت

«إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».[27]

خداوند چنين مي‌خواهد كه رجس و هر آلايش را از شما خانوادة نبوت ببرد و شما را از هر عيب پاك و منزه مي‌داند.

روايات بي‌شماري در تفسير اين آية شريفه از معصومين ـ عليهم السّلام ـ وارد شده است كه فرموده‌اند، منظور از «اهل‌البيت» خمسة طيبه هستند.[28]
15 پشتوانة امامت

«وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ».[29]

و اين خدا پرستي را در همة ذرّية خود (محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ) تا قيامت باقي قرار داد تا فرزندانش به خداي يكتا رجوع كنند.

از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ نقل شده است كه فرمود: خداوند امامت را در پشت حسين ـ عليه السّلام ـ قرار داد و نُه امام ديگر از صُلب اويند.[30]
16. مزدي نمي‌خواهم

«قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى...».[31]

بگو مزدي براي رسالت نمي‌خواهم مگر دوستي و محبت با خويشاوندانم.

از رسول خدا سؤال كردند منظور از «قربي» در آية فوق چه كساني هستند؟حضرت فرمود: علي و فاطمه، حسن و حسين ـ عليهم السّلام ـ .[32]
17. در راه حج

«فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ...».[33]

پس (موسي) هراسان از شهر خارج شد در حالي كه چشم به راه بود.

وقتي امام حسين ـ عليه السّلام ـ از مدينه به طرف مكه راهي شد، آية فوق را قرائت مي‌كرد.[34]

18. قاري قرآن

«وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ».[35]

و آنانكه ظلم و ستم كردند،‌ بزودي خواهند دانست كه به چه كيفر و دوزخ انتقامي بازگشت مي‌كنند.

در مقاتل معتبري آمده است هنگامي كه سر امام حسين ـ عليه السّلام ـ را جدا نمودند و بر نيزه زدند، آيه فوق را تلاوت مي‌نمود.[36]
19. اهل سجود

«وَ تَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ...».[37]

از ابي الجارور نقل شده است كه امام باقر ـ عليه السّلام ـ فرمود: منظور از آية فوق، علي و فاطمه و حسن و حسين و اهل‌بيت آنهاست.[38]
20. دور از شهر و ديار

«الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ...».[39]

همان‌ها كه از خانه و شهر خود. به ناحق رانده شدند، جز اين‌كه مي‌گفتند: پروردگار ما خداي يكتاست.

امام صادق ـ عليه السّلام ـ دربارة آية فوق فرمود: اين آيه دربارة علي و جعفر و حمزه نازل شد و در حسين ـ عليه السّلام ـ تحقق يافت. بر همة آنان درود و سلام باد.[40]
21. پيروي از حسين ـ اطاعت از خدا

«وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ».[41]

و هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند و از خدا بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهيزد، چنين كساني همان پيروزمندان واقعي هستند.

رسول خدا ضمن حديثي مي‌فرمايد: سعادتمند، آنانند كه از دوستان و پيروان حسين ـ عليه السّلام ـ هستند. به خدا سوگند ايشان در روز قيامت پيروز و نيك بختند.[42]

22. من بيمار حسينم

«فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ».[43]

پس نگاهي به ستارگان افكند و گفت من بيمارم و با شما به مراسم جشن نمي‌آيم.

امام صادق ـ عليه السّلام ـ دربارة اين آيه فرمود: ابراهيم ـ عليه السّلام ـ بر مصايبي كه بر حسين ـ عليه السّلام ـ فرود مي‌آيد، انديشه نمود و گفت: من از آنچه بر حسين ـ عليه السّلام ـ مي‌آيد، بيدار گشته‌ام.[44]
23. حسين ـ عليه السّلام ـ و زكريا

«لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا».[45]

و پيش از اين هم نامي براي او قرار نداريم.

امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: منظور از آية فوق «حسين بن علي و يحيي بن زكريا» است كه از قبل، هم نامي نداشت و آسمان فقط بر آن دو، چهل روز گريه كرد.

