نهى اسلام از عزوبت

از نظر اسلام، ازدواج كارى مقدس و تجرد چيز پليدى است. اين بر خلاف نظر كسانى است كه رهبانيت را پذيرفته‏اند و سعى دارند بدان جنبه‏اى مقدس دهند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: آن كس كه اين آيين و مذهب همگام با فطرت مرا دوست دارد بايد نسبت‏به سنت من پاى‏بند باشد; يكى از سنت‏هاى من ازدواج است. (20)

در اسلام، سرباز زدن از ازدواج مساوى با تخلف از سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و حتى از موازين اسلامى است. چنانچه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: هر كس زمينه و امكانى براى ازدواج داشته باشد و در عين حال، از آن سر باز زند از ما نيست.

اسلام برخلاف رهبانان و تاركان دنيا، مجرد ماندن را نه تنها فضيلت نمى‏داند، بلكه آن را محكوم كرده و شديدا از آن نهى فرموده است. زنى به حضور امام صادق عليه السلام رسيد و گفت: من قصد ندارم شوهر كنم تا مرا نزد خدا فضلى باشد و اجر و ثوابى به من تعلق گيرد.

امام صادق عليه السلام فرمودند: اين سخن را رها كن; اگر تنها زيستن فضيلتى بود فاطمه عليها السلام، دختر پيامبر صلى الله عليه و آله، بر اين فضل سزاوارتر بود. (21)

بزرگان اسلام عزب ماندن را در صورت فراهم بودن وسايل ازدواج، ناروا و حرام دانسته و زناشويى را محبوب و مقدس شمرده‏اند. اسلام نيز تجرد را زشت مى‏شمارد و مى‏گويد: «شراركم عزابكم‏»; (22) بدترين شما كسانى هستند كه در حال عزوبت‏اند. احاديثى‏كه ازعزوبت‏نهى مى‏كنند بسيارند، ازجمله روايات ذيل از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله:

- ازدواج كن و گرنه از گنه‏كاران محسوب خواهى شد; «تزوج و الا فانت من المذنبين.» (23)

- بيش‏تر دوزخيان عزب‏ها هستند; «اكثر اهل النار العزاب.» (24)

- ازدواج كن، وگرنه از راهبان نصارا خواهى بود; «تزوج و الا فانت من رهبان النصارى.» (25)

- ازدواج كن، وگرنه از برادران شيطان خواهى بود; «تزوج و الا فانت من اخوان الشياطين.» (26)

- بدترين افراد امت من عزب‏ها هستند; «شرار امتي عزابها.» (27)

- دو ركعت نماز زن‏دار بهتر از يك روز نماز و روزه عزب است. «ركعتان يصليهما المتزوج افضل من سبعين ركعة يصليها غير متزوج. » (28)

خوددارى از ازدواج عوارضى دارد كه به نمونه‏هايى از آن اشاره مى‏كنيم:

1- خوددارى از ازدواج زمينه را براى روابط جنسى نامشروع و غير قانونى فراهم مى‏كند كه نمونه‏هاى آن را در كشورهايى كه براى خود آمار و حسابى دارند، مى‏بينيم. بديهى است كودكى كه به دور از عشق و بدون خواسته والدين يا در اثر يك ازدواج اجبارى پديد آيد هم مايه غم مرد است و هم موجب تنفر اجتماعى و اين‏كه آينده چنين كودكانى چه خواهد شد، به خوبى معلوم است.

2- خوددارى از ازدواج موجب بيمارى‏هاى وخيمى هم‏چون امراض تناسلى، ورم مفاصل و مانند آن مى‏گردد و اين مساله مورد تاييد پزشكان امروزى است.

3- خوددارى از ازدواج موجب از دست دادن گرمى و نشاط زندگى است. هر كس در دوران جوانى به ازدواج تن ندهد، در دوران پيرى با رنج تنهايى مواجه خواهد شد.

4- خوددارى از ازدواج موجب توسعه و گسترش فساد مى‏گردد. افراد به سوى فساد اخلاقى سوق پيدا مى‏كنند و درهاى حيات آنان به دروغ، فحشا و بى‏بند و بارى گشوده مى‏شود. وجود غريزه در آدمى خود دليلى بر ضرورت ازدواج و خوددارى از آن، استقبال از خطرات خودآفرين و زمينه‏اى براى هجوم غم‏ها و نابسامانى‏هاست.