موانع ازدواج
موانع ازدواج
ازدواجي كه براساس لِتَسْكُنُوا إِلَيها» بايد مايه آرامش و شكوفائي جامعه شود، با رواج موانع زيادي سر راه خود، توسّط خود مردم مواجه شده است كه از جمله آنها رسوم موهوم و خرافي و سنگين كردن مهريهها و جهيزيهها و ديگر هزينههاي ازدواج و توقّعات بيجا و همچنين آرزوهاي بيجا و تشريفات بيش از اندازه متعارف با هزينههاي كمرشكن است كه روز به روز هم رو به افزايش است. اينها قهرا امر ازدواج را ناممكن يا خيلي دشوار ساخته است تا جائي كه خيلي از جوانها قيد ازدواج را زده و به فساد و تباهي كشيده ميشوند.
آيا ما نميتوانيم به جاي تالارها در خانهها جشن گرفته و هرچه سادهتر و باصفاتر برگزار كنيم (و اگر در تالار برگزار ميكنيم، به صورت كمتشريفات، مثلاً با يك نوع غذا و حذف هزينههاي غير ضروري باشد) تا هزينههاي اضافي به مصرف واجبات خانواده نوپا برسد؟ و كساني هم كه از امكانات بيشتري برخوردارند، براي سامان دادن به ازدواج ديگران، يا امور خيريه ديگر اختصاص دهند تا اين كارهاي خير به عنوان خاطره خوب ازدواجشان باقي و درسي براي ديگران باشد؟
آيا ما نميتوانيم به پيروي از پيشوايان معصوم خود مخصوصا پيامبر گرامي اسلام صلياللهعليهوآله ، كارها را براي خود سهل و آسان بگيريم تا هم خود و هم فرزندان جوانمان كه ميخواهند زندگي جديدي را شروع كنند، با آرامش خاطر به زندگي مشترك خود ادامه دهند؟
در اينجا ممكن است گفته شود كه زمان تغيير كرده و الان در قرن بيست و يكم هستيم و رسومات آن دوران به ما ربطي ندارد.
در پاسخ بايد گفت: دوران پيامبر صلياللهعليهوآله را نميتوان از اين مشكلات دست و پا گير كه الان گريبانگير جوامع، خصوصا جامعه اسلامي ما شده، استثنا كرد. زيرا در آن دوران نيز اشراف و ثروتمندان و قدرتمندان، مراسم عروسي پرتشريفات برپا ميكردند، دختران خود را به افرادي تزويج مينمودند كه از قدرت و امكانات مالي برخوردار باشند و از عهده انتظارهاي آنها برآيند. ولي پيامبر گرامي اسلام با اين رسوم موهوم مبارزه كرد و دختران ثروتمند را به مردان بيبضاعت و همچنين دختران فقير را با مردان با مِكنت تزويج كرد. چنانكه در حديثي از امام باقر ميخوانيم:
«زني حضور پيامبر رسيد عرض كرد: مرا شوهر دهيد. پيامبر فرمود: كيست با اين زن ازدواج كند؟ شخصي بلند شده و آمادگي خود را اعلام كرد پيامبر پرسيد: براي مهريه چه داري؟ عرض كرد چيزي ندارم. فرمود: آيا چيزي از قرآن بلدي؟ گفت: بلي. فرمود: مقداري از قرآن را به عنوان مهريه يادش بده»1.
اين روايت سادگي ازدواج و مهريه را ميرساند. و اين كه مهريه و جهيزيه و تشريفات، اساس زندگي مشترك را تشكيل نميدهند. بلكه چيزي كه در اين مورد مهم است، ايمان و اخلاص و محبّت دو طرف به يكديگر است. بنابراين در مقابل چشم همچشميها و رسومات غلط بايد ايستاد و مبارزه كرد و اينگونه مسائل، مسائلي نيست كه بتوان گفت دولت يا ارگانهاي ديگر از اينجور كارها جلوگيري كند، بلكه اينها مسائل فرهنگي است و بايد خود مردم با آنها مبارزه كنند، و گرنه با دستور و بخشنامه و امثال اينها درست نميشود. لذا بايد روي بخش فرهنگي تكيه كرد. و به عواقب آن فكر كرد تا از جهنّمي كه به دست خود ايجاد كردهايم، نجات پيدا كرده و به هويّت اسلامي خود باز گرديم و نگذاريم جامعه پاك اسلامي ما مانند غرب آلوده به فساد و لااباليگري شود و ضدّ ارزشها را ارزش تلقي كنيم. البته در اين زمينه نقش رسانههاي گروهي، به ويژه صدا و سيما خيلي مؤثّر است.
