|
|
|
|
|

|
|
|
|
ما باید توجه خود را به سوی
طبیعت حقوقی خانوادگی زن و مرد معطوف کنیم، و در این زمینه دو چیز را باید در نظر بگیریم یکی اینکه آیا زن و
مرد از لحاظ طبیعت اختلافاتی دارند یا نه؟ به
عبارت دیگر آیا اختلافات زن و مرد فقط از لحاظ جهاز تناسلی است؟ یا اختلافات آنها عمیقتر از اینها است.
دیگر
اینکه اگر اختلافات و تفاوتهای دیگری در کار است،
آیا آن اختلافات از نوع اختلافات و تفاوتهائی است که در تعیین حقوق و تکالیف آنها مؤثر است، یا از نوع اختلاف رنگ
و نژاد است که با طبیعت حقوقی بشر بستگی ندارد.
زن در طبیعت
در
قسمت اول گمان نمیکنم جای بحث
باشد، هر کس فی الجمله مطالعه ای در این زمینه داشته باشد می