1- داشتن ايمان، تقوا و حسن خلق:

ايمان و تقوا ملاک اصلي انتخاب همسر است. در سايه ايمان و تقواست که روابط عميق عاطفي بين زوجين ايجاد مي‏شود. نزد چنين همسراني، زمينه تا حدود زيادي براي پرورش صحيح فرزندان فراهم است و زن و شوهر مي‏توانند بر همه مشکلات زندگي، اعم از اقتصادي و رواني، فايق آيند و فرزندان خود را مطابق موازين و برنامه‏ هاي ديني تربيت کنند. در اين زمينه، رسول اکرم صلي الله عليه و آله مي‏فرمايند: «زن را براي زيبايي ‏اش به همسري مگير; چون ممکن است جمال زن باعث پستي و سقوط اخلاقي‏ اش بشود. هم‏چنين به انگيزه مالش، با او پيوند زناشويي برقرار مکن; زيرا مال مي‏تواند موجب طغيان او گردد، بلکه به سرمايه ديني ‏اش متوجه باش و با زن با ايمان ازدواج کن.» (1)  دو اصل دين و اخلاق نيک، ملاک‏هاي اصلي براي شايستگي زن و شوهر است و اين اصل چه در دوران جنيني و شير خوارگي، و چه در ساير مراحل زندگي کودک و تربيت او نقش بسزايي دارد. پيامبر گرامي اسلام (ص) مي‏فرمايند: «بهترين زنان شما زني است که وقتي همسرش به او مي‏نگرد، شاد و مسرورش گرداند.» (2)

2- خوب و شايسته بودن:

جابربن عبدالله انصاري مي‏گويد، در محضر رسول خدا صلي الله عليه و آله بودم. آن حضرت درباره همسر شايسته چنين فرمود: «بهترين همسران شما کساني هستند که داراي ده خصلت‏باشند: 1- براي آمدن فرزندان متعدد آمادگي داشته باشند. 2- مهربان باشند .3 - عفت و پاک‏دامني خود را رعايت کنند. 4- در ميان بستگان خود عزيز و سربلند باشند. 5- نزد شوهر فروتن باشند. 6- خود را براي شوهر بيارايند و خود را به او بنمايانند. 7- نسبت ‏به نامحرمان خود نگه‏دار باشند و پوشش خود را حفظ کنند. 8- از شوهر حرف شنوي و اطاعت داشته باشند. 9- در مسائل جنسي، ميل شوهر را جلب کنند. 10- در عشق و علاقه به شوهر، افراط نکنند و حد اعتدال را حفظ نمايند.» (3)

در جايي ديگر، رسول اکرم صلي الله عليه و آله مي‏فرمايند: «من سعادة المرء الزوجة الصالحة‏»; (4) از سعادت مرد اين است که داراي همسري شايسته و خوب باشد.

درصد بالايي از اختلافات بين زن و شوهرها در نتيجه نبودن طرفين در يک شان و طبقه است.

3- اصالت ‏خانوادگي:

اسلام تاکيد دارد که درباره سابقه خانوادگي همسر، تحقيق لازم صورت گيرد و به خصوص، مراتب ايماني و اخلاقي او در نظر گرفته شود و نيز تا حد امکان، همسر از خانواده‏اي پاک و عفيف انتخاب گردد. اين اصالت‏خانوادگي در نحوه زندگي جديد و در نسل بعد تاثير دارد. اگر نطفه،که متاثر از خصايص وراثتي والدين است، ناسالم باشد، ديگر اميدي به اصلاح فرزند نيست. به همين دليل امام صادق عليه السلام مي‏فرمايند: «(5) با خانواده شايسته ازدواج کنيد; زيرا ژن‏ها خصايص والدين و اجداد را به نسل بعدي سرايت مي‏دهند. پيامبر گرامي اسلام (ص) در اين مورد به مردم آگاهي مي‏دهند و مي‏فرمايند: «(6) اي مردم بپرهيزيد از گياهان سبز و خرمي که در مزبله دان‏ها پرورش يافته است. "زنان زيبا و خوب‏رويي در خانواده بد".

4- توجه به کفويت:

ازدواج با افراد هم‏کفو و هم‏شان باعث توافق بيش‏تر در زندگي مي‏شود; کفويت در جنبه‏هاي ايماني، فکري، اقتصادي و... مطرح است، اما تکيه اساسي اسلام در کفويت، بيش‏تر بر مساله ايمان و اعتقاد است. علت اين‏که پيامبر (صل)، حضرت علي عليه السلام را براي همسري دختر خود انتخاب نمودند، همين مساله بوده است. امام صادق عليه السلام مي‏فرمايند: «(7) کفو (هم‏رديف در ازدواج) کسي است که عفيف باشد و مالي هم داشته باشد».

پيامبر فرمودند: «هر مؤمني کفو زن مؤمنه و هر مرد مسلماني کفو زن مسلمان است.» (8)

5- سلامت جسم و روان:

عدم سلامت، مانع از ازدواج نيست، ولي در تداوم زندگي مشترک اثر منفي دارد. بر همين اساس، علماي اخلاق با استفاده از روايات اسلامي، گفته‏اند: با شش گروه از زنان ازدواج نکنيد; يک گروه از اين‏ها زنان انانه هستند; يعني بسيار ناله مي‏کنند، مريض احوالند و خود را به بيماري مي‏زنند. (9) پيامبر اسلام( ص) فرمود: «پيش از ازدواج، درباره مزاياي جسمي دختر مورد نظرت تحقيق کن; زيرا اين بررسي در ايجاد الفت و محبت و توافق‏هاي بيش‏تر بين تو و همسرت پس از ازدواج، تاثير زيادي دارد.» (10) سلامت فکر و انديشه نيز بر سلامت رفتار و اعتدال در برخوردها، اثر بسزايي دارد; زيرا روابط انساني زوجين، تابع شرايط نفساني و رواني آن‏هاست و با عدم وجود سلامت روان، نمي‏توانند روابط مستحکم خانوادگي را بنيان گذارند.

پي ‏نوشت‏ها:

1- ملامحسن فيض کاشاني، محجة‏البيضاء، ج 3، ص 85

2- جمال‏الدين‏محمدالابشيهي،المستطرف،ج‏2،ص‏218

3- محمدبن‏يعقوب کليني، فروع کافي، ج 5، ص 324 / محمدبن حسن حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 14، ص 14

4- محمدبن يعقوب کليني، اصول کافي، ج 5، ص 327

5- حسن‏بن فضل طبرسي، پيشين

6- محمدبن يعقوب کليني، پيشين، ج 5، ص 332

7- وافي، ج 3، ص 18

8- محمدبن يعقوب کليني، پيشين، ج 5، ص 34

9- همو، فروع کافي، ج 5، ص 325

10- محمدبن حسن حر عاملي، باب 35

 

 شميم

تنظيم براي تبيان: کهتري