از جمله گناهانی كه به كبیره بودنش تصریح شده زنا است، چنان که در روایات فرموده‌اند و برای كبیره بودنش به آیه‌ 68 سوره‌ فرقان تمسك شده كه می‌فرماید: «از جمله صفات بندگان خدا آن است كه نپرستند و نخوانند با خدای به حق، خدای دیگری را (یعنی مشرك نباشند) و آن نفسی كه خدا كشتنش را حرام فرموده نكشند و زنا نكنند، و كسی كه اینها را به جا آورد (شرك، قتل، زنا)، برسد و ببیند جزای خود را كه شكنجه‌اش در روز قیامت دو چندان است و همیشه به خواری در آتش است».[1]
معانی اثام وغی: در منهج است كه: «اثاماً» در این آیه شریفه، نام یك وادی در دوزخ است كه زناكاران را در آن عقوبت می‌كنند و گفته‌اند چیزی است كه از اجسام دوزخیان مانند چرك و خون سیلان می كند.
و در روایات آمده كه: اثام در این آیه و وغی در آیه‌ی دیگر[2] دو چاه در دوزخ است كه اگر سنگی را از كنارش رها كنند در مدت هفتاد سال به قعر آن می‌رسد.
و در سوره‌ی بنی‌اسرائیل می‌فرماید: «و نزدیك زنا مشوید و گرد آن نگردید به درستی كه آن خصلتی زشت و كاری فجیع و بد راهی است[3]
زیرا كه زنا سبب قطع نسب‌ها و هیجان فتنه‌ها و باطل كردن مواریث و صله‌ی رحم و حقوق پدران بر فرزندان و حقوق فرزندان بر پدران است.
بدترین راه دفع شهوت: در كتاب بلاهای اجتماعی در شرح این آیه شریفه چنین می‌نگارد:
یعنی كه گرد زنا نروید زیرا این كار یك كردار پلید و راه گمراه كننده‌ای است، شاید دقیق‌ترین تعبیری كه در قرآن مجید از زنا شده همین جمله «وساء سبیلاً» باشد زیرا این جمله‌ای است كه اساسی‌ترین منطق اسلام را درباره‌ی مخالفت و مبارزه‌ی با فحشاء روشن می‌كند. این جمله می‌گوید: عمل شنیع زنا یك راه طبیعی و خالی از خطر برای اطفاء شهوت نیست. جامعه‌ای كه شهوت خود را از طریق زنا اشباع می‌كند در یك جاده‌ی ناهموار و خطرناكی افتاده كه عاقبت آن دوری از مقصد و افتادن در پرتگاه‌های هولناك است. نیروی خدادادی شهوت برای ابقاء نسل انسانی و ایجاد یك سلسله هیجانات روحی و عاطفی در مرد و زن است كه این هیجانات ضامن تشكیل كانون خانواده و اطفاء شهوت از یك طریق محدود و قانونی است اما ارتكاب زنا نه تنها اجتماع را به مقصد ابقاء نسل نزدیك نمی‌كند، بلكه اجتماع را در هزاران دوره‌ی مخوف پرت می‌كند كه دهها میلیون بیماران مقاربتی و میلیاردها دلار بودجه معالجه‌ی آنها و میلیون‌ها كودكان بی‌سرپرست تنها گوشه‌ای از این پرتگاه را نشان می‌دهد. (بلاهای اجتماعی ص143) و نیز در صفحه‌131 چنین می‌نگارد:
هزاران مفاسد مختلفی كه از توسعه‌ فحشاء و روابط نامشروع به وجود آمده، راستی آن چنان حیرت انگیز و ناراحت كننده است كه نسبت دادن آن به بشر قرن بیستم بی‌شباهت به تناقض نیست.
آدم فكر می‌كند بشری كه دل ذره‌ها را با هزاران زحمت می‌شكافد تا از نیروی درون آن بهره‌مند شود چرا نیروهای خدادادی خود را در كثیف‌ترین وضعی به انواع فحشاء تباه می‌كند و در حالی كه از یك طرف قوای طبیعت را به كمك خود می‌طلبد از طرفی عوامل نیستی و اضمحلال خود را فراهم می‌سازد.
