يكصد فرق بين احكام مردان و زنان
- هر گاه زنى بميرد
سزاوارتر از همه براى خواندن نماز ميت ، شوهر
اوست .
47 - زن
مسلمان نبايد در حضور زنان يهودى و نصرانى برهنه شود، زيرا
آنان زيبائيهاى او را براى شوهران خود توصيف مى كنند و موجب مفسده مى شود.
48 - استعمال
بوى خوش براى زن هنگام خروج از منزل جايز نيست
.
49 - جايز
نيست زنان خود را از حيث آرايش سر و صورت و پوشاك و غيره ، شبيه مردان بسازند. زيرا رسول خدا مردانى را كه خود
را به زنان ، و زنانى را كه خود را به مردان شبيه سازند،
لعن فرموده است .
50 - مكروه
است زن خود را معطل كند و بدون شوهر باقى بماند.
51 - شايسته
نيست ناخنهاى زن سفيد ديده شود، هرچند با كمى حنا آن را رنگين سازد.
52 - روا
نيست دستانش را در حال حيض خضاب كند، زيرا بيم تسلط شيطان بر او مى
رود به طورى كه او را به سوى ارتكاب گناه سوق دهد.
53 - هر گاه زن در حال نماز نيازى داشته باشد بايد
دستهاى خود را بهم زند، ولى مرد بايد با سر و دست اشاره كند و
بلند تسبيح بگويد.
54 - براى
زن جايز نيست بدون چادر و پوشش كامل نماز بخواند،
مگر كنيز باشد. يعنى زن بايد تمام بدن جزگردى صورت ، و دست و پا، تا مچ را
بپوشاند، ولى در مرد ستر عورتين كافى است
.
55 - پوشيدن
لباس ابريشمى و حرير و
زربافت براى زن در نماز و غير نماز و احرام جايز، ولى بر مردان حرام است
.
56 - بدست
كردن انگشترى طلا و آويختن زيورآلات حتى در نماز براى زن جايز است ، ولى بر
مردان حرام و موجب بطلان نماز مى باشد.
57 - زن
بدون جلب رضايت شوهر نمى تواند
مالش را به مصرف برساند.
58 - زن
بدون اجازه شوهر حق ندارد روزه مستحبى بگيرد.
59 - دست
دادن زن با مرد اجنبى حرام است ، مگر از پشت پارچه و جامه .
60 - بيعت
زنان از پشت لباس آنان است
.
61 - زن
بدون اذن شوهر جايز نيست به حج مستحبى برود.
62 - استحمام
زنان در بيرون منزل كراهت دارد.
63 - سوار
شدن زنان بر زين اسب ، دوچرخه و موتور سيكلت كراهت دارد.
64 - ارث
زن نصف ارث مرد است .
65 - ديه
نفس زن نصف ديه مرد است
.
66 - ديه
زن در جراحات باديه مرد مساوى است تا
اينكه به يك سوم ديه كامل برسد و بيش از آن ديه جراحت در مرد بالامى رود و در زن
پائين مى آيد.
67 - هر
گاه زنى بخواهد به تنهائى به امام جماعت اقتدا كند بايد
پشت سر امام بايستد، ولى اگر ماءموم مرد باشد بايد قدرى عقب تر در طرف راست امام
بايستد.
68 - اگر
زنى فوت كند كسى كه بر او نماز ميت مى خواند بايد در مقابل
سينه او بايستد و اگر متوفى مرد باشد مصلى بايد مقابل وسط بدن او بايستد.
69 - در
هنگام به خاك سپردن ميت ، زن را از پهنا، و مرد را از طرف سر بايد درقبر گذاشت .
70 - هيچ
شفاعتى براى زن نزد پروردگار بهتر از رضايت شوهر نيست .
تذكر: غير از آنچه در خصال صدوق آمده ، وجوه افتراق ديگرى را نيز مى توان ذكر نمود.
71 - در
نماز جماعت ، اقتداء زن به مرد جايز، ولى اقتداء مرد به زن جايز نيست .
72 - شرط
صحت جماعت در مرد عدم حائل بين او و ماءمومين يا امام
است ، در حالى كه وجود حائل بين ماءمومين زن يا بين زن با امام مانع صحت نيست .
73 - هر
گاه پس از عقد و عروسى ، شوهر ديوانه شود، همسر حق فسخ نكاح دارد، ولى اگر
زن ديوانه شد، شوهر حق فسخ ندارد.
