زن و مرد مكمل وجود يكديگرند
موقعيت زن در ميان ملل به اصطلاح متمدن نيز بهتر از موقعيتش در ميان ملل غير متمدن و وحشى نبود. زن مانند حيوانى اهلى در اختيار مردها بود، او را از جنس انسانى نمى توانستند و گاهى وى را پستتر از بهائم و حيوانات تلقى مى كردند زيرا معتقد بودند كه در وجود او نوعى شر و شيطنت نهفته است و وى باعث همه كژى ها و بدبختيها است ! در كشورهائى مانند رم و ايران كه متمدن ترين كشورهاى آن روز بودند، دختران و زنان را مانند حيوانات ، از ايالت ديگر و از شهرى به شهر ديگر برده مى فروختند!.
يونانيها، زن را موجودى پاك ناشدنى و زاده شيطان مى دانستند و وى را از هرگونه كارى جز كلفت شدن و ارضاء غريزه جنسى مرد، منع مى كردند!.
آتنى ها، زن را چون سفيهان و ديوانگان محجور)) مى شناختند و اجازه نمى دادند در اشيائى كه بيش از بيست من جو ارزش داشته باشد، دست بزنند.
در هند، حتى حق زندگى و حيات براى او قائل نبودند، و زندگى وى را هم از طفيل مرد مى دانستند كه آثار همه اين كج انديشيها و ستمها، هنوز هم در جهان وجود دارد و به نوعى ديگر به زن ، ظلمهاى گوناگونى روا مى دارند كه در آينده به خواست خداى متعال بحث خواهيم كرد.
در اين مختصر، در صدد آن نيستيم كه آراء و عقايد انسانها را در طول تاريخ ، در مورد زن ، بياوريم كه طبعا از هدف باز بمانيم ، در اين باره به تاريخ تمدن ها و كتاب هائى كه در اين باره نگاشته شده است مراجعه فرمائيد.(6)
در اينجا خاطر خوانندگان گرامى را به اين حقيقت معطوف مى داريم كه قرآن مجيد در مورد هويت و شخصيت وجودى زن ، چه نظرى داده و چگونه از مقام و شخصيت زن دفاع كرده است ؟ آن هم در جهانى كه در نظر مردم وجود زن ، همواره با عار و ننگ بوده است و هرگاه دخترى متولد مى شده ، افراد خانواده ، از شدت تاءثر و ناراحتى در ميان مردم ، سربلند نمى كرده اند كه قرآن به اين حقيقت نيز اشاره فرموده مى گويد:
و اذا بشر احدهم بالا نثى ظل وجهه مسودا وهو كظيم بتوارى من القوم من سوء مابشر به ايمسكه على هون ام يدسه فى التراب الاساء مايحكمون (7)
(هنگامى كه خبر تولد دخترى را به يكى از آنان مى دادند، از بس اين خبر را شوم و ناپسند مى دانست ، در حالى كه از شدت ناراحتى ، خشم خود را فرو مى برد، رويش سياه مى گشت و از جمع اقوام خويش متوارى و پنهان مى شد، آنگاه به فكر فرو مى رفت كه آيا او را همچنان با خوارى نگاه دارد يا زنده زنده در زير خاك پنهانش سازند؟ و هشدار كه چه داورى ناروا و زشتى مى كردند؟!)
زن و مرد، از جان يكديگرند
از ديدگاه قرآن ، زن و مرد از (نفس واحد) هستند و هر دو از يك ريشه و جنس آفريده شده اند و هر كدام لازمه مكمل و جفت ديگرى است يا به عبارت ديگر هر كدام بخشى ، جزئى و قطعه اى از آن (نفس واحد) هستند كه هر كدام نباشند گويا آن نفس مصداق نيافته است .
يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها وبث منهما رجالا كثيرا و نساء (8)
(اى انسان ها در برابر پروردگارتان ، تقوا پيشه خود سازيد خدايتان كه همه شما را از يك جنس (نفس واحده اى ) آفريد و جفت او را هم از همان جنس خلق كرد و از آن دو، مردان و زنان بسيارى را به وجود آورد.)
خلقكم من نفس واحدة ثم جعل منها زوجها(9)
(خداى متعال شما را از يك جنس آفريد و سپس از همان جنس و نفس واحده ، جفت براى او مقرر كرد.)
ما خلقكم و لا بعثكم الا كنفس واحدة ان الله سميع بصير (10)
(آفرينش و برانگيختگى شما نيست ، مگر همچون يك جنس (يك جان ) و در حقيقت خداى متعال شنوا و بينا است .
