عاشورا تجلّي روح ربوبي در كالبد جسم خاكي در تمامي زمان‌هاست عاشورا شهر قيام فطرت‌ها عليه ناقوس طاغوتخانه‌هاي ستم است كه در هر كوي و برزن و در هر عصري از اعصار ارضي در عالم كون و مكان بوقوع پيوسته و خواهد پيوست چرا عاشورا خليفه خدا بر روي زمين است تا تمامي كمالات اخلاقي را در مقابل تمامي رذائل نفساني به جنگ طلبد و در اين نبرد پيروزي انسانيت انسان را تا ابد به تصوير كشد.

اگر قيام رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ بر تمامي كمالات اخلاقي صحه گذارد قيام خونين بزرگ پرچمدار اسلام تا ابد بر تداوم قيام معراج پوي مجمع رسولان مهر تائيد كوبيد و بشر را از رسول ديگري بي‌نياز نمود.

عاشورا آتشفشاني روشن است كه هر آن در حال انفجار است و نور زندگي را در كالبد مبارزين با ظلم و بيداد مي‌دمد. عاشورا موج خروشاني است كه تمامي آزادگان را با خود همراه مي‌كند و تا كانون انفجار عظمي كه بايد حضرت قائم (عج) متجلي خواهد گشت مي‌كشد.

عاشورا درخت تنومندي است كه ميوه پر بركت آن شيعه است كه بشريت خواسته يا ناخواسته از آن تناول مي‌كند تا زندگي خاكي خود را با فطرت ازلي به پايان برد عاشورا انگشت بر دهان يحيي و يوسف و اسماعيل برد چرا كه حسين ـ عليه السّلام ـ و يارانش چون پروانه عاشق جسم خود را براي نجات بشريت بر آتش گستاخان ابليس صفت عرضه كردند تا بشر غروب خصائص اخلاقي و افول ارزش‌هاي اسلامي را تا ابد ننگرد عاشورا جلوه سجده ملائك بر آدميت آدم بود كه ابليس و ابليسان از تجلي اسماء حسناي الهي در آن حماسه بي‌نظير به وحشت گريختند و بر كفر خود چون آتش به نار پيوستند.

عاشورا چشم جوشان كرامت انساني است كه آدم بانوش قطره‌اي از آن مرضي حضرت حق گشت و انسانيت تا ابد حيات مثالي و شهودي خود را مديون جوشش آن مي‌داند گرچه ممكن است بر اين مهم غافل باشد.

حسين ـ عليه السّلام ـ عابدي بود عارف، كاشفي بود شاهد ماجدي بود شائق، حافظي بود صادق كه با جمع مجموعه كمالات انساني عرصه را بر ابليس و ابليسان تنگ نمود و اشك شوق را از ديدگاه ملائك جاري نمود.

حسين ـ عليه السّلام ـ آتشفشاني بود كه قطره‌اي از آن در عصر حاضر از عالم شهود بر عالم مثال جاري گشت و انقلابي ديگر را در قرن حاضر به رهبري خميني كبير (ره) به تصوير كشيد خون حسين ـ عليه السّلام ـ پرچم رنگيني است كه بر دروازه تمامي انقلابات خونين اسلامي در عالم تشيع آويخته است.

حسين ـ عليه السّلام ـ تا ابد در عالم مثال و برزخ و قيامت زنده است چرا كه در يك مقطع زماني محدود و در نقطه‌اي محدود حركتي را آغاز كرد كه مرز بين فدا كردن خود براي خدا را در قاموس دين نبوي با سيره علوي بيان نمود و عصاره «علم آدم الاسماء كلها» را بر عالم مثال نازل كرد.

حسين ـ عليه السّلام ـ همان انساني است كه در ابتداي خلقت نورانيش همگان بر او جز ابليس سجده كردند و در اين سجده از عظمت حسين ـ عليه السّلام ـ و جدش رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ و پدرش علي ـ عليه السّلام ـ و مادرش زهرا ـ سلام الله عليها ـ حاكي بود كه عاشورا بايد براي يك بار در هميشه تاريخ آفريده شود تا جلوه‌اي از ايثار و كرامت انساني را در پهنه عالم خاكي به نمايش گذارد و چهره كريه خون و خونريزي را از ابدان انساني بشويد و انسان را در مقابل نماي وجود سربلند و لائق احسن الخالقين، عبدالله گرداند.

حسين ـ عليه السّلام ـ اقيانوس بيكران رحمت ايزدي است كه هر كه در او غرق شد عاشقي شد در كنار حسين ـ عليه السّلام ـ نامش و راهش پويا خواهد بود. حسين ـ عليه السّلام ـ جَنّاتٌ مِن تَجري تَحْتِهَا الاَنْهار است كه شيعيان علي ـ عليه السّلام ـ در كنار آن مأوي گرفته و تا ابد آسوده خواهند بود. حسين ـ عليه السّلام ـ كانون صلابت و استقامت است كه تكليف را بر نتيجه مقدم كرد و نيروي عظيمي را تا ابد در كالبد تمامي انقلابات دنيا تزريق نمود.

اميد آنکه ما شيعيان و پيروان سيد الشهدا(ع)بتوانيم از اين اقيانوس بيکران رحمت و عظمت، کمال بهره را برده وقدر شناس اين نعمت اللهي باشيم وهمواره حسيني زندگي کنيم وحسيني به سوي معبود سفر کنيم،انشاء اللّه


حسن منتظري