4- ازدواج نبايد براي برآورده شدن خواست هاي ديگران باشد. 

به طور معمول ، آرزوهاي پدران و مادران ، ايده آل هاي آنان، خود سري ها و كج فكري هاي آنها يا حتي انتقام جويي آنان از زندگي ومحروميت هاي قبلي شان ، فرزندان را به سوي ازدواج هايي سوق مي دهد كه در آن يا بايستي يك طرف ، يك عمر مظلوميت و تحقير را تحمل كند وگذشت وصبوري از خود نشان دهد وبه قول معروف بسوزد و بسازد يا اين كه هر دو طرف ( زن وشوهر) خود را محكوم به پذيرش اين تحكم بدانند يا با به دست آوردن اندك بهانه اي بخواهند خود را از اين تحكم پذيري رها ساخته ، در نتيجه با طلاق يا جدايي يا ... زندگي را بر خود و خانواده ، ناگوار و تلخ كنند. 

ناگوارتر از اين ، خواست هاي افراد ديگري به غير از پدر و مادر است. در بعضي جوامع ديده شده است كه دختر خون بهاي مقتول است يا دختر به همراه مادر در خانه ناپدري يا ... زندگي كرده ، براي امرار معاش تن به سرنوشتي مي دهد كه خود در شكل گيري آن نقش ندارد. 

5- انگيزه ازدواج نبايد چشم وهم چشمي ها ومقايسه هاي اجتماعي باشد. 

چه بسا مشاهده شده است كه پسر يا دختري تنها به خاطراين كه مادر يا پدرش مي خواهد فرزندشان از ديگر هم سن وسال ها وبستگان كمتر و... جلوه نكند ناخواسته درگيرسرنوشتي مي شود كه نه به صلاح اوست و نه خود نقشي درشكل گيري آن داشته است . 

6- ازدواج نبايد بدون جلب نظر و راهنمايي و هدايت والدين باشد . 

هرچند كه درموارد بالا ، معمولاً گناه متوجه پدران و مادران و جامعه است ، ليكن توجه به اين نكته نيز ضروري است كه والدين بايستي به طور حتم درزندگي وتشكيل خانواده فرزندانشان نقش داشته باشند. يعني لازم است حد ومرزها رعايت شود و فرزندان خودسرانه براي رسيدن به آن چه امروز مي بينند اقدام به ازدواج نكنند. تناسب ميان زوج جوان ، چنانچه همراه با نظر و راهنمايي والدين باشد ، نتيجه بخش خواهد بود. 

7- ازدواج نبايستي بدون مشورت وچاره انديشي با بزرگترها صورت گيرد. 

تجربه اي كه بزرگ ترها از زندگي خود آموخته اند در موقعيت هايي بايستي مورد استفاده كوچك ترها قرار گيرد. سخن بجايي است كه گفته شده است انسان بايد دوبار زندگي كند ، باراول تجربه كسب كند و بار دوم با استفاده از آن تجارب گذشته ، يك زندگي سالم داشته باشد. انسان انديشمند با كمي تأمل به اين نتيجه مي رسد كه از آن جا كه دو بار زندگي كردن ممكن نيست پس به جاي زندگي اول مي توان از تجربه ديگران و پيشينيان بهره جست . البته اين امر در مسئله ازدواج بسيار ضروري است ، چرا كه آگاهي نسبت به مسائل اجتماعي از يك سو و شناخت اصل و نسب و نژاد و ويژگي هاي اخلاقي هر فرد با توجه به تعلقي كه به اصل و نژاد خود دارد از سوي ديگر، در مسئله ي همسر گزيني و توافق زن وشوهر در زندگي بسيار مهم و حساس است . 

8- ازدواج نبايد بدون توجه به قوانين و دستورهاي الهي اسلام باشد. 