و الله جعل لكم من انفسكم ازواجا(11)
(و خداى متعال ، براى شما از جنس و جان خودتان جفت مقرر داشت .)
جالب توجه است كه خطاب آيات كريمه قرآن ، عموما به انسان ها است و نه تنها به مرد يا به زن .
يا ايها الناس
(اى انسانها همه شما از يك جنس هستيد.)
خلقكم من نفس واحدة
(همه شما انسانها را از نفس واحده آفريد.)
بنابراين بر خلاف آراء و افكار پشينيان و طرفداران مكتبهاى مختلف جهان ، قرآن مجيد تصريح دارد كه زن و مرد از جان يكديگرند و از يك جنس آفريده شده اند، و هرگاه واژه انسان را به كار مى برد، مراد از آن ، نوع انسانى است كه عبارت از مرد و زن مى باشد و نه تنها يكى از اين دو.
وحدت در دوگانگى وجودى
قرآن مجيد، به يك امر حقيقى و طبيعى تصريح نموده ، زن و مرد را به يك (جفت ) معرفى مى نمايد به گونه اى كه در تمام طبيعت و جانداران ، اين حقيقت مشاهده مى شود بدون اينكه كسى در ميان آنها، جدائى تصور نمايد، مثلا آنجا كه مى فرمايد:
و من كل شى ء خلقنا زوجين لعلكم تذكرون (12)
(و ما از هر چيز (جفت ) زوج آفريديم تا شايد شما متذكر گرديد.)
و نه خلق الزوجين الد كروالانثى (13)
(و به راستى او است كه زوج نر و ماده را آفريد)
سبحان الذى خلق الازواج كلها مماتنبت الارض (14)
(منزه است خدائى كه از همه آنچه كه از زمين مى رويد، جفتها آفريد.)
و من كل الثمرات جعل فيها زوجين اثنين (15)
(و از همه ميوه ها، آنها را جفت جفت و دوتا دوتا قرار داد.)
و آيات ديگرى كه اين حقيقت را بيان مى دارند هم چنانكه در جهان طبيعت در ميان جفتها و زوجها تصوير جدائى نمى رود، زن و مرد نيز از يك نفس ، يك جان و در وجود، يكى هستند كه گويا وحدت در دوگانگى وجودى دارند و نفس انسانى در دو چهره و دو شكل مرد و زن ، متظاهر مى گردد و به عبارت ديگر: گويا آفرينش و قدرت نقش آفرين ، مرد و زن را در يك مركز و خلوتگاه واحد، به دو جزء تقسيم كرده است تا در سير تكاملى و انجذابى دائمى ، از آن مركز به سوى تكميل كردن و ادامه ناموس حيات و وصول به آن خلوتگاه ، همواره در حركت باشند و از اشتياق اين وصل و براى اتحاد و يگانگى ، به سوى يكديگر جذب گردند و بياميزند.
ايحسب الانسان ان يترك سدى ، الم يك نطفة من منى يمنى ، ثم كان علقة فخلق فسوى فجعل منه الزوجين الد كروالانثى (16)
(آيا انسان چنين مى پندارد كه همچنان بدون كيفر و پاداش به حال خود رها مى شود؟ آيا او در آغاز قطره اى از من نبود؟ سپس خون بسته اى شد و بعد از آن ، ( به اين زيبائى ) آفريده و آراسته گرديد؟ آنگاه از او، زوج نر و ماده قرار داد)
و الله خلقكم من تراب ، ثم من نطفة ثم جعلكم ازواجا (17)
(و خدا شما را از خاك و سپس از نطفه آفريد و پس از آن شما را جفت جفت قرار داد.)
اين انسان ، آغازش چنان بود و سپس به شكل مذكر (مرد) و مؤ نث (زن ) در آمده است كه با اين احتساب ، انسان مساوى است با مرد و زن ، وحدت در دوگانگى وجودى ، و اصولا صحبت از جدائى اين دو متصور نيست .
و خلقناكم ازواجا(18)
( و شما را جفتها آفريديم .)
زن و مرد تافته يك بافته اند
زن از خود مرد و براى مرد است ، مانند نسبت جزء و كل ، يا همچون نسبت نخ و پارچه بافته شده و نمى توان در اين نظام و حيات ، زن را جدا از مرد دانست تا به كهتر و مهترشان انديشيد نخ و پارچه را نمى توان از هم جدا تلقى نمود... گر چه قامت زن پنج ششم قامت مرد و زنش شش هفتم و زن مرد باشد! اين دليل بر جدائى و برترى يكى بر ديگرى نيست بلكه دو جزء متمم و مكمل يكديگرند، مانند موقعيت شب و روز در تشكيل دادن روزگار و يا همچون سيمهاى مثبت و منفى در ايجاد جرقه و برق كه بديهى است هرگاه جزء نباشد، كل نيز نخواهد بود و در اين صورت جزء دارى ارزشى مانند ارزش كل خواهد بود.
