چرا دخترها با پسرها نمیتوانند حتی با اصول شرعی و قانونی، آزادانه رفتار کنند؟
همتون با من موافقین که دوستی لازمه و هر کسی که می گه بدون دوست می شه زندگی کرد، حتما یه تختش کمه که این را می گه و تنها کسی که به دوست نیازی نداره خداست. اما حالا که ما به دوست نیاز داریم باید در مورد دوستمون یه چیزهایی را بدونیم و همینطوری بیگدار به آب نزنیم و علاوه بر اون در دوستی اصلا باید از افرادی که خدا از دوستی با اونها نهی کرده پرهیز کنیم وگرنه بعدا پشیمون می شیم.
با توجه به شرایط خاص دوران نوجوانی و جوانى، که هممون این دوران را یا گذروندیم و یا در حال گذراندنش هستیم و خطرات جدی تمایلات آشکار و پنهان غرائز نفسانى، لازمه دختران و پسران روابط خود را از نظر کمی و کیفى تحت کنترل قرار بدهند و در سطح ضرورت حفظ کنند.
اگه تمام اصول شرعی و قانونی رعایت بشه منعی از ارتباط دختران و پسران نخواهد بود وآن چه ممنوعه ارتباط دختر وپسر در خارج از محدوده شرع و قانونه، مانند دوستیهای خیابانی و ...
البته ما هم قبول داریم که در محیط های کوچک به دلیل اینکه هم دیگر را میشناسند محدودیتهای زیادتری وجوده و بعضی از پدر و مادرها سختگیری بیشتری میکنند. طبعاً سختگیری بیش از حد خانواده چندان مطلوب نیست و از نظرمدیران اجتماع نیز این مسئله باید مورد توجه قرار گیرد.
سؤالی که اینجا پیش میآید اونه که که اگر واقعاً سختگیری در جامعه ما، از طرف خانواده یا نیروهای انتظامی و غیره زیاد است، پس گسترش فساد و بیبند و باری در جامعه برای چیست؟
من افرادی را میشناسیم، یا نامههایی که به دست ما رسیده و دختران گفتهاند: «کاش مراقبت بیشتری از خودمان داشتیم.» یا «کاش خانواده بیشتر به من توجه میکرد و امروز به این مشکلات ( فریب خوردن) دچار نمی شدم.»
با توجه به شرایط خاص دوران نوجوانی و جوانى، و خطرات جدی تمایلات آشکار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است دختران و پسران روابط خود را از نظر کمی و کیفى تحت کنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ کنند.
بنابراین:چکار باید بکنیم و راهکار چیه؟
اولاً: اگر ضرورتى ایجاب نمىکند حتّى الامکان چنین روابطى با نامحرم برقرار نشود و دختران در مقابل افراد نا محرم، رفتارى متکبّرانه و با وقار داشته باشند نه رفتارى صمیمانه.
اینکه در احکام شرعى مىفرمایند در غیر ضرورت مکروه است مرد با زن هم صحبت شود، مخصوصاً مرد و زن جوان، به این دلیل است که چه بسا همین هم صحبت شدنها، غرایز جنسى افراد را تحریک کند و یک اُلفت و محبّت شهوانى بین مرد و زن ایجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطهور شدن در انحراف و فساد شود.
در هر حال انسان باید دقیقاً درون خود را بکاود و باطنش را عمیقاً مطالعه کند که مثلاً صحبت کردن با افراد نامحرم (یک پسر) چه ضرورتى براى او دارد و هدفش چیست؟مطمئناً انسان اگر صادقانه با خود بیندیشد ، بهترین قضاوت را در مورد خود خواهد داشت.
ثانیاً: در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم تا آنجا که به شکستن حریم احکام دین منجر نشود، اشکالى ندارد. بنابراین، گفتگو و نگاههاى متعارف بدون قصد لذّت و شهوت ، اشکالى ندارد. امّا با این حال، حتّى الامکان لازم است در برخورد و گفتگو، هنجارهاى شرعى زیر رعایت شود:
1- از گفتگوهاى تحریک کننده پرهیز شود.
