ازدواج هاي اجباري (2)
دادگاههاى خانواده به درخواست طلاق زوجهايى كه داراى فرزند هستند، ديرتر رسيدگى مى كنند. تلاش آنها براى سازش ميان زن و شوهر است.اما براى« زيبا »كه حالا به ديوار چرك گرفته و سياه راهروى دادگاه تكيه داده و خسته از اين اتاق به آن اتاق رفتن برگه هايى كه در دست داردرا نگاه مى كند، خيلى مهم نيست كه تاريخ طلاقش ديرتر شود تا شايد اختلاف ميان او و همسرش از بين برود:
«اتفاقاً دلم مى خواهد هرچه زودتر حكم طلاق را دستم بدهند.»
و مثل آدمى كه انگار يك دفعه تصميم مى گيرد خودش را از حرف خالى كند، مى گويد:
«توى شهر ما رسم نبود دختر تا سن بيست سالگى شوهر نكرده باشد. 22 سالم بود كه نوه خاله ام آمد خواستگارى. پدر و مادرم مى گفتند: اين بار ديگر بايد حتماً جواب بله باشد. قهر كردم. پيش بزرگترهاى فاميل رفتم. خيلى ها پادرميانى كردند، اما پدر و مادرم قبول نكردند. مى گفتند همين حالا هم زيادى از موقع ازدواجم گذشته، حتى مهلت ندادند چند ماهى نامزد بمانيم، سريع شيرينى خوردند و عقدمان كردند.»
عدم درك متقابل، نداشتن انگيزه در تأمين هزينه هاى زندگى، سرخوردگى و دورى از اجتماع همگى از پيامدهاى ازدواجهاى اجبارى و ناخواسته است.
سرپرست مجتمع قضايى معتقد است: «زن و شوهر با شناخت كافى از هم و تحمل ناهماهنگى ها و چشم پوشى از عيبهاى يكديگر، قادرند به زندگى مشترك ادامه بدهند.» از نظر او اندكى تعقل براى جلوگيرى از فروپاشى كانون خانواده كافى است، اما تأكيد مى كند: «اين تعقل بايد پيش از ازدواج، توسط دختر و پسر و خانواده هاى آنها به گونه اى باشد كه هيچ ازدواجى از روى اصرار و اجبار صورت نگيرد.»
اما يك حقوقدان به ماده قانونى هم اشاره مى كند كه به پدر اجازه مى دهد دخترش را در هر سنى كه هست، به عقد مرد مورد نظر خود درآورد: «تدوين قوانين مناسب براى حمايت از زنانى كه قربانى ازدواجهاى تحميلى و اجبارى شده اند و يا در نظر گرفتن مفادى از قانون كه به واسطه آن پدر بدون رضايت و تمايل دختر قادر نباشد او را به ازدواج اجبارى وادار كند. به طورى كه به عنوان مثال برگه رضايت دختر كه مورد تأييد مراجع قانونى قرار گرفته، ضميمه اسناد ازدواج شود و در كنار همه اينها و الزام سردفتران به رعايت قانون بايد با ارائه آموزش به خانواده ها،آگاهي هاى تربيتى، حقوقى آنها را افزايش داد و به زنان نيز اطلاعات لازم براى حفظ حقوق خود در ازدواج را ارائه داد.»
بخشى از ازدواجهاى اجبارى، به دليل سنّتهاى قومى و قبيله اى، تنگناى اقتصادى خانواده ها و گاه از بين بردن خصومت هاى خانوادگى و فاميلى صورت مى گيرد.
پروانه جعفرپور كارشناس ارشد علوم اجتماعى و پژوهشگر با اشاره به همين موارد مى پرسد:« فكر مي كنيد چه تعداد از ازدواجهاى فاميلى كه تحت تأثير اين آداب و رسوم و اعتقادات انجام مى شود، با رضايت دختر و پسر است؟»
او سپس به موردى اشاره مى كند كه در روستاي يكى از شهرهاى مركزى، شاهد ازدواج پيرمرد 70 ساله اى كه زن، فرزند و نوه هم داشته با دختر 15 ساله اى بوده و خانواده دختر صرفاً چون پيرمرد را فرد معتقد و مؤمنى مى شناختند و معتقد بودند با اين وصلت ،دعاى خير پيرمرد مى تواند حافظ مزرعه و كشت و كار آنها باشد، با آن موافقت مى كنند.
او در ادامه مى گويد: «بايد بپذيريم كه بسيارى از رسوم و سنت هاى غلط ما احتياج به اصلاح و تغيير دارند. در گذشته پدران و مادران بسيارى از ما طعم ازدواجهاى اجبارى را با اختلاف نظر و سليقه ميان خود و همسرشان چشيده اند، تماشاى صحنه بگو مگو و دعوا و اختلاف والدينى كه از سر اجبار و با اصرار ديگران با هم ازدواج كرده بودند، چندان جالب نبود، پس چرا برخى والدين مى خواهند داستان زندگى خود را براى فرزندانشان تكرار كنند؟!»
واداشتن جوانان به ازدواجى خارج از ميل، رغبت و خواسته هاى آنها عواقب محدود و كنترل شده اى ندارد. در چنين ازدواجهايى بدون ترديد، طلاق هميشه راه حلى است كه در ذهن زن و شوهر مى چرخد. گفته مى شود در ايران از هر 1000 ازدواج 147 مورد آن به طلاق مى انجامد. هرچند براى طلاق دلايل و موارد متعددى را مى توان برشمرد، اما آيا ازدواجهاى اجبارى يكى از مهم ترين آنها نيست؟
دكتر سيما الوندى، مشاور خانواده و روانشناس از پديده «همسركشى» نام مى برد كه به اعتقاد او به ويژه در سالهاى اخير به دليل وجود قوانين سختگيرانه طلاق براى زنان، آنها از خود بروز مى دهند. بر اساس تحقيقات صورت گرفته، بيشتر زنان همسركش ،در سنى قبل از 25 سالگى ازدواج كرده و به طور متوسط فقط ده سال زندگى مشترك داشته اند. همچنين بيشتر ازدواجهاى آنها در سنين زير 12 سال ناخواسته و اجبارى بوده است.»
انتهاى مسير يك ازدواج مناسب مى تواند سعادتمندى براى همه اعضاى خانواده اعم از زن و شوهر، فرزندان و ديگر اطرافيان باشد، اما نه فقط انتها كه مسير يك ازدواج اجبارى همواره توأم با تنش، اختلاف و ناسازگارى ميان زن و شوهر است. پس مى توان از ابتدا اين مسير را به راهى يكنواخت و هموار مبدل كرد.
منبع:سایت تبیان
+ نوشته شده در شنبه پنجم تیر ۱۳۸۹ ساعت 16:15 توسط مجيد كمالي
|