گفته شد: گريستن آسمان چگونه بود؟ فرمود: به سرخي طلوع و به سرخي، غروب مي‌كرد.[46]
24. كلمة طيّبه

«أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ».[47]

آيا نديدي چگونه خداوند «كلمة طيبه» را به درخت پاكيزه‌اي تشبيه كرد كه ريشة آن (در زمين) ثابت و شاخة آن در آسمان است؟

امام صادق ـ عليه السّلام ـ در مورد آية فوق فرمود:

ريشة اين درخت، رسول خدا و شاخة آن اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ است و امام حسن و حسين ـ عليهم السّلام ـ ميوة آن به شمار مي‌آيند ك نه تن از فرزندان او نيز شاخه‌هاي كوچك‌تر آنند و شيعيان نيز به منزلة برگ آن هستند.[48]
25. قرباني بزرگ

«وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ».[49]

و او را در ازاي قرباني بزرگي باز رهانيديم.

از امام رضا ـ عليه السّلام ـ روايت شده است كه فرمود:

منظور از ذبح عظيم در آيه فوق امام حسين ـ عليه السّلام ـ است.[50]
26. سؤال بي‌جا

«لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ».[51]

و او بر هر چه كه مي‌كند سؤال نشود، ولي خلق از كردارشان بازخواست مي‌شوند.

مردي از امام هشتم ـ عليه السّلام ـ پرسيد: به چه خاطر امامت در صُلب امام حسن قرار نگرفت؟ حضرت فرمود: چون خداوند امامت را در صُلب امام حسين ـ عليه السّلام ـ قرار داد، ‌نه در صُلب امام حسن و سپس آية فوق را قرائت نمود.[52]

27. تفسيري از امام زمان (عج)

«كهيعص».[53]

سعد بن عبدالله قمي از امام عصر (عج) در مورد آية فوق سؤال نمود، امام ـ عليه السّلام ـ فرمود: اين حروف از خبرهاي غيبي خداوند است كه به بنده‌اش «زكريا» داد.

«زكريا» هنگامي به كه اسماء خمسه طيّبه اطلاع يافت، هرگاه به نام مبارك امام حسين مي‌رسيد، اشك در چشمانش حلقه مي‌زد. روزي از خداوند علّت اين حال را پرسيد، خداوند داستان كربلا را در قالب اين حروف برايش بيان فرمود.

پس «كاف» يعني كربلا و «ها» يعني هلاكتِ عترت و «يا» يعني يزيد كه قاتل آن حضرت بود و «عين» يعني عطش و تشنگي كه بر آن حضرت مستولي مي‌شود و «صاد» يعني صبر آن حضرت بر بلا.

زكريا وقتي جريان را شنيد، سه روز از مسجدش خارج نشد و مردم را راه نداد و بر حسين ـ عليه السّلام ـ گريست.[54]
28. رجعت

«ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ...». [55]

آنگاه شما را بروي آن برگردانيم و بر آنها غلبه دهم...

امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: اولين كسي كه در «رجعت» برگردانده مي‌شود، امام حسين ـ عليه السّلام ـ است...[56]
29. ذي‌القربي

«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى...».[57]

همانا خدا خلق را فرمان به عدل و احسان مي‌دهد و به بذل و عطاءِ خويشاوندان امر مي‌كند...

از امام باقر ـ عليه السّلام ـ روايت شده است كه منظور از «ذي‌القربي» در آية فوق، امام حسن و امام حسين و ائمة ديگرند.[58]
30. اهل ذكر

«فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ».[59]

پس سؤال كنيد از اهل ذكر (علماء و دانشمندان) اگر نمي‌دانيد.

از ابن عباس روايت شده است كه: منظور از «اهل ذكر» در آية فوق محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ علي و فاطمه و حسن و حسين ـ عليهم السّلام ـ هستند.[60]
31. به خاطر طايفه‌ات

«وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيزٍ».[61]

و اگر ملاحظة طايفة تو نبود سنگسارت مي‌كرديم كه تو را نزد ما عزّت و احترامي نيست.

