صفات نشئت گرفته از قوّه ى شهويه
حدّ اعتدال قوّه ى شهويه، صفت عفت است كه منشأ بسيارى از صفات كمال مى باشد، و طرف افراط آن شره و عياشى و طرف تفريط آن خمودى است. بسيارى از صفات رذيله و پست، از قبيل حبّ دنيا، حرص، طمع، خوردن مال حرام و غيره ناشى از اين دو صفت است. ابتدا به بيان مذمّت اين ها و نيز تمجيد و توصيف عفت، و سپس به صفاتى مى پردازيم كه از اين ها سرچشمه مى گيرد.
شره يا عياشى
شره عبارت است از: پيروى از شكم و فرج، وافراط در خوردن و جماع نمودن، بيش از حدّ متعارفى كه عقل و شرع حكم مى كنند و ترديدى نيست كه اين صفت از مهالك و موجب بدبختى دنيا و آخرت است.
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:
اكثر ما يلج به امتّى النار ألاجوفان البطن و الفرج; بيش ترين چيزى كه موجب داخل شدن امّت من در آتش مى شود، شكم و فرج است.
و در جايى ديگر مى فرمايد:
من وقى شرّ قبقبه و ذبدبه و لقلقه فقد وقى; هر كس از شرّ شكم و فرج و زبان خود را حفظ كند، از همه ى بدى ها خود را حفظ نموده است.
شكم پرستى
شكى نيست كه پرخورى و افراط در غذا، موجب بسيارى از بيماريهاى بدنى و ذلّت و حقارت معنوى مى گردد.
رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:
لا تَميتوا القلوب بكثرة الطعام و الشراب فانّ القلب كالزرع يموت اذ اكثر عليه المآء; به سبب پرخورى قلب را نميرانيد; زيرا قلب، مثل زراعت است كه با زياد آب خوردن از بين مى رود.
تنور شكم دم به دم تافتن *** مصيبت بُوَد روز نايافتن
كشد مرد پرخواره بار شكم *** دگر بر نيايد كشد بار غم
كسى در مجلسى گفت، بيچاره شديم از بس كار مى كنيم و شكم مى خورد. ظريفى پاسخ داد: حالا برادر مدّتى به عكس كن (شكم كار كند و تو بخور); و لذا در روايات، از پرخورى، مذمت و از كم خوردن و گرسنگى تعريف و تمجيد شده است. مرحوم مجلسى در بحار يك باب در مذمت پرخورى و يك باب در ستايش از كم خوردن آورده است; از جمله: حضرت موسى بن جعفر(عليه السلام) مى فرمايد:
الحِمْية رأس كل دآءِ و المعدة بيت الدآء; پرهيز سرآمد همه ى درمان ها و معده خانه ى دردهاست.
امام رضا(عليه السلام) مى فرمايد:
لو انّ الناس قصّروا فى الطعام لاستقامت ابدانهم; اگر مردم كم غذا مى خوردند، هر آينه بدن هاى آنها سالم مى ماند.
به اضافه اين كه وقتى انسان معده اش خالى باشد، بيش تر حال عبادت و مناجات با خدا، و توجّه به فقرا و درماندگان پيدا مى كند و به ياد روز قيامت و گرسنگى و تشنگى آن روز مى افتد. انسان گرسنه ذهنش روشن تر، فكرش بازتر و سبك بارتر و درك درس و بحث و التفات به نكات علمى اش بيش تر مى شود.
اندرون از طعام خالى دار *** تا در او نور معرفت بينى
تُهى از حكمتى به آن علّت *** كه پُرى از طعام تا بينى
شايد در زمان ما شيوع بسيارى از بيمارى ها به علت پرخورى و فعّاليت كم است. در سابق، غذاها كم تر و فعّاليت مردم بيش تر بود، ولى الان ميوه در تمام سال موجود است، غذاها و خوراكى هاى سردسير در نقاط گرم سير و به عكس، به وفور مصرف مى شود و موجب مرض مى گردد. نكته ى ديگر اين كه افراد پرخور چون دستشان به همه چيز مى رسد، لذا آن لذتى را كه فقرا و قشر كم درآمد از غذا مى برند آنها نمى برند; چون هميشه در اختيار آنها بوده و خورده اند و بيش تر در حال سيرى مى خورند; برخلاف فقرا و بيچارگان كه همان نان و پياز را در حال گرسنگى، با لذت و كيف مى خورند. به گفته ى سعدى:
مرغ بريان به چشم مردم سير *** كمتر از برگ تره بر خوان است
وانكه را دستگاه و قدرت نيست *** شلغم پخته مرغ بريان است
در روزنامه ى فكاهى توفيق آمده بود:
شب عيد است و يار از من چغندر پخته مى خواهد *** خيالش مى رسد من گنج قارون زير سر دارم
منبع:دروس اخلاق اسلامي،سيد محمد علي جزايري(آل غفور)