موانع ازدواج
فرجاللّه فرجاللهي
در سلسله بحثهاي «نشانههاي خدا در قرآن» خوانديم كه خداوند در قرآن، آفرينش «همسر» را يكي از نشانههاي خود معرفي كرده است. به اين مناسبت بحثهايي پيرامون ازدواج، انتخاب همسر و... مطرح كرديم، و اينك آخرين بحث مربوط به ازدواج.
ازدواجي كه براساس لِتَسْكُنُوا إِلَيها» بايد مايه آرامش و شكوفائي جامعه شود، با رواج موانع زيادي سر راه خود، توسّط خود مردم مواجه شده است كه از جمله آنها رسوم موهوم و خرافي و سنگين كردن مهريهها و جهيزيهها و ديگر هزينههاي ازدواج و توقّعات بيجا و همچنين آرزوهاي بيجا و تشريفات بيش از اندازه متعارف با هزينههاي كمرشكن است كه روز به روز هم رو به افزايش است. اينها قهرا امر ازدواج را ناممكن يا خيلي دشوار ساخته است تا جائي كه خيلي از جوانها قيد ازدواج را زده و به فساد و تباهي كشيده ميشوند.
آيا ما نميتوانيم به جاي تالارها در خانهها جشن گرفته و هرچه سادهتر و باصفاتر برگزار كنيم (و اگر در تالار برگزار ميكنيم، به صورت كمتشريفات، مثلاً با يك نوع غذا و حذف هزينههاي غير ضروري باشد) تا هزينههاي اضافي به مصرف واجبات خانواده نوپا برسد؟ و كساني هم كه از امكانات بيشتري برخوردارند، براي سامان دادن به ازدواج ديگران، يا امور خيريه ديگر اختصاص دهند تا اين كارهاي خير به عنوان خاطره خوب ازدواجشان باقي و درسي براي ديگران باشد؟
آيا ما نميتوانيم به پيروي از پيشوايان معصوم خود مخصوصا پيامبر گرامي اسلام صلياللهعليهوآله ، كارها را براي خود سهل و آسان بگيريم تا هم خود و هم فرزندان جوانمان كه ميخواهند زندگي جديدي را شروع كنند، با آرامش خاطر به زندگي مشترك خود ادامه دهند؟
در اينجا ممكن است گفته شود كه زمان تغيير كرده و الان در قرن بيست و يكم هستيم و رسومات آن دوران به ما ربطي ندارد.
در پاسخ بايد گفت: دوران پيامبر صلياللهعليهوآله را نميتوان از اين مشكلات دست و پا گير كه الان گريبانگير جوامع، خصوصا جامعه اسلامي ما شده، استثنا كرد. زيرا در آن دوران نيز اشراف و ثروتمندان و قدرتمندان، مراسم عروسي پرتشريفات برپا ميكردند، دختران خود را به افرادي تزويج مينمودند كه از قدرت و امكانات مالي برخوردار باشند و از عهده انتظارهاي آنها برآيند. ولي پيامبر گرامي اسلام با اين رسوم موهوم مبارزه كرد و دختران ثروتمند را به مردان بيبضاعت و همچنين دختران فقير را با مردان با مِكنت تزويج كرد. چنانكه در حديثي از امام باقر ميخوانيم:
«زني حضور پيامبر رسيد عرض كرد: مرا شوهر دهيد. پيامبر فرمود: كيست با اين زن ازدواج كند؟ شخصي بلند شده و آمادگي خود را اعلام كرد پيامبر پرسيد: براي مهريه چه داري؟ عرض كرد چيزي ندارم. فرمود: آيا چيزي از قرآن بلدي؟ گفت: بلي. فرمود: مقداري از قرآن را به عنوان مهريه يادش بده»1.
اين روايت سادگي ازدواج و مهريه را ميرساند. و اين كه مهريه و جهيزيه و تشريفات، اساس زندگي مشترك را تشكيل نميدهند. بلكه چيزي كه در اين مورد مهم است، ايمان و اخلاص و محبّت دو طرف به يكديگر است. بنابراين در مقابل چشم همچشميها و رسومات غلط بايد ايستاد و مبارزه كرد و اينگونه مسائل، مسائلي نيست كه بتوان گفت دولت يا ارگانهاي ديگر از اينجور كارها جلوگيري كند، بلكه اينها مسائل فرهنگي است و بايد خود مردم با آنها مبارزه كنند، و گرنه با دستور و بخشنامه و امثال اينها درست نميشود. لذا بايد روي بخش فرهنگي تكيه كرد. و به عواقب آن فكر كرد تا از جهنّمي كه به دست خود ايجاد كردهايم، نجات پيدا كرده و به هويّت اسلامي خود باز گرديم و نگذاريم جامعه پاك اسلامي ما مانند غرب آلوده به فساد و لااباليگري شود و ضدّ ارزشها را ارزش تلقي كنيم. البته در اين زمينه نقش رسانههاي گروهي، به ويژه صدا و سيما خيلي مؤثّر است.