در روايتي آمده است كه منظور از «رهطك» علي بن ابي‌طالب و حمزه و جعفر و امام حسن و امام حسين ـ عليهما السّلام ـ هستند.[62]
32. دو ميوة بهشتي

«وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ وَ طُورِ سِينِينَ».[63]

قسم به تين و زيتون و قسم به طور سينا.

امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود:

منظور از «تين» امام حسن ـ عليه السّلام ـ است و منظور از «زيتون» امام حسين ـ عليه السّلام ـ است.[64]32
33. جوانمردان

«إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً».[65]

آنها جواناني بودند كه به پروردگارشان ايمان آورده بودند و بر هدايتشان افزوديم.

ابو مُخنف روايت كرده است كه سر مبارك امام حسين ـ عليه السّلام ـ در كوفه ناگهان سرفه‌اي كرد و آية فوق را قرائت نمود.[66]
34. سُستي در پيمان

«وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً».[67]

و به يقين پيش از اين با آدم پيمان بستيم، پس فراموش كرد و او را استوار نيافتيم.

از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت شده است كه فرمود: منظور از پيمان خداوند با حضرت آدم ـ عليه السّلام ـ ، كلماتي بود در مورد محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين ـ عليهم السّلام ـ .[68]
35. تعليم به حضرت آدم ـ عليه السّلام ـ

«وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ».[69]

و خداوند همة نام‌ها را به آدم آموخت، سپس آنها را بر فرشتگان عرض نمود.

در تفسيري كه منسوب به امام عسكري ـ عليه السّلام ـ است، آمده كه منظور از «اسماء» در آية فوق نام مبارك انبياء و محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ و علي و فاطمه و حسن و حسين ـ عليهم السّلام ـ است.[70]
36. آخرين راه

«... وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ».[71]

به ما ظلم نمي‌كنند؛ بلكه به نفس خود ستم مي‌كردند.

از «سكينه» دختر امام حسين ـ عليه السّلام ـ نقل شده است كه زينب ـ سلام الله عليها ـ به امام حسين ـ عليه السّلام ـ فرمود: برادر! ما را به حرم جدّمان رسول خدا برگردان، حضرت فرمود: خواهرم! براي ما راه ديگري نيست... و غير از كشته شدن من، راهي نيست. آنگاه امام گريست و آية فوق را قرائت نمود.[72]

37. خدا را شاهد مي‌گيرم

«قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا أَنِّي بَرِي‏ءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ».[73]

گفت: من خدا را گواه مي‌گيرم، و شاهد باشيد كه من از آنچه جز او شريك وي مي‌گيريد بيزارم.

در مقاتل معتبر آمده است كه،‌ امام حسين ـ عليه السّلام ـ روز عاشورا ميان ميدان ايستاد و آية فوق را قرائت نمود.[74]
38. مقابل اهل حرم

«وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ...».[75]

و كسي را كه خداوند خونش را حرام شمرده نكشيد، جز بحق.

امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود:

با وجودي كه خدا كشتن به غير حق را حرام نموده بود، امام حسين ـ عليه السّلام ـ را در ميان خانواده‌اش به قتل رساندند.[76]
39. دو لب مبارك

«أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ».[77]

آيا ما به او دو چشم عطا نكرديم و زبان و دو لب به او نداديم.

از امام باقر ـ عليه السّلام ـ روايت شده است كه فرمود:

منظور از «عَيْنَيْن» رسول خدا است و منظور از «لساناً» اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ است و منظور از «شفتين» امام حسن و امام حسين ـ عليهما السّلام ـ است.[78]
40. آينه طهارت

«إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».[79]

خداوند چنين مي‌خواهد كه رجس و هر آلايش را از شما خانوادة نبوت ببرد و شما را از هر عيب پاك و منزه مي‌داند.

روايات بي‌شماري در تفسير اين آية شريفه از معصومين ـ عليهم السّلام ـ وارد شده است كه فرموده‌اند، منظور از «اهل‌البيت» خمسة طيبه هستند.[80]

پي نوشت ها :

[1] . الرحمن: 22.