74 - تكميل
تعداد لازم براى نماز جمعه بايد
مرد باشد و نمازگزار زن در تحقق شرائط كافى نيست
.
75 - مرد نمى تواند خمس و زكات خود را به همسر خود بدهد،
ولى زن مى تواند خمس و زكات خود را به شوهرش بدهد.
76 - قضاءنماز
و روزه واجب فوت شده پدر بر ولى ميت و پسر ارشد خانواده واجب است بخلاف
مادر.
77 - زنان
بايد هميشه از منتهى اليه طرف راست ، و مردان از وسط معابر
عبور نمايند.
78 - پوشيدن
لباس دوخته در حال احرام براى زن جايز، و براى مرد حرام
است .
79 - پوشاندن
سر در حال احرام بر مرد حرام ، و بر زن لازم است .
80 - پوشاندن
صورت در حال احرام بر مرد جايز، و بر زن حرام است
.
81 - كوچ
زن از مشعر به منى پيش از طلوع آفتاب جايز است ، ولى براى مرد جايز نيست
.
82 - انعقاد
نذر زن متوقف بر اذن شوهر است
.
83 - ربا
ميان پدر و فرزند جايز است ، ولى
بين مادر و فرزند جايز نيست
.
84 - بلوغ
پسر اِتمام پانزده سال قمرى ، و بلوغ دختر
اكمال نه سال قمرى است
.
85 - در
ازدواج دختر، اذن ولى (پدر يا جد پدرى ) شرط
است به خلاف پسر، و اذن مادر كافى نيست
.
86 - ازدواج
مرد مسلمان با اهل كتاب به
صورت موقت جايز است ، ولى ازدواج زن مسلمان با آنها جايز نمى باشد.
87 - حق
حضانت در پسر تا دو سالگى ، و در دختر تا هفت سالگى ، با مادر است .
88 - اختيار
طلاق بالا صالة بامرد است و زن حقى در امر طلاق ندارد مگر تحت شرائط خاص كه ضمن عقد لازم ذكر شود.
89 - اگر
مرد زنش را طلاق دهد بلافاصله مى تواند همسر ديگر اختيار
كند. به خلاف زن كه بايد عده نگاه دارد.
90 - هرگاه
مردى در مرض موت با زنى
ازدواج كند و قبل از عروسى بميرد، عقد نكاح باطل مى شود، بر خلاف زن كه اگر در مرض موت ، شوهر اختيار كرد و از
دنيا رفت ، نكاح به قوت خود باقى است .
91 - اگر
مرد در حال مرض ، همسرش را طلاق دهد و با همان بيمارى پيش از گذشت يكسال بميرد، زن
از او ارث مى برد، ولى اگر زن پس از عده بميرد، مرد از او ارث نمى برد.
92 - شوهر
از تمام اموال زوجه ارث مى برد، ولى زن از زمين ارث ندارد.
93 - سه
خصلت : كبر، بخل و ترس در مرد مذموم ، و در زن ممدوح است
.
94 - صحت
طلاق متوقف است بر استماع دو مرد عادل ، و استماع زن در صحت آن اعتبار ندارد.
95 - پدر
مى تواند فرزند صغير خود را در صورت مصلحت به نكاح ديگرى در آورد، ولى مادر بر نكاح
فرزند ولايت ندارد.
96 - نفقه
زوجه و اولاد بر عهده شوهر است . و زن در تاءمين
هزينه زندگى از نظر شرع مسئوليتى ندارد.
97 - براى
اثبات دعاوى مالى شهادت دو زن
به جاى يك مرد بشمار مى آيد.
98 - كندن
مو و خراشيدن صورت در مصيبت براى مرد
كفاره ندارد، ولى در زن كفاره دارد.
99 - مرد
مى تواند بيش از يك زن داشته
باشد، ولى زن بيش از يك شوهر نمى تواند اختيار كند.
100 - اگر
زن بميرد شوهر در صورت وجود اولاد، ربع مال ، و در صورت عدم اولاد، نصف مال زن را ارث مى برد. ولى اگر مرد بميرد همسرش در صورت
وجود اولاد يك هشتم ، و در صورت عدم اولاد يك چهارم مال
شوهر را ارث مى برد.
منبع:كشكول جبهه،مؤ سسه فرهنگى نور