مثلاً امروز برای استفاده از یك سلسله اشعه‌ی سودمند و یا نیروی اتم در عالم پزشكی میلیاردها دلار صرف می‌شود و صدها هزار مغز متفكر به فكر و فعالیت می‌پردازد و این تلاش‌های دسته جمعی نتیجه بخش شده در عالم بهداشت و پزشكی واقعاً تحولات و پیشرفت‌های شگفت انگیزی به وجود می‌آورد ولی به موازات این پیشرفت‌ها هر سال آمار بیماران مقاربتی و فدائیان این بیماری‌ها میلیون‌ها نفر بالا می‌رود و در نتیجه صدها هزار نفر در هر كشور به گوشه‌های بیمارستان‌ها پناه برده به صورت اعضای معطل و فلجی بار دوش اجتماع می‌گردند، یا مثلاً با هزاران كوشش‌های دامنه‌داری كه برای بهبود بخشیدن به اوضاع اقتصادی هر كشوری به عمل می‌آید، در نقطه مقابل میلیون‌ها كودك بی‌سرپرست كه همگی در نتیجه‌ی یك خوشگذرانی كوتاه و یك ملاقات موقتند در سراسر جهان چرخ اقتصادی كشورها را مواجه با مشكلات عظیم می‌كند و تازه پس از آنكه دولت‌ها وسائل تربیت و نگهداری این كودكان را فراهم نمودند، عده اغŒ افراد شرور و خطرناكی می‌شوند كه اجتماع را به انواع جرائم و جنایات مختلف تهدید می‌كنند و بالاخره دستگاه قضائی كشور از وجود این افراد دائماً هراسان است.[4]
آثار دنیوی و اخروی زنا: امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: زنا شش اثر دارد: سه اثر در دنیا سه اثر در آخرت، اما آثار دنیوی زنا، آبرو را می‌برد، رزق را كم می‌كند و مرگ و نیستی را نزدیك می‌نماید اما آثار اخروی آن، پس غضب پروردگار و سختی حساب ودخول در آتش و جاودان ماندن آن را ایجاب می‌نماید.[5]
عذاب برزخی زناكار: و نیز فرمود: كسی كه به زن مسلمانی یا یهودی یا نصرانی یا مجوسی، آزاد یا كنیز زنا كند پس توبه نكند و با اصرار به این گناه از دنیا برود، خداوند در قبرش سیصد درِ عذاب را باز می‌فرماید كه از هر در مارها و عقرب‌ها و افعی‌هائی از آتش بیرون می‌آیند، پس می‌فرماید تا روز قیامت می‌سوزد.
بوی گند زناكار در صحرای محشر: و چون از قبرش بیرون شود از بوی گندش مردم اذیت می‌شوند پس به این بوی زننده شناخته می‌شود و دانسته می‌گردد كه زناكار است تا اینكه امر كرده می‌شود او را به آتش برند. زینهار، به درستی كه خداوند محرمات را حرام فرموده و حدودی را تعیین فرموده. پس هیچ كس از خداوند غیرتمندتر نیست و از غیرت الهیه است كه فواحش را حرام فرموده.[6]
همه، زناكاران را در محشر لعنت می‌كنند: حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ فرمود: در روز قیامت به امر خدا، بوی گندی وزیده می‌شود كه تمام اهل محشر ناراحت می‌شوند، تا اینكه نفس كشیدن بر آنها مشكل می‌گردد، پس منادی ندا می‌كند آیا می‌دانید این بوی گند چیست؟ گویند نمی‌دانیم و سخت ناراحتمان كرده، پس گفته می‌شود: این بوی عورت زناكاران است كه بدون توبه از دنیا رفته‌اند پس آنها را لعنت كنید كه خدا آنها را لعنت كرده پس نمی‌ماند در محشر كسی مگر اینكه آنها را نفرین می‌كند و می‌گوید خدایا زناكاران را لعنت فرما.[7]
زنا مرگ ناگهانی و فقر می‌آورد: حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: هرگاه پس از من زنا زیاد شود مرگ ناگهانی زیاد خواهد شد.[8]
و فرمود: كه زنا مورث فقر است و آبادی‌ها را ویران خواهد نمود.[9]
فساد نسب و تربیت طفل: و در مكتوب حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ است: كه خداوند زنا را حرام فرموده برای اینكه سبب فسادهایی مانند قتل نفس و از بین رفتن نسب‌ها و ترك تربیت اطفال و بهم خوردن ارث می‌شود.[10]
زنای محصنه: اگر با زن شوهردار زنا شود حرمت و عقوبت آن شدیدتر خواهد بود چنانچه حد زنا صد تازیانه ولی حد زنای محصنه قتل و سنگسار كردن است.
حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: روز قیامت سه طایفه‌اند كه خداوند با ایشان سخن نمی‌گوید و ایشان را پاكیزه نمی‌فرماید و برایشان عذاب دردناكی است. از این سه طایفه زنی است كه بر فراش شوهرش زنا دهد.[11]
و از حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ مروی است كه فرمود: كسی كه با زن شوهردار زنا كند پس در جهنم از عورت هر دو چرك خارج می‌شود به مقدار پانصد سال راه، و اهل جهنم از بوی گند آن دو در اذیت خواهند بود و عذاب‌شان از همه شدیدتر است.[12]
پیش‌بینی همه جانبه‌ی اسلام: در كتاب برهان قرآن در این بحث چنین می‌نگارد:
در موضوع حد زنا اسلام نیروی جنسی و سركشی این غریزه را در نظر گرفته و برای اقناع و اشباع آن، طرق مشروع و سهلی تعیین كرده و پیروان خود را به ازدواج در آغاز جوانی مأمور ساخته و پیغمبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در این باره فرموده است: نكاح سنت من است پس هر كه از سنت من اعراض كند از من نیست.
به همین جهت مقررات شرع برای امر زناشوئی انواع تسهیلات را مقرر داشته و حكومت را موظف ساخته كه در صورت عدم تمكن شخص، به وسیله‌ی انفاق از بیت المال برای انجام این منظور به تهی‌دستان مساعدت كند و به علاوه دستور اكید داده تا محیط اجتماع از موجبات اغراء و علل انگیزش شهوت، پاك و پیراسته شود آنگاه برای مصرف نیروی سرشار و قوای جبار جوانی هدف‌هایی عالی از قبیل مبارزه‌ی با فساد و تعلیم مردم بی‌سواد و كمك به فقرا و بینوایان و كوشش در بالا بردن سطح زندگی و در راه عمران و آبادی جهان برقرار ساخته و از طرفی روزه‌های واجب و مستحب و نمازهای واجب و نافله، اعتكاف و امثال عبادات را برای فرو كاستن از طغیان غریزه و منصرف ساختن ذهن و خیال از اندیشه‌های شهوانی و وسوسه‌های شیطانی و توجه دادن فكر به اندیشه‌های عالی الهی مقرر دانسته تا با همگی این وسائل از پدید آمدن موجبات و علل گناه جلوگیری شود و با وجود این همه تدبیر كه در این راه برای حفظ نفس و صیانت غریزه به كار برده باز در اجرای حد و كیفر گناهكار شتاب روا نداشته و اجرای حد را برای موقعی گذاشته كه كار عنان گسیختگی و بی‌اعتنایی به نظامات اجتماع و سقوط در منجلاب فساد و شهوت‌رانی به جائی منتهی شود كه شخص گناهكار بدون هیچگونه ملاحظه و آزرمی در حضور جمعی كه چهار نفرعادل در میان‌شان باشد به عمل منافی عفت مبادرت نماید و مانند چهارپایان به كار وقاع و زنا بپردازد و آن چهار نفر شاهد عادل از روی یقین و قطع و با صراحت تمام گواهی دهند كه صدور آن عمل را آشكارا از او دیده‌اند در این صورت اسلام مقرّر داشته است كه هرگاه كسی مرتكب زنا شودو عفت عمومی را لكه‌دار كند، حد شرعی درباره‌اش اجراء شود و حتی در این مرحله نیز جانب رأفت را رعایت كرده و اوضاع و احوال شخص گناهكار را منظور نموده و مقرر داشته كه هرگاه مرتكب زنا، مجرد و عزب باشد تنها به صد ضربه تازیانه درباره‌ی او اكتفاء شود و حد رجم (سنگسار كردن) درباره‌ی زناكاری اجراء گردد كه متأهل باشد و در عین تأهل و بدون هیچگونه ضرورت و حاجتی بلكه به صرف هوس بازی و شهوت‌رانی چنین عمل زشت و ناروایی را مرتكب شده باشد.