[2] . تفسير البرهان،‌ج 4، 265، حديث 3.

[3] . بقره: 256.

[4] . كامل الزيارات: ابن قولويه، ص 51، ح 6.

[5] . نساء: 73.

[6] . امالي صدوق، ص 130.

[7] . نساء، 36.

[8] . بحارالانوار: ج 23، ص 269، حديث 19.

[9] . الفجر: 27، 28.

[10] . بحارالانوار، علامة مجلسي، ج 44، ص 218، حديث 8.

[11] . انبياء: 69.

[12] . بحارالانوار: ج 45، ص 80، حديث 6.

[13] . كهف: 2.

[14] . بحارالانوار: ج 41، ص 17، حديث 10.

[15] . شمس: 2 و 3.

[16] . بحارالانوار: ج 24، ص 73، حديث 6.

[17] . مطففين: 22 و 23.

[18] . مناقب: ج 4، صفحة 2.

[19] . تكوير: 8 و 9.

[20] . بحارالانوار، ج 23، ص 255،‌ حديث 6 و ج 44، ص 220، حديث 13.

[21] . نازعات: 6 و 7.

[22] . تأويل الآيات، ج 2، 762، حديث 1.

[23] . الكهف: 9.

[24] . تأويل الايات.

[25] . الرحمن: 17.

[26] . بحارالانوار: ج 24، ص 69، حديث 2.

[27] . احزاب: 33.

[28] . امالي شيخ صدوق: ص 473.

[29] . زخرف: 28.

[30] . تفسير نور الثقلين: ج 4، ص 297، حديث 26.

[31] . شوري: 23.

[32] . شواهد التنزيل: ج 2، ص 194.

[33] . قصص: 21.

[34] . ارشاد: ج 2، ص 35.

[35] . شعرا: 227.

[36] . تفسير برهان: ج 3، ص 194، حديث 5.

[37] . شعرا: 219.

[38] . تأويل الآيات: ج 1، ص 396، حديث 23.

[39] . الحج: 40.

[40] . بحارالانوار: ج 44، ص 219، حديث 9.

[41] . النور: 52.

[42] . همان: ص 225.

[43] . الصافات: 88 و 89.

[44] . عوالم، ج 17، ص 98.

[45] . مريم: 7.

[46] . كامل الزيارات: ص 89.

[47] . ابراهيم: 24.

[48] . كمال‌الدين، ص 345.

[49] . صافات: 107.

[50] . عيون اخبار الرضا ـ عليه السّلام ـ، ج 1، ص 209.

[51] . انبياء: 23.

[52] . عيون اخبار الرضا ـ عليه السّلام ـ : ج 2، ص 82.

[53] . مريم: 1.

[54] . قصص الانبياء، ص 398.

[55] . اسراء: 6.

[56] . الحسين في القرآن: ص 96، به نقل از بحارالانوار.

[57] . النحل: 90.

[58] . كنزالدقائق: ج 7، ص 257.

[59] . النحل: 43.

[60] . نهج الحق: ص 210.

[61] . هود: 91.

[62] . تفسير القمّي: ج 2، ص 126.

[63] . تين: 1 و 2.

[64] . تأويل الآيات: ج 2، ص 813، حديث 1.

[65] . كهف: 13.

[66] . بحارالانوار: ج 45، ص 304، حديث 3.

[67] . طه: 115.

[68] . كافي: ج 1، ص 416.

[69] . بقره: 31.

[70] . تفسير الامام: ص 217، حديث 100.

[71] . بقره: 57.

[72] . موسوعة كلمات الحسين: ص 400، حديث 187.

[73] . هود: 54.

[74] . خصائص الحسينيه، ص 357.

[75] . اسراء: 33.

[76] . بحارالانوار، ج 44، ص 218.

[77] . بلد: 8 و 9.

[78] . الحسين في القرآن: سيد محمد الواحدي، چاپ اول، ص 215.