نگذاريم جوانان به جائي برسند كه مانند دوران قبل از انقلاب در كشور عزيزمان ايران، جوانان به عدم ازدواج تشويق شوند، و ضدّ ارزشها را ارزش به حساب آورند.
مهريّه چيست؟
مهريه مال معيّني است كه از طرف شوهر در برابر همسري، به زن تمليك ميشود(اعم از پول نقد و جنس و مِلك و اجرتِ كاري) و يا به نفع زن بر ذمّه گرفته ميشود؛ با رضايت طرفين(دختر و پسر). خواه كم باشد يا زياد. ولي كم بودن مهريه از محسّنات زن صالحه به شمار رفته است. چنانكه در حديثي از امام صادق عليهالسلام ميخوانيم:
«إِنَّ مِنْ بَرَكَةِ المَرْأَةِ قِلَّةُ مَهْرِها و مِنْ شَؤْمِها كَثْرَة مَهرها»2.
«از بركت زن كمي مهريه اوست، و زياد بودن مهريه، نشانه شوم بودن زن است».
البته مهريه با اين كه شرعا واجب است كه بايد تعيين شود، اما به اندازه اصالت خانوادگي دختر و پسر و ايمان و اخلاق خوب آنان، اهميت ندارد، چنانكه ميدانيم اگر هنگام خواندن عقد، سخن از مهريه به ميان نيايد و مهريه تعيين نشود، عقد صحيح است. و بعد از عقد تعيين ميشود منتهي به فراخور موقعيت خانوادگي و مهارتهاي دو طرف و ملاحظه خانوادههاي مشابه، و امثال اينها كه مهرالمثل ناميده ميشود. يعني دختراني كه همشأن و همطراز آن دختر هستند، به اندازه آنها مهريه تعيين ميشود.
فرجاللّه فرجاللهي
در سلسله بحثهاي «نشانههاي خدا در قرآن» خوانديم كه خداوند در قرآن، آفرينش «همسر» را يكي از نشانههاي خود معرفي كرده است. به اين مناسبت بحثهايي پيرامون ازدواج، انتخاب همسر و... مطرح كرديم، و اينك آخرين بحث مربوط به ازدواج.ازدواجي كه براساس لِتَسْكُنُوا إِلَيها» بايد مايه آرامش و شكوفائي جامعه شود، با رواج موانع زيادي سر راه خود، توسّط خود مردم مواجه شده است كه از جمله آنها رسوم موهوم و خرافي و سنگين كردن مهريهها و جهيزيهها و ديگر هزينههاي ازدواج و توقّعات بيجا و همچنين آرزوهاي بيجا و تشريفات بيش از اندازه متعارف با هزينههاي كمرشكن است كه روز به روز هم رو به افزايش است. اينها قهرا امر ازدواج را ناممكن يا خيلي دشوار ساخته است تا جائي كه خيلي از جوانها قيد ازدواج را زده و به فساد و تباهي كشيده ميشوند.
آيا ما نميتوانيم به جاي تالارها در خانهها جشن گرفته و هرچه سادهتر و باصفاتر برگزار كنيم (و اگر در تالار برگزار ميكنيم، به صورت كمتشريفات، مثلاً با يك نوع غذا و حذف هزينههاي غير ضروري باشد) تا هزينههاي اضافي به مصرف واجبات خانواده نوپا برسد؟ و كساني هم كه از امكانات بيشتري برخوردارند، براي سامان دادن به ازدواج ديگران، يا امور خيريه ديگر اختصاص دهند تا اين كارهاي خير به عنوان خاطره خوب ازدواجشان باقي و درسي براي ديگران باشد؟
آيا ما نميتوانيم به پيروي از پيشوايان معصوم خود مخصوصا پيامبر گرامي اسلام صلياللهعليهوآله ، كارها را براي خود سهل و آسان بگيريم تا هم خود و هم فرزندان جوانمان كه ميخواهند زندگي جديدي را شروع كنند، با آرامش خاطر به زندگي مشترك خود ادامه دهند؟
در اينجا ممكن است گفته شود كه زمان تغيير كرده و الان در قرن بيست و يكم هستيم و رسومات آن دوران به ما ربطي ندارد.
