وظیفه انسان در قبال شنیدن موسیقی در اماکن عمومی و وسایل نقلیه چیست؟
اگر فردی در مکان و جایی - مانند خودروهای مسافربری - قرار گیرد که آهنگ و یا موسیقی در آن پخش میشود باید دقت کند صدایی که شنیده میشود جزو موسیقی و آهنگهایی که متناسب با مجالس لهو و لعب است میباشد یا نه؟ اگر در تناسب آن با موسیقی مطرب شک داشته باشد تکلیفی بر او نیست. امام خمینی(ره) در این باره فرموده است: «شنیدن و نواختن موسیقی مطرب، حرام است ولی صداهای مشکوک مانع ندارد». ایشان در پاسخ پرسش کسی که از ایشان میپرسد: «حکم صداهایی که از صدا و سیما پخش میشود و بعضی از آنها در زمان طاغوت نیز پخش میشده و بعضی دیگر مربوط به موزیک متن فیلمهای خارجی است و بعضی، موسیقی بدون صدای خوانندگان زمان طاغوت است، موارد مباح و حرام آنها را بیان فرمایید». پاسخ میدهند: «موسیقی مطرب حرام است و صداهای مشکوک مانع ندراد». در جایی دیگر درباره این که چه موسیقی ای مطرب است، فرمودند: «موسیقی مطرب، حرام است و... تشخیص - اینکه چه موسیقی ای مطرب است - با عرف است»{1}.
آیت اللَّه العظمی گپایگانی در پاسخ به سؤالی درباره موسیقی میفرمایند: «هر صوتی که یقین دارید که غنا و مناسب مجالس لهو و لعب است، حرام است». در جایی دیگر از ایشان سؤال میشود: «تعریف موسیقی که در اسلام حرام شده، چیست و آیا موسیقیهایی وجود دارد که از نظر اسلام حرام نباشد؟» ایشان پاسخ دادند: «غنا که موسیقی حرام است آوازی است مشتمل بر ترجیع و تطریب و مناسب با مجالس لهو و لعب، و صداهای دیگر که این خصوصیت را نداشته باشد، حرام نیست»{2}.
بنابر این در صورتی که انسان تشخیص دهد آهنگی که پخش میشود حرام است و احتمال دهد با صحبت ونهی او از ادامه پخش صدا خودداری میکند، لازم است که نهی از منکر نماید و در مورد خودروهای جمعی به راننده تذکر دهد.
گاهی اوقات پیش از سوار شدن یا بلافاصله بعد از سوار شدن به خودروهای جمعی متوجه میشویم که راننده از موسیقی مطرب و مُحرَّم استفاده میکند، در این حال بهتر است پیش از بحث کردن از او خواهش کنیم یا با او شرط کنیم که در صورتی از خودروی ایشان استفاده میکنیم که از پخش صوت حرام خودداری کند.
اگر از روی غفلت سوار اتوبوس یا خودروی شدیم و بعد از فرسنگها طی طریق، در بین راه، راننده از موسیقی مطرب و محرم استفاده کرد، اگر احتمال دهیم که با پند و اندرز از ادامه عمل منکر خویش دست میکشد، باید او را نهی کرد ولی اگر میدانیم یا احتمال معقول میدهیم که با این نهی در معرض خطر جانی، مالی و یا عرض و آبرو قرار میگیریم، نباید اعتراض کرد و در صورت امکان باید از آن خودرو پیاده شد در غیر این صورت تا رسیدن به مقصد، با همان خودرو سفر خود را ادمه دهیم. بدیهی است که در صورت اجبار به مسافرت با خودرویی که مبادرت به پخش موسیقی حرام مینماید هیچ عمل حرامی انجام نگرفته است. چون موسیقی و غنا به گوش ما خورده است یعنی اصطلاحاً سماع موسیقی صورت گرفته نه آنکه ما گوش جان به موسیقی سپرده شده باشد. یعنی اصطاحاً استماع صورت نگرفته است و مشخص است که سماع موسیقی، حرام نیست بلکه استماع آن حرام است. سماع یعنی شنیدن بدون قصد و توجه و استماع یعنی گوش دادن به قصد شنیدن و فهمیدن{3}. ابو هلال عسکری در این باره گوید: «ان الاستماع هو استفادة المسموع بالاصغاء الیه لیفهم و لهذا الایقان ان اللَّه یستمع و اما السماع فیکون اسماً للمسموع یقال لما سمعته من الحدیث، هو سماعی{4}»؛ استماع، استفاده و بهرهگیری از چیز شنیده شده، از رهگذر گوش دادن به آن و برای همین نمیگویند که خداوند گوش میدهد و اما سماع برای چیزی است که شنیده شده - به گوش انسان خورده است - صدایی که به قصد بهرهگیری شینده میشود سماعی میگویند.
بنابر این حکم حرمت غنا در صورت استماع است نه سماع. آیت اللَّه بهجت در این باره میفرماید: «استعمال آلات مختص به لهو در غیر لهو بنا بر احتیاط واجب جایز نیست و استعمال آنها در لهو، مطلقاً حرام است و موسیقی مطرب، استماع آن حرام است...»{5}.