[79] .احزاب:33

]80] . امالي شيخ صدوق: ص 473.




پيامبرصلى الله عليه وآله

٭٭ إنَّ لِقَتلِ الحُسَينِ حَرارَةً في قُلوبِ المُؤمِنينَ لاتَبرُدُ أبَداً؛
مرگ حسين‏عليه السلام آتشى در دل مؤمنان درانداخته است كه هرگز سرد نخواهد شد. . مستدرك الوسائل، ج 10، ص 318.



٭٭ يا فاطِمَةُ! كُلُّ عَينٍ باكِيَةٌ يَومَ القِيامَةِ إلّا عَينٌ بَكَت عَلى‏ مُصابِ الحُسَينِ؛
اى فاطمه! همه چشم‏ها در روز قيامت گريان است جز چشمى كه بر مصيبت‏هاى حسين بگريد. . بحار الأنوار، ج 44، ص 293.




امام حسين عليه السلام

٭٭ گواهی مي دهم که من از راه تکبر و خودخواهی و يا به قصد فساد و ستمگری بر ضدحکومت بني اميه قيام نکرده ام . خروج و قيام من تنها برای اصلاح طلبی در امت جدم است . اراده امر بمعروف و نهی از منکر ارم و مي خواهم به روش جدم و پدرم علی بن ابيطالب (ع ) رفتار کنم . هر کس از راه حق و حقيقت مرا پذيرفت ، طرف حسابش حق متعال است ، و هر کس که قيام مرا مردود دانست ، من در راه هدف خود ثابت قدم و شکيبا هستم ، تا اين که خداوند ميان من و اين ملت به حق و حقيقت قضاوت فرمايد، که او بهترين قاضيان است . بحار الانوار، ج ,44 ص (329 )

٭٭ هر کس ما را برای خدا دوست بدارد، روز قيامت ما و او همراه يکديگر اين طور برپيامبران وارد خواهيم شد، و انگشتان خود را جفت کرده ، اشاره فرمود و هر کس که برای دنيا ما را دوست داشته باشد، تنها در اين دنيا است که خوب و بد با هم مي باشند.
بحار الانوار، ج ,27 ص (84 )

٭٭ به درستی که من بيهوده ، گردنکش ، ستمگر و ظالم حرکت نکردم ، بلکه برای اصلاح در امت جدم محمد (ص ) حرکت کردم و مي خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به
روش جدم محمد (ص ) و پدرم علی بن ابي طالب (ع ) رفتار کنم . بحار الانوار، ج ,44 ص (329 )

٭٭ پروردگارا، تو مي دانی که ما به خاطر هوس سلطنت يا به منظور تصفيه حسابهای شخصي ، عليه حکومت بني اميه قيام نکرده ايم ، بلکه بدان جهت قيام کرده ايم که مظاهر دينت را به مردم نشان دهيم و در سرزمينت اصلاحی کرده باشيم ، تا در پناه دين ، بندگان ستمديده ات بيارامند و به فرايض و سنن و احکامت عمل شود. ای مردم ، بدانيد
که اگر شماها ما را ياری نکنيد و درباره ما انصاف ندهيد، ستمگران بر سرتان مسلط خواهند شد و در خاموش کردن نور پيامبرتان خواهند کوشيد. خداوند برای ما پشتيبان محکمی است ، بر او تکيه مي کنيم و به درگاهش زاری مي نماييم ، و بازگشت ما به سوی اوست .
بحار الانوار، ج ,97 ص (80 )