به همين جهت ، زن نسبت به مرد، جزء متمم و مكمل است و هيچگونه ارزش براى زن يا براى مرد وجود ندارد، مگر آنكه اين دو قطب متعهد و متضمن امور هم باشند و هرگز حساب معينى درباره اين دو وجود ندارد كه گفته شود اين از آن سنگين تر، بلندتر، داناتر و كاملتر است ، مانند عمل ايجاد تفاضل ميان اضلاع زاويه يا اضلاع مستطيل ، كدام ضلع در نظر مهندسى سودمندتر يا كاملتر است ؟ بى ترديد براى هر كدام ضلع درنظر مهندس سودمندتر با كاملتر است ؟ بى ترديد براى هر كدام از اضلاع و خطوط ، ارزش كامل ساختن و مكمل بودن هست ، و ناديده گرفتن هر كدام از اضلاع يا خطوط، از بين بردن شكل هندسى و نابود كردن آن است .
زن و مرد نيز مكمل يكديگر هستند، يعنى هر كدام قسمتى بخشى از ديگرى است ، خواه اين قسمت متمم ، ظريف تر باشد، يا خشن تر، كوتاه تر باشد يا بلندتر، داناتر باشد يا كم درك تر، همانطور كه يك مربع مستطيل از ضلع بلند، همراه با ضلع كوتاه ساخته مى شود.
قرآن مجيد، با كمال صراحت و شيوائى مى فرمايد:
هن لباس لكم و انتم لباس لهن
(آنان زنان لباس ، پوشش ، زينت و مايه عفاف و پاكى شما و شما مايه عفاف و پاكى و لباس و پوشش آنان هستند.)
ملاحظه مى فرمائيد كه : قرآن مجيد چگونه با اين تشبيه زيبا، شيوا و رسا،ارتباط و همبستگى وجود زن و مرد را بيان داشته است ؟ همچنانكه در تصور قطعه اى از پارچه يا لباس ، نمى توان هيچكدام از نخ ها، تارها و پودرها را جداى از هم تصور كرد، زن و مرد نيز در تشكيل يك واحد انسانى چنين هستند، و نفس واحده را معنى مى كنند و تجسم مى بخشند.
منبع: شخصيت زن از ديدگاه قرآن،هادى دوست محمدى
يونانيها، زن را موجودى پاك ناشدنى و زاده شيطان مى دانستند و وى را از هرگونه كارى جز كلفت شدن و ارضاء غريزه جنسى مرد، منع مى كردند!.
آتنى ها، زن را چون سفيهان و ديوانگان محجور)) مى شناختند و اجازه نمى دادند در اشيائى كه بيش از بيست من جو ارزش داشته باشد، دست بزنند.
در هند، حتى حق زندگى و حيات براى او قائل نبودند، و زندگى وى را هم از طفيل مرد مى دانستند كه آثار همه اين كج انديشيها و ستمها، هنوز هم در جهان وجود دارد و به نوعى ديگر به زن ، ظلمهاى گوناگونى روا مى دارند كه در آينده به خواست خداى متعال بحث خواهيم كرد.
در اين مختصر، در صدد آن نيستيم كه آراء و عقايد انسانها را در طول تاريخ ، در مورد زن ، بياوريم كه طبعا از هدف باز بمانيم ، در اين باره به تاريخ تمدن ها و كتاب هائى كه در اين باره نگاشته شده است مراجعه فرمائيد.(6)
در اينجا خاطر خوانندگان گرامى را به اين حقيقت معطوف مى داريم كه قرآن مجيد در مورد هويت و شخصيت وجودى زن ، چه نظرى داده و چگونه از مقام و شخصيت زن دفاع كرده است ؟ آن هم در جهانى كه در نظر مردم وجود زن ، همواره با عار و ننگ بوده است و هرگاه دخترى متولد مى شده ، افراد خانواده ، از شدت تاءثر و ناراحتى در ميان مردم ، سربلند نمى كرده اند كه قرآن به اين حقيقت نيز اشاره فرموده مى گويد:
و اذا بشر احدهم بالا نثى ظل وجهه مسودا وهو كظيم بتوارى من القوم من سوء مابشر به ايمسكه على هون ام يدسه فى التراب الاساء مايحكمون (7)
(هنگامى كه خبر تولد دخترى را به يكى از آنان مى دادند، از بس اين خبر را شوم و ناپسند مى دانست ، در حالى كه از شدت ناراحتى ، خشم خود را فرو مى برد، رويش سياه مى گشت و از جمع اقوام خويش متوارى و پنهان مى شد، آنگاه به فكر فرو مى رفت كه آيا او را همچنان با خوارى نگاه دارد يا زنده زنده در زير خاك پنهانش سازند؟ و هشدار كه چه داورى ناروا و زشتى مى كردند؟!)