نگذاريم جوانان به جائي برسند كه مانند دوران قبل از انقلاب در كشور عزيزمان ايران، جوانان به عدم ازدواج تشويق شوند، و ضدّ ارزشها را ارزش به حساب آورند.
مهريّه چيست؟
مهريه مال معيّني است كه از طرف شوهر در برابر همسري، به زن تمليك ميشود(اعم از پول نقد و جنس و مِلك و اجرتِ كاري) و يا به نفع زن بر ذمّه گرفته ميشود؛ با رضايت طرفين(دختر و پسر). خواه كم باشد يا زياد. ولي كم بودن مهريه از محسّنات زن صالحه به شمار رفته است. چنانكه در حديثي از امام صادق عليهالسلام ميخوانيم:
«إِنَّ مِنْ بَرَكَةِ المَرْأَةِ قِلَّةُ مَهْرِها و مِنْ شَؤْمِها كَثْرَة مَهرها»2.
«از بركت زن كمي مهريه اوست، و زياد بودن مهريه، نشانه شوم بودن زن است».
البته مهريه با اين كه شرعا واجب است كه بايد تعيين شود، اما به اندازه اصالت خانوادگي دختر و پسر و ايمان و اخلاق خوب آنان، اهميت ندارد، چنانكه ميدانيم اگر هنگام خواندن عقد، سخن از مهريه به ميان نيايد و مهريه تعيين نشود، عقد صحيح است. و بعد از عقد تعيين ميشود منتهي به فراخور موقعيت خانوادگي و مهارتهاي دو طرف و ملاحظه خانوادههاي مشابه، و امثال اينها كه مهرالمثل ناميده ميشود. يعني دختراني كه همشأن و همطراز آن دختر هستند، به اندازه آنها مهريه تعيين ميشود.
گرچه در تعيين مهريه، دختر و پسر يا وكلاي آنان صاحب اختيارند و هر قدر تعيين كنند، جايز است، اما از روي عقل و درك نه احساسي كه عقلش را تحتالشعاع قرار دهد؛ و نه مانند آن مردي كه به نقل مطبوعات، در يكي از شهرهاي شمال، قلب خود را مهريه همسرش كرده بود كه زن جوان با مراجعه به دادگاه خواستار مهريه خود شد كه در نتيجه، دادگاه مبلغ 58 ميليون تومان براي قلب همسر اين زن تعيين كرد كه بايد پرداخت شود3.
ولي اگر مهريه را «مهرالسنّة»4 قرار دهند، مستحبّ است. مهرالسنّة، مهريهاي است كه پيامبر گرامي اسلام صلياللهعليهوآله و ائمه اطهار عليهمالسلام براي زنان و دختران خود و خانواده خودشان تعيين ميكردند.
در تاريخ آمده است وقتي معاويه از دختر حضرت زينب عليهاالسلام براي يزيد خواستگاري كرد، به فرستاده خود توصيه كرد: به پدر و مادر دختر بگو اگر با ازدواج آنها موافقت كنند بدهيهاي آنان را ادا ميكنم و ميزان مهريه در اختيار پدر و مادر دختر است هر قدر خواستند قرار ميدهيم و پول هر مقدار خواستند ميدهم.
پدر و مادر دختر گفتند: اختيار دختر و همه ما به دست دايي دختر، حضرت امام حسين عليهالسلام است، هرچه ايشان تصميم بگيرند، ما راضي هستيم.
امام حسين عليهالسلام فرمود:
«اگر يزيد لايق همسري اين دختر بود، مهريهاش همان مهرالسنّة بود، ما دخترانمان را به پول نميدهيم و عادتمان اين نيست كه با شوهر دادن دختر، دَين خود را ادا نمائيم».
بعد دختر را به عقد پسر عمويش درآورد و قطعهزميني هم به آنها بخشيد5.
آيا جوانان اين مرز و بوم كه تا پاي جان به عزيز زهرا امام حسين عليهالسلام عشق ميورزند، نميتوانند از رهبر و امام خود تبعيت نموده و تشريفات و تجملاّت را
كنار گذاشته و به سادهگرفتن و آسان گرفتن فكر كنند؟
همچنين آيا بزرگان و پدران و مادران نميتوانند از سرور آزادگان، ابا عبداللّه الحسين عليهالسلام تأسّي نموده به جاي تشريفات بيمورد و سختگيريهاي بيجا (چنانكه بعضيها داشتن خانه و ماشين و ... را پيششرط ازدواج دخترشان قرار ميدهند)، بيايند خرج ضروريات زندگي جوانان بنمايند تا جامعهاي كه در اثر فرار جوانان از ازدواج، به تباهي كشيده ميشوند، جلوگيري كنند؟
هر ملّتي و هر امتي براي خود در تمام مراحل زندگي الگويي دارند لذا مسلمانان بالاخص شيعيان بايد در تمام مراحل زندگي و بالاخص در اين مورد پيامبر اسلام را به عنوان پدر عروس و اميرالمؤمنين علي عليهالسلام را به عنوان داماد و حضرت زهرا عليهاالسلام را به عنوان عروس؛ الگو و سرمشق عروسي و زندگي خود قرار دهند. لذا ما با بيان جريان خواستگاري تا مراسم جشن عروسي علي عليهالسلام و زهراي مرضيه عليهاالسلام به صورت خيلي مختصر، سخن خود را به پايان ميبريم باشد كه خداوند توفيق پيروي از حضرتشان را به ما عنايت فرمايد.