٭٭ سپاس به درگاه خداوندی که آنچه خواهد، انجام گيرد و نيرويی نيست مگر آن که قائم به ذات احديت اوست . همان گونه که گردنبند به گردن دختران جوان افتاده است ، مرگ نيز گريبانگير فرزندان آدم است . آن چنان که يعقوب شوق ديدار يوسف داشت ، من نيز به شدت اشتياق ديدار پدران و گذشتگانم دارم . دست تقدير الهی برای من قتلگاهی برگزيده است که بايد به ديدار آن بشتابم . مي بينم که به همين زوديها گرگهای گرسنه "نواويس " و "کربلا" مرا در محاصره انداخته ، بند بند اعضای بدنم را از هم جدا مي کنند و عطش درونی خود را با کشتن من فرومي نشانند. از چنين روزی که قلم تقدير بر آن گذشته است ، تدبير و راه فراری نيست . ما اهل بيت به آنچه خداوند راضی باشد، رضايت داريم . بر اين بلا که برای ما خواسته است ، صبر مي نماييم ، البته او نيز پاداش صابران به ما عطا خواهد فرمود. ما پاره های تن پيامبريم و پاره تن پيامبر از او جدا نمي شود. ما در بهشت ، دور و بر پيامبر گرد
خواهيم آمد و با رفتن ما چشم پيامبر روشن شده ، وعده هايی که داده شده است ، عملی
مي گردد. اينک در ميان جمع ما هر کس جان در کف آماده شهادت است و خود را
برای مرگ و ملاقات الهی مهيا ساخته ، به همراه ما کوچ کند که فردا صبح به ياری
خدا من حرکت مي کنم . بحار الانوار، ج ,44 ص 366







امام سجّادعليه السلام

أنَا ابنُ مَنَ بَكَت عَلَيهِ مَلائِكَةُ السَّماءِ أنَا ابنُ مَن ناحَتْ عَلَيهِ الجِنُّ فِي الأرضِ و الطِّيرُ فِي الهَواءِ
من پسر كسى هستم كه فرشتگان آسمان بر او گريستند. من پسر كسى هستم كه جنّيان در زمين و پرندگان در هوا بر او نوحه‏سرايى كردند. . همان، ج 45، ص 174.







امام باقرعليه السلام

لَو يَعلَمُ النّاسُ ما في زِيارَةِ قَبرِ الحُسَينِ مِنَ الفَضلِ لَماتُوا شَوقاً؛
اگر مردم مى‏دانستند در زيارت مزار امام حسين‏عليه السلام چه فضيلتى است از شوق آن مى‏مردند. بحار الأنوار، ج 28 ، ص 18.






امام صادق ‏عليه السلام

٭٭ إنَّ يَومَ الحُسَينِ أعظَمُ مُصيبَةً مِن جَميعِ سائِرِ الأيّامِ؛
روز شهادت امام حسين‏عليه السلام سوگناك‏ترين روزها است. . علل الشرائع، ص 225.


٭٭ لاتَدَعْ زيارَةَ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍ‏عليه السلام يَمُدُّ اللَّهُ في عُمرِكَ و يَزيدُ في رِزقِكَ و يُحييكَ اللَّهُ سَعيداً ولاتَموتُ إلّاشَهيداً؛
زيارت امام حسين‏عليه السلام را فرو نگذار كه خدا عمرت را طولانى و روزى را زياد مى‏كند و زندگى با سعادت و مرگ با شهادت به تو خواهد بخشيد. . وسائل الشيعه، ج 14، ص


٭٭ مَن أرادَ اللَّهُ بِهِ الخَيرَ قَذَفَ في قَلبِهِ حُبَّ الحُسَينِ‏عليه السلام و حُبَّ زيارَتِهِ؛
كسى كه خدا خيرخواه او باشد، محبّت حسين و شوق زيارتش را در دل او مى‏اندازد. بحار الأنوار، ج 98، ص 76.٭٭ حَنِّكُوا أولادَكُم بِتُربَةِ الحُسَينِ‏عليه السلام فَإنَّها أمانٌ؛

٭٭ حَنِّكُوا أولادَكُم بِتُربَةِ الحُسَينِ‏عليه السلام فَإنَّها أمانٌ؛
كام كودكانتان را با تربت حسين برداريد؛ زيرا موجب امنيّت كودكان است. . وسائل الشيعه، ج 14، ص 524.٭٭ السُّجُودُ عَلى تُربَةِ الحُسَينِ‏عليه السلام يَخرُقُ الحُجُبَ السَّبعَ؛