غريزه جنسي دربسياري از موجودات زنده از جمله حيوانا ت وجود دارد وانسان نيز دراين ويژگي ، با حيوانات مشترك است . ليكن آن چيزي كه موجب تفاوت انسان از ساير حيوانات شده ، موقعيت ومقام ومنزلت انسان در نظام هستي است. به همان اندازه كه انسان در نظام هستي متمايز از ساير حيوانات ، از برتري و شرافت برخوردار است ، مسئله ي برآورده كردن غريزه نيز بايد با شرافت ، ارزش و توجه همراه باشد. لذا مكتب حيات بخش اسلام براي رسيدن انسان به زمينه اي كه بتواند غريزه جنسي را ارضا نمايد، دستورازدواج و زوجيت مرد و زن را مطرح كرده ، بر مشروعيت آن تأكيد دارد. دستورها و آداب خاصي كه اسلام براي زن و شوهر قرار داده ، همه براي حفظ شرافت وجايگاه انسان است تا جايي كه تمّرد و سرپيچي زن از شوهر را به نوعي مستوجب عِقاب دانسته و افراط و تفريط در اين موارد را بين زن و شوهر مورد ملامت و سرزنش قرار داده است . بنابراين توجه به قوانين اسلام موجب سعادت وپيشرفت خواهد بود ودر هيچ موردي تاكنون قانوني بهتر ومتعالي تر از اسلام ارائه نشده است. 

9- در ازدواج، انتخاب همسر نبايد بدون معيار وملاك باشد. 

مكتب انسان سازاسلام وهمچنين روان شناسان برانتخاب همسر وتوجهي كه دراين بحث مورد نظر است تأكيد فراوان دارند. همه ي اين تأكيدات براي به كارگيري ملاك ومعيار در انتخاب است . آنچه در اسلام به نام قانون كفويت مطرح است تعبير بسيار جامع و پر محتوايي است كه بررسي آن درجايگاه خود نياز به ارائه مقالات متعددي دارد كه در اين جا به اختصار از آن خواهيم گذشت . 

دركفويت همسران مسئله كفايت و جامعيت مطرح است وآن هم در ارتباط بين زن و شوهر ودر جنبه هاي جسمي ، جنسي ، عقلي ، فرهنگي ، علمي ، اخلاقي ، اجتماعي ، روحي ورواني ، ديني ، خانوادگي و ... مورد نظر است. آن دو بايد همه اين جنبه ها را به عنوان ملاك براي انتخاب همسر در نظر بگيرند. 

10- ازدواج نبايد فقط تحت تأثير عوامل اجتماعي صورت گيرد. 

انگيزه هاي اجتماعي ، مخصوصاً آن دسته كه در ارتباط با گروه همسالان ، علت و انگيزه ي انجام فعاليتي مي شوند، درازدواج بايستي بسيار كنترل شده ودقيق مورد تحليل و توجه قرار گيرند. اين انگيزه ها اغلب آني و زودگذر است وبسياري از اوقات هم فريبنده و كاذب . دوست يابي ها، محبت ها وعشق هاي خياباني و كوچه بازاري كه معمولاً ازموارد منفي عوامل اجتماعي اند ومقبوليت عام اجتماعي نيز ندارند، بايد در ازدواج كاملاً كنترل بشوند، زيرا اگر ازدواجي با اين انگيزه ها وعوامل انجام شود داراي عاقبت و پايان خوبي نخواهد بود. 

11- ازدواج نبايد مخالف امور ومقتضيات طبيعي باشد. 

در نظام هستي كه نظامي داراي ضابطه وحساب دقيق است، مسئله زوجيت يكي از مسائل مهم است. زوجيت ، لازمه تكميل وتكامل و ثمردهي هستي موجودات است و براي اين امر مهم ، شرايط طبيعي نيز درنظر گرفته شده است . به عنوان مثال گرده افشاني گياهان در زماني معين به نتيجه خواهد رسيد و ازدواج هم در كودكي يا ميان سالي و پيري نتيجه خوبي نخواهد داشت . لذا لازم است در ازدواج به اين گونه امور و موارد دقت و توجه كافي شود