یعنی اضافه بر آنکه استعمال آلات لهو و موسیقی حرام است، استماع آن هم حرام است.
منابع:
[1]. استفتآات، ج 2، ص 11 و 18.
[2]. مجمع المسائل، ج 2، ص 12 و13.
[3]. ر. ک: 82 پرسش، آیت اله دستغیب، ص 171.
[4]. معجم الفروق اللغویة، ابو هلال عسکری، ص 49.
[5]. رساله توضیح المسائل آیت اللَّه بهجت، مسائل متفرقه، ص 3.
آیت اللَّه العظمی گپایگانی در پاسخ به سؤالی درباره موسیقی میفرمایند: «هر صوتی که یقین دارید که غنا و مناسب مجالس لهو و لعب است، حرام است». در جایی دیگر از ایشان سؤال میشود: «تعریف موسیقی که در اسلام حرام شده، چیست و آیا موسیقیهایی وجود دارد که از نظر اسلام حرام نباشد؟» ایشان پاسخ دادند: «غنا که موسیقی حرام است آوازی است مشتمل بر ترجیع و تطریب و مناسب با مجالس لهو و لعب، و صداهای دیگر که این خصوصیت را نداشته باشد، حرام نیست»{2}.
بنابر این در صورتی که انسان تشخیص دهد آهنگی که پخش میشود حرام است و احتمال دهد با صحبت ونهی او از ادامه پخش صدا خودداری میکند، لازم است که نهی از منکر نماید و در مورد خودروهای جمعی به راننده تذکر دهد.
گاهی اوقات پیش از سوار شدن یا بلافاصله بعد از سوار شدن به خودروهای جمعی متوجه میشویم که راننده از موسیقی مطرب و مُحرَّم استفاده میکند، در این حال بهتر است پیش از بحث کردن از او خواهش کنیم یا با او شرط کنیم که در صورتی از خودروی ایشان استفاده میکنیم که از پخش صوت حرام خودداری کند.
اگر از روی غفلت سوار اتوبوس یا خودروی شدیم و بعد از فرسنگها طی طریق، در بین راه، راننده از موسیقی مطرب و محرم استفاده کرد، اگر احتمال دهیم که با پند و اندرز از ادامه عمل منکر خویش دست میکشد، باید او را نهی کرد ولی اگر میدانیم یا احتمال معقول میدهیم که با این نهی در معرض خطر جانی، مالی و یا عرض و آبرو قرار میگیریم، نباید اعتراض کرد و در صورت امکان باید از آن خودرو پیاده شد در غیر این صورت تا رسیدن به مقصد، با همان خودرو سفر خود را ادمه دهیم. بدیهی است که در صورت اجبار به مسافرت با خودرویی که مبادرت به پخش موسیقی حرام مینماید هیچ عمل حرامی انجام نگرفته است. چون موسیقی و غنا به گوش ما خورده است یعنی اصطلاحاً سماع موسیقی صورت گرفته نه آنکه ما گوش جان به موسیقی سپرده شده باشد. یعنی اصطاحاً استماع صورت نگرفته است و مشخص است که سماع موسیقی، حرام نیست بلکه استماع آن حرام است. سماع یعنی شنیدن بدون قصد و توجه و استماع یعنی گوش دادن به قصد شنیدن و فهمیدن{3}. ابو هلال عسکری در این باره گوید: «ان الاستماع هو استفادة المسموع بالاصغاء الیه لیفهم و لهذا الایقان ان اللَّه یستمع و اما السماع فیکون اسماً للمسموع یقال لما سمعته من الحدیث، هو سماعی{4}»؛ استماع، استفاده و بهرهگیری از چیز شنیده شده، از رهگذر گوش دادن به آن و برای همین نمیگویند که خداوند گوش میدهد و اما سماع برای چیزی است که شنیده شده - به گوش انسان خورده است - صدایی که به قصد بهرهگیری شینده میشود سماعی میگویند.
بنابر این حکم حرمت غنا در صورت استماع است نه سماع. آیت اللَّه بهجت در این باره میفرماید: «استعمال آلات مختص به لهو در غیر لهو بنا بر احتیاط واجب جایز نیست و استعمال آنها در لهو، مطلقاً حرام است و موسیقی مطرب، استماع آن حرام است...»{5}.
یعنی اضافه بر آنکه استعمال آلات لهو و موسیقی حرام است، استماع آن هم حرام است.
منابع:
[1]. استفتآات، ج 2، ص 11 و 18.
[2]. مجمع المسائل، ج 2، ص 12 و13.
[3]. ر. ک: 82 پرسش، آیت اله دستغیب، ص 171.
[4]. معجم الفروق اللغویة، ابو هلال عسکری، ص 49.
[5]. رساله توضیح المسائل آیت اللَّه بهجت، مسائل متفرقه، ص 3.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 18:8 توسط مجيد كمالي
|