٭٭ السُّجُودُ عَلى تُربَةِ الحُسَينِ‏عليه السلام يَخرُقُ الحُجُبَ السَّبعَ؛
سجده بر تربت امام حسين حجاب‏هاى هفت گانه را مى‏درد. . بحار الأنوار، ج 98، ص







امام رضاعليه السلام

إنَّ يَومَ الحُسَينِ أقرَحَ جُفُونَنا و أسبَلَ دُمُوعَنا و أذَلَّ عَزيزَنا؛(17)

روز شهادت حسين‏عليه السلام ديدگان ما را مجروح، اشك‏هاى ما را روان و عزيز ما را خوار كرد. . الأمالى، صدوق، ص 190.


٭٭ مَن كانَ يَومُ عاشوراءَ يَومَ مُصيبَتِهِ و حُزنِهِ وبُكائِهِ، يَجعَلُ اللَّهُ يَومَ القيامَةِ يَومَ فرحِهِ و سُرورِهِ
هر كه عاشورا روز مصيبت و اندوه و گريه‏اش باشد، خداوند روز قيامت را روز شادى و سرورش مى‏گرداند. . ميزان الحكمه، ح 13011.٭٭ مَن تَركَ السَّعيَ في حَوائجِهِ يَومَ عاشُوراءَ قَضَى اللَّهُ لَهُ حَوائجَ الدُّنيا و الآخِرَةِ

٭٭ مَن تَركَ السَّعيَ في حَوائجِهِ يَومَ عاشُوراءَ قَضَى اللَّهُ لَهُ حَوائجَ الدُّنيا و الآخِرَةِ
هر كه در روز عاشورا كار و كسب خود را فرو گذارد، خداوند حاجت‏هاى دنيا و آخرت او را بر آورده سازد. علل الشرائع، ص 227.٭٭ فَإذا كانَ اليَومُ العاشِرُ كانَ ذلِكَ اليَومُ يَومَ مُصيبَتِهِ و حُزنِهِ و بُكائِهِ و يَقُولُ: هُوَ اليَومُ الَّذي قُتِلَ فيهِ الحُسَينُ؛

٭٭ فَإذا كانَ اليَومُ العاشِرُ كانَ ذلِكَ اليَومُ يَومَ مُصيبَتِهِ و حُزنِهِ و بُكائِهِ و يَقُولُ: هُوَ اليَومُ الَّذي قُتِلَ فيهِ الحُسَينُ؛
روز عاشورا، روز مصيبت و حزن و گريه (امام كاظم‏عليه السلام) بود و مى‏فرمود: «در چنين روزى بود كه حسين‏عليه السلام كشته شد.» . الأمالى، صدوق، ص 128.


٭٭ إن بَكَيتَ عَلَى الحُسَينِ حَتّى‏ تَصيرَ دُموعُكَ عَلى‏ خدَّيكَ غَفَرَاللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنبٍ أذنَبتَهُ
اگر بر حسين بگريى، چندان كه اشك‏هايت بر گونه‏ات جارى شود، خداوند تمام گناهانت را مى‏آمرزد. . همان، ج 44، ص 286.



٭٭ كُلُّ طِينٍ حَرامٌ (أكلُهُ) كَالمَيتَةِ و الدَّمِ... ما خَلاطِينَ قَبرِ الحُسَينِ‏عليه السلام فَإنَّهُ شِفاءٌ مِن كلِّ داءٍ؛
(خوردن) هر خاكى، مانند مردار و خون...، حرام است، غير از تربت مزار امام حسين‏عليه السلام كه دواى هر دردى است. 39 . الأمالى، طوسى، ص 319.




امام مهدى‏عليه السلام در زيارت ناحيه مقدّسه

٭٭ لأَندُبَنَّكَ صَباحاً و مَساءً و لأَبكِيَنَّ عَلَيكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً
هر صبح و شام بر تو گريه و شيون مى‏كنم و در مصيبت تو به جاى اشك، خون مى‏گريم.. بحار الأنوار، ج 101، ص 238.