در پاسخ بايد گفت: دوران پيامبر صلياللهعليهوآله را نميتوان از اين مشكلات دست و پا گير كه الان گريبانگير جوامع، خصوصا جامعه اسلامي ما شده، استثنا كرد. زيرا در آن دوران نيز اشراف و ثروتمندان و قدرتمندان، مراسم عروسي پرتشريفات برپا ميكردند، دختران خود را به افرادي تزويج مينمودند كه از قدرت و امكانات مالي برخوردار باشند و از عهده انتظارهاي آنها برآيند. ولي پيامبر گرامي اسلام با اين رسوم موهوم مبارزه كرد و دختران ثروتمند را به مردان بيبضاعت و همچنين دختران فقير را با مردان با مِكنت تزويج كرد. چنانكه در حديثي از امام باقر ميخوانيم:
«زني حضور پيامبر رسيد عرض كرد: مرا شوهر دهيد. پيامبر فرمود: كيست با اين زن ازدواج كند؟ شخصي بلند شده و آمادگي خود را اعلام كرد پيامبر پرسيد: براي مهريه چه داري؟ عرض كرد چيزي ندارم. فرمود: آيا چيزي از قرآن بلدي؟ گفت: بلي. فرمود: مقداري از قرآن را به عنوان مهريه يادش بده»1.
اين روايت سادگي ازدواج و مهريه را ميرساند. و اين كه مهريه و جهيزيه و تشريفات، اساس زندگي مشترك را تشكيل نميدهند. بلكه چيزي كه در اين مورد مهم است، ايمان و اخلاص و محبّت دو طرف به يكديگر است. بنابراين در مقابل چشم همچشميها و رسومات غلط بايد ايستاد و مبارزه كرد و اينگونه مسائل، مسائلي نيست كه بتوان گفت دولت يا ارگانهاي ديگر از اينجور كارها جلوگيري كند، بلكه اينها مسائل فرهنگي است و بايد خود مردم با آنها مبارزه كنند، و گرنه با دستور و بخشنامه و امثال اينها درست نميشود. لذا بايد روي بخش فرهنگي تكيه كرد. و به عواقب آن فكر كرد تا از جهنّمي كه به دست خود ايجاد كردهايم، نجات پيدا كرده و به هويّت اسلامي خود باز گرديم و نگذاريم جامعه پاك اسلامي ما مانند غرب آلوده به فساد و لااباليگري شود و ضدّ ارزشها را ارزش تلقي كنيم. البته در اين زمينه نقش رسانههاي گروهي، به ويژه صدا و سيما خيلي مؤثّر است.
نگذاريم جوانان به جائي برسند كه مانند دوران قبل از انقلاب در كشور عزيزمان ايران، جوانان به عدم ازدواج تشويق شوند، و ضدّ ارزشها را ارزش به حساب آورند.
مهريّه چيست؟
مهريه مال معيّني است كه از طرف شوهر در برابر همسري، به زن تمليك ميشود(اعم از پول نقد و جنس و مِلك و اجرتِ كاري) و يا به نفع زن بر ذمّه گرفته ميشود؛ با رضايت طرفين(دختر و پسر). خواه كم باشد يا زياد. ولي كم بودن مهريه از محسّنات زن صالحه به شمار رفته است. چنانكه در حديثي از امام صادق عليهالسلام ميخوانيم:
«إِنَّ مِنْ بَرَكَةِ المَرْأَةِ قِلَّةُ مَهْرِها و مِنْ شَؤْمِها كَثْرَة مَهرها»2.
«از بركت زن كمي مهريه اوست، و زياد بودن مهريه، نشانه شوم بودن زن است».
البته مهريه با اين كه شرعا واجب است كه بايد تعيين شود، اما به اندازه اصالت خانوادگي دختر و پسر و ايمان و اخلاق خوب آنان، اهميت ندارد، چنانكه ميدانيم اگر هنگام خواندن عقد، سخن از مهريه به ميان نيايد و مهريه تعيين نشود، عقد صحيح است. و بعد از عقد تعيين ميشود منتهي به فراخور موقعيت خانوادگي و مهارتهاي دو طرف و ملاحظه خانوادههاي مشابه، و امثال اينها كه مهرالمثل ناميده ميشود. يعني دختراني كه همشأن و همطراز آن دختر هستند، به اندازه آنها مهريه تعيين ميشود.
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 18:19 توسط مجيد كمالي
|