[1] . و الذین لایدعون مع الله الها آخر ولا یقتلون النفس التی حرم الله الا بالحق ولا یزنون و من یفعل ذلك یلق اثاماً یضاعف له العذاب یوم القیمه و یخلد فیه مهاناً (سوره فرقان، آیه 68).
[2] .
فسوف یلقون غیاً (سوره مریم، آیه 60).
[3] .
ولا تقربوا الزنا انه كان فاحشه و ساء سبیلاً (سوره اسراء آیه 34).
[4] .
این تضاد گیچ كننده چنانكه گفتیم بیشتر از ناحیه توسعه‌ فحشاء و انحرافات جنسی به وجود آمده كه مانند لكه‌های سیاهی بر پیشانی تمدن كنونی قرار گرفته است.
[5] .
عن ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ قال للزانی ست خصال ثلاث فی الدنیا و ثلاث فی الاخره اما التی فی الدنیا فیذهب بنور الوجه و یورث الفقر و یعجل الفناء و اما التی فی الاخره فسخط الرب و سوء الحساب و الخلود فی النار (فروع كافی، باب الزنا، ج5، ص541).
[6] .
الاومن زنی بأمره مسلمه او یهودیه او نصرانیه‌او مجوسیه، حره اوامه، ثم لم یتب منه و مات مصراً علیه فتح الله تعالی له فی قبره ثلاث مأه باب یخرج منها حیات و عقارب و ثعبان من النار فهو یحترق الی یوم القیمه فاذا بعث من قبره تأذی الناس من نتن ریحه فیعرف بذلك و بما كان یعمل فی دار الدنیا حتی یؤمر به الی النار الا و ان الله حرم الحرام و حد الحدود فما احد اغیر من الله، و من غیرته حرم الفواحش (وسائل الشیعه، كتاب نكاح، باب 9، ص243).
[7] .
عن علی ـ علیه السّلام ـ اذا كان یوم القیمه اهب الله ریحاً منتنه یتأذی بها اهل الجمع حتی اذا همت ان تمسك بانفاس الناس فاذاهم مناد هل تدرون ما هذه الریح التی قد آذتكم فیقولون لا و قد آذتنا و بلغت منا كل مبلغ قال ـ علیه السّلام ـ ثم یقال هذه ریح فروج الزناه الذین لقوا الله بالزنا ثم لم یتوبوا فالعنوهم لعنهم الله فلایبقی فی الموقف احدالا قال اللهم العن الزناه (وسائل الشیعه، كتاب نكاح، باب 10، ص243).
[8] .
اذا كثر الزنا من بعدی كثر موت الفجأه (وسائل الشیعه، كتاب نكاح، ص231).
[9] .
الزنا یورث الفقر و یدع الدیار بلاقع (وسائل الشیعه، كتاب نكاح، باب 1، ص233).
[10] .
حرم الله الزنا لما فیه من الفساد من قتل النفس و ذهاب الانساب و ترك التربیه للاطفال و فساد المواریث (وسائل الشیعه، كتاب نكاح، باب 1، ص39).
[11] .
ثلاثه لایكلمهم الله یوم القیمه ولا ینظر الیهم ولا یزكیهم و لهم عذاب الیم الشیخ الزانی و الدیوس و المرأه توطئی فراش زوجها (وسائل الشیعه، كتاب نكاح 14، باب 16، ص247).
[12] .
من فجر بامرأه ولها بعل انفجر من فرجهما من صدید جهنم وادمسیره خمسمأه عام یتأذی اهل النار من نتن ریحها و كانا من اشد الناس عذابا (وسائل الشیعه).
آيت الله شهيد دستغيب- گناهان کبيره، ج1، ص182 (با اندکي تلخيص)