خواستگاري علي عليهالسلام از فاطمه زهرا عليهاالسلام
پس از خواستگاري بزرگان قريش و ثروتمندان از حضرت زهرا؛ پيامبر فرمود ازدواج حضرت زهرا عليهاالسلام به فرمان خدا بايد انجام پذيرد، اصحاب پيامبر فهميدند كه غير از علي عليهالسلام همشأني از نظر فضائل اخلاقي و ايمان و اخلاص و... براي فاطمه نيست و كسي در آن حدّ نيست كه بتواند با زهرا ازدواج نمايد لذا علي عليهالسلام را تشويق به خواستگاري كردند و چون علي عليهالسلام قلبا موافق اين مطلب بود و دنبال فرصتي براي طرح موضوع ميگشت، روزي خدمت پيامبر اسلام صلياللهعليهوآله رسيد اما حيا سراسر بدن او را گرفته سر به زير افكند و معلوم بود كه ميخواهد مطلبي را به عرض پيامبر برساند ولي شرم مانع ميشد، پيامبر او را وادار به سخن گفتن كرد و او با كلماتي مقصود خود را رساند و پيامبر با خواستگاري علي موافقت كرد و فرمود: فقط صبر كن تا اين موضوع را با دخترم در ميان بگذارم وقتي به زهرا گفت: او سكوت كرد. پيامبر فرمود: «اللّه أكبر، سُكوتُها اِقرارها»6.
وقتي رضايت حضرت زهرا عليهاالسلام حاصل شد، علي عليهالسلام از طرف پيامبر مأمور شد زره خود را بفروشد و خرج عروسي نمايد، وقتي پول زره را آوردند، پيامبر مشتي از آن را به بلال داد تا براي عروس عطر بخرد و مقداري به ابوبكر داد تا براي داماد لوازم زندگي بخرند كه با آن پول چيزهايي خريداري شد كه هم وسائل زندگي براي داماد و هم جهيزيه عروس به حساب آمد.
جهيزيّه حضرت زهرا عليهاالسلام
جهيزيه حضرت زهرا عليهاالسلام بسيار اندك و ساده و شامل ارقام زير بود:
1. پيراهن هفت درهمي؛ 2.روسري يك درهمي؛ 3.قطيفهاي كه تمام بدن را ميپوشانيد؛ 4.تختي كه از ليف خرما و چوب درست شده بود؛ 5.دو عدد تشك از جنس كتان مصري؛ 6.چهار عدد بالش؛ 7.پرده؛ 8.حصير؛ 9.دستاس؛ 10.مَشكي پوستين؛ 11.كاسه چوبي براي شير؛ 12.ظرف آب پوستين؛ 13.كوزه؛ 14.چند كوزه ديگر؛ 15.دو عدد بازوبند نقرهاي؛ 16.ظرف مسي.
وقتي كه چشم پيامبر به آنها افتاد چنين دعا كرد: «اللّهُمَّ بارِكْ لِقومٍ جُلّ آنيتِهم الخَزَف»7. «خدايا زندگي كساني را كه اكثر ظرفهاي آنان سفال است، مبارك گردان».
مراسم عروسي
از طرف داماد و عروس عدهاي دعوت شدند تا علي عليهالسلام به خاطر همسر خود وليمهاي ترتيب دهد پس از صرف غذا، پيامبر اسلام صلياللهعليهوآله دست دختر خود را در دست علي گذاشت و فضائل هر دو را به آنها گوشزد كرد و كارها را به اين صورت تقسيم كرد كه كارهاي خانه با زهرا و كارهاي بيرون خانه از آنِ علي عليهالسلام باشد و سپس دستور داد زنان مهاجر و انصار دور شتر عروس را گرفته و به خانه شوهر ببرند8 و با اين سادگي ازدواج برترين زنان عالم كه اگر علي نبود، همشأني براي ازدواج با او پيدا نميشد، به پايان رسيد.
و بدين ترتيب پيامبر اسلام صلياللهعليهوآله از خواستگاري دخترش تا خانه اميرالمؤمنين علي عليهالسلام چنان اخلاص و صميميتي نشان داد كه تا به حال كسي سراغ ندارد.
1.
تهذيب الأحكام، ج7، ص 410، باب 10،
حديث 6.
2. روضةالمتقين،
ج8، ص 98.
3. روزنامه
كيهان، 15 مرداد 1381.
4. پانصد
هزار درهم كه حدودا ششصد هزار و اندي تومان ميشود (بحارالانوار، ج43، ص 94).
5. دكتر
احمد بهشتي، زنان نامدار، ج3، ص 87.
6. بحار
ج43، ص 93.
7. بحار،
ج43، ص 94.
8. بحارالأنوار،
ج43، ص 94.