زن و مرد، از جان يكديگرند
از ديدگاه قرآن ، زن و مرد از (نفس واحد) هستند و هر دو از يك ريشه و جنس آفريده شده اند و هر كدام لازمه مكمل و جفت ديگرى است يا به عبارت ديگر هر كدام بخشى ، جزئى و قطعه اى از آن (نفس واحد) هستند كه هر كدام نباشند گويا آن نفس مصداق نيافته است .
يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها وبث منهما رجالا كثيرا و نساء (8)
(اى انسان ها در برابر پروردگارتان ، تقوا پيشه خود سازيد خدايتان كه همه شما را از يك جنس (نفس واحده اى ) آفريد و جفت او را هم از همان جنس خلق كرد و از آن دو، مردان و زنان بسيارى را به وجود آورد.)
خلقكم من نفس واحدة ثم جعل منها زوجها(9)
(خداى متعال شما را از يك جنس آفريد و سپس از همان جنس و نفس واحده ، جفت براى او مقرر كرد.)
ما خلقكم و لا بعثكم الا كنفس واحدة ان الله سميع بصير (10)
(آفرينش و برانگيختگى شما نيست ، مگر همچون يك جنس (يك جان ) و در حقيقت خداى متعال شنوا و بينا است .
و الله جعل لكم من انفسكم ازواجا(11)
(و خداى متعال ، براى شما از جنس و جان خودتان جفت مقرر داشت .)
جالب توجه است كه خطاب آيات كريمه قرآن ، عموما به انسان ها است و نه تنها به مرد يا به زن .
يا ايها الناس
(اى انسانها همه شما از يك جنس هستيد.)
خلقكم من نفس واحدة
(همه شما انسانها را از نفس واحده آفريد.)
بنابراين بر خلاف آراء و افكار پشينيان و طرفداران مكتبهاى مختلف جهان ، قرآن مجيد تصريح دارد كه زن و مرد از جان يكديگرند و از يك جنس آفريده شده اند، و هرگاه واژه انسان را به كار مى برد، مراد از آن ، نوع انسانى است كه عبارت از مرد و زن مى باشد و نه تنها يكى از اين دو.
وحدت در دوگانگى وجودى
قرآن مجيد، به يك امر حقيقى و طبيعى تصريح نموده ، زن و مرد را به يك (جفت ) معرفى مى نمايد به گونه اى كه در تمام طبيعت و جانداران ، اين حقيقت مشاهده مى شود بدون اينكه كسى در ميان آنها، جدائى تصور نمايد، مثلا آنجا كه مى فرمايد:
و من كل شى ء خلقنا زوجين لعلكم تذكرون (12)
(و ما از هر چيز (جفت ) زوج آفريديم تا شايد شما متذكر گرديد.)
و نه خلق الزوجين الد كروالانثى (13)
(و به راستى او است كه زوج نر و ماده را آفريد)
سبحان الذى خلق الازواج كلها مماتنبت الارض (14)
(منزه است خدائى كه از همه آنچه كه از زمين مى رويد، جفتها آفريد.)
و من كل الثمرات جعل فيها زوجين اثنين (15)
(و از همه ميوه ها، آنها را جفت جفت و دوتا دوتا قرار داد.)
و آيات ديگرى كه اين حقيقت را بيان مى دارند هم چنانكه در جهان طبيعت در ميان جفتها و زوجها تصوير جدائى نمى رود، زن و مرد نيز از يك نفس ، يك جان و در وجود، يكى هستند كه گويا وحدت در دوگانگى وجودى دارند و نفس انسانى در دو چهره و دو شكل مرد و زن ، متظاهر مى گردد و به عبارت ديگر: گويا آفرينش و قدرت نقش آفرين ، مرد و زن را در يك مركز و خلوتگاه واحد، به دو جزء تقسيم كرده است تا در سير تكاملى و انجذابى دائمى ، از آن مركز به سوى تكميل كردن و ادامه ناموس حيات و وصول به آن خلوتگاه ، همواره در حركت باشند و از اشتياق اين وصل و براى اتحاد و يگانگى ، به سوى يكديگر جذب گردند و بياميزند.
