اين دستورات مادرى است كه به دختر خود هنگامى كه مى خواستيد او را نزد شوهرش برند.
صاحب كتاب (رياض الانس ) در كتاب خود مى نويسند:
دخترى را از عرب شوهر دادند چون خواستند او را نزد شوهر برند مادرش نزد او آمد و گفت :
بدان اى دختر من ، اگر دخترى از شوهر بى نياز بود هر آينه تو از همه زنان بى نيازتر بودى از شوهر، لكن زنان از براى مردان خلق شده اند چنانكه مردان از براى زنان مخلوق گشته اند، اى دخترك من همانا تو از آشيانه خود مفارقت كرده و بسوى آشيانه كسى مى روى كه نمى شناسى او را، و بسوى قرينى حركت مى كنى كه تا حال با او الفت نگرفته اى ، پس يادگير از من ده خصلت (دستور) را كه باعث بلندى درجه و شرف تو گردد نزد شوهرت (او هميشه تو را دوست مى دارد):
اول : آنكه در خانه شوهرت به قناعت رفتار كنى كه قناعت سبب راحت دل است .
دوم : آنكه حرف شوهر خود را بشنو و امر او را اطاعت كن ، چه سمع و طاعت زن براى شوهر سبب خوشنودى پروردگار عزوجل است .
سوم : آنكه پيوسته در صدد باش كه موضعى را كه شوهر در تو نظر مى كند قبيح و زشت نباشد.
چهارم : آنكه خود را خوشبو كن خصوصا آن موضعى كه شوهر مى بويد كه مبادا بينى او بوى كريه و بد بشنود.
پنجم : آنكه تعهد كن از او در وقت طعام ، پس هنگامى كه گرسنه مى شود طعام را زود حاضر كن كه حرارت گرسنگى او را از جا بدر كند.
ششم : آنكه هنگام خواب او ساكن باش و حركت صدا مكن كه ببريدن خواب سبب غضب او خواهد شد.
هفتم : آنكه خانه و مال او را حفظ كن .
هشتم : آنكه خشم و خويشان او را پيوسته مراعات كن كه اين كار از محاسن تدبير است .
نهم : آنكه راز او را(هرگز) فاش مكن .
دهم : آنكه نافرمانى مكن او را وگرنه سينه او از خشم و كينه تو پرخواهد شد.
و پس از همه اين خصال وصيت مى كنم ترا هنگامى كه شوهرت دلش ‍ مقروح و سينه اش مجروح است تو از خود دور كن اين صفت را، و نيز هنگامى كه خوشحال و خرم است از خود دور كن غم و غصه را كه باعث كدورت عيش و برطرف شدن خرمى او مى شود و پيوسته او را گرامى دار، و با او موافقت كن ، و اختيار كن خوشنودى او را، و ميل او را بر ميل خود (ترجيح ) ده و در سختى و تنگى روزگار صبر كن و بساز والله معكل (خدا با توست ).
(بارك الله بر اين مادر كه توصيه هاى خوبى به دخترش ‍ كرد
مادرى مى گفت :
مادر مى گفت روزى اين سخن با دختر
اى كه در كاشانه ام همچون فروزان اخترى
من تو را چون جان شيرين دوست دارم دخترم
تو بنزد مادرت ارزنده تر از گوهرى
سالها نازنين چون باغبان پروردمت
اى بسا شبها شدم از خواب و آسايش برى
خواهم اكنون پندها آويز گوشت كنم
پند مام خويش را جانا به خوارى ننگرى
دخترم نيكى و پاكى را شعار خويش ساز
نيكى و پاكى بود آئين هر پيغمبرى
از بد و نيك مى كارى همان را بدروى
اين سخن ها را نپندارى عزيم سرسرى
تا توانى قدر ساعات و دقايق را بدان
كسب دانش كن كه نبود به ز دانش زيورى
چونكه دانشور شدى بايد كه باشى پارسا
پارسائى واجب است از بهر هر دانشورى
او هوسها دور باش و از خدا غافل مباش
زانكه نبود جز خدا اندر دو گيتى ياورى
از تو مى خواهم كه مورى را نيازارى ز خود
ور خطا ديدى ز ياران از خطاشان بگذرى
با همه اهل جهان مهر و محبت پيشه كن
آنچه نپسندى به خود مپسند آن بر ديگرى
عفت و پرهيزكارى را ز قرآن يادگير
سوى نيكى ها نباشد به ز قرآن رهبرى
دخترم با اين سخنها من ترا آموختم
راه و رسم زندگى آئين كودك پرورى
تا تو هم روزى بياموزى به فرزندان خويش
شيوه يزدان پرستى عشق و مهر مادرى


نام كتاب : با چه كسى ازدواج كنيم ؟
نام نويسنده :اسدالله داستانى بنيسى