2- از نگاههاى آلوده و شهوانى خوددارى شود.
3- حجاب شرعى رعایت شود.
4- قصد تلذّذ و ریبه در کار نباشد.
5- دو نفر نامحرم تنها نمانند.
با توجه به شرایط خاص دوران نوجوانی و جوانى، که هممون این دوران را یا گذروندیم و یا در حال گذراندنش هستیم و خطرات جدی تمایلات آشکار و پنهان غرائز نفسانى، لازمه دختران و پسران روابط خود را از نظر کمی و کیفى تحت کنترل قرار بدهند و در سطح ضرورت حفظ کنند.
اگه تمام اصول شرعی و قانونی رعایت بشه منعی از ارتباط دختران و پسران نخواهد بود وآن چه ممنوعه ارتباط دختر وپسر در خارج از محدوده شرع و قانونه، مانند دوستیهای خیابانی و ...
البته ما هم قبول داریم که در محیط های کوچک به دلیل اینکه هم دیگر را میشناسند محدودیتهای زیادتری وجوده و بعضی از پدر و مادرها سختگیری بیشتری میکنند. طبعاً سختگیری بیش از حد خانواده چندان مطلوب نیست و از نظرمدیران اجتماع نیز این مسئله باید مورد توجه قرار گیرد.
سؤالی که اینجا پیش میآید اونه که که اگر واقعاً سختگیری در جامعه ما، از طرف خانواده یا نیروهای انتظامی و غیره زیاد است، پس گسترش فساد و بیبند و باری در جامعه برای چیست؟
من افرادی را میشناسیم، یا نامههایی که به دست ما رسیده و دختران گفتهاند: «کاش مراقبت بیشتری از خودمان داشتیم.» یا «کاش خانواده بیشتر به من توجه میکرد و امروز به این مشکلات ( فریب خوردن) دچار نمی شدم.»
با توجه به شرایط خاص دوران نوجوانی و جوانى، و خطرات جدی تمایلات آشکار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است دختران و پسران روابط خود را از نظر کمی و کیفى تحت کنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ کنند.
بنابراین:چکار باید بکنیم و راهکار چیه؟
اولاً: اگر ضرورتى ایجاب نمىکند حتّى الامکان چنین روابطى با نامحرم برقرار نشود و دختران در مقابل افراد نا محرم، رفتارى متکبّرانه و با وقار داشته باشند نه رفتارى صمیمانه.
اینکه در احکام شرعى مىفرمایند در غیر ضرورت مکروه است مرد با زن هم صحبت شود، مخصوصاً مرد و زن جوان، به این دلیل است که چه بسا همین هم صحبت شدنها، غرایز جنسى افراد را تحریک کند و یک اُلفت و محبّت شهوانى بین مرد و زن ایجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطهور شدن در انحراف و فساد شود.
در هر حال انسان باید دقیقاً درون خود را بکاود و باطنش را عمیقاً مطالعه کند که مثلاً صحبت کردن با افراد نامحرم (یک پسر) چه ضرورتى براى او دارد و هدفش چیست؟مطمئناً انسان اگر صادقانه با خود بیندیشد ، بهترین قضاوت را در مورد خود خواهد داشت.
ثانیاً: در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم تا آنجا که به شکستن حریم احکام دین منجر نشود، اشکالى ندارد. بنابراین، گفتگو و نگاههاى متعارف بدون قصد لذّت و شهوت ، اشکالى ندارد. امّا با این حال، حتّى الامکان لازم است در برخورد و گفتگو، هنجارهاى شرعى زیر رعایت شود:
1- از گفتگوهاى تحریک کننده پرهیز شود.
2- از نگاههاى آلوده و شهوانى خوددارى شود.
3- حجاب شرعى رعایت شود.
4- قصد تلذّذ و ریبه در کار نباشد.
5- دو نفر نامحرم تنها نمانند.
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 17:58 توسط مجيد كمالي
|