ايحسب الانسان ان يترك سدى ، الم يك نطفة من منى يمنى ، ثم كان علقة فخلق فسوى فجعل منه الزوجين الد كروالانثى (16)
(آيا انسان چنين مى پندارد كه همچنان بدون كيفر و پاداش به حال خود رها مى شود؟ آيا او در آغاز قطره اى از من نبود؟ سپس خون بسته اى شد و بعد از آن ، ( به اين زيبائى ) آفريده و آراسته گرديد؟ آنگاه از او، زوج نر و ماده قرار داد)
و الله خلقكم من تراب ، ثم من نطفة ثم جعلكم ازواجا (17)
(و خدا شما را از خاك و سپس از نطفه آفريد و پس از آن شما را جفت جفت قرار داد.)
اين انسان ، آغازش چنان بود و سپس به شكل مذكر (مرد) و مؤ نث (زن ) در آمده است كه با اين احتساب ، انسان مساوى است با مرد و زن ، وحدت در دوگانگى وجودى ، و اصولا صحبت از جدائى اين دو متصور نيست .
و خلقناكم ازواجا(18)
( و شما را جفتها آفريديم .)
زن و مرد تافته يك بافته اند
زن از خود مرد و براى مرد است ، مانند نسبت جزء و كل ، يا همچون نسبت نخ و پارچه بافته شده و نمى توان در اين نظام و حيات ، زن را جدا از مرد دانست تا به كهتر و مهترشان انديشيد نخ و پارچه را نمى توان از هم جدا تلقى نمود... گر چه قامت زن پنج ششم قامت مرد و زنش شش هفتم و زن مرد باشد! اين دليل بر جدائى و برترى يكى بر ديگرى نيست بلكه دو جزء متمم و مكمل يكديگرند، مانند موقعيت شب و روز در تشكيل دادن روزگار و يا همچون سيمهاى مثبت و منفى در ايجاد جرقه و برق كه بديهى است هرگاه جزء نباشد، كل نيز نخواهد بود و در اين صورت جزء دارى ارزشى مانند ارزش كل خواهد بود.
به همين جهت ، زن نسبت به مرد، جزء متمم و مكمل است و هيچگونه ارزش براى زن يا براى مرد وجود ندارد، مگر آنكه اين دو قطب متعهد و متضمن امور هم باشند و هرگز حساب معينى درباره اين دو وجود ندارد كه گفته شود اين از آن سنگين تر، بلندتر، داناتر و كاملتر است ، مانند عمل ايجاد تفاضل ميان اضلاع زاويه يا اضلاع مستطيل ، كدام ضلع در نظر مهندسى سودمندتر يا كاملتر است ؟ بى ترديد براى هر كدام ضلع درنظر مهندس سودمندتر با كاملتر است ؟ بى ترديد براى هر كدام از اضلاع و خطوط ، ارزش كامل ساختن و مكمل بودن هست ، و ناديده گرفتن هر كدام از اضلاع يا خطوط، از بين بردن شكل هندسى و نابود كردن آن است .
زن و مرد نيز مكمل يكديگر هستند، يعنى هر كدام قسمتى بخشى از ديگرى است ، خواه اين قسمت متمم ، ظريف تر باشد، يا خشن تر، كوتاه تر باشد يا بلندتر، داناتر باشد يا كم درك تر، همانطور كه يك مربع مستطيل از ضلع بلند، همراه با ضلع كوتاه ساخته مى شود.
قرآن مجيد، با كمال صراحت و شيوائى مى فرمايد:
هن لباس لكم و انتم لباس لهن
(آنان زنان لباس ، پوشش ، زينت و مايه عفاف و پاكى شما و شما مايه عفاف و پاكى و لباس و پوشش آنان هستند.)
ملاحظه مى فرمائيد كه : قرآن مجيد چگونه با اين تشبيه زيبا، شيوا و رسا،ارتباط و همبستگى وجود زن و مرد را بيان داشته است ؟ همچنانكه در تصور قطعه اى از پارچه يا لباس ، نمى توان هيچكدام از نخ ها، تارها و پودرها را جداى از هم تصور كرد، زن و مرد نيز در تشكيل يك واحد انسانى چنين هستند، و نفس واحده را معنى مى كنند و تجسم مى بخشند.
منبع: شخصيت زن از ديدگاه قرآن،هادى دوست محمدى
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 18:51 توسط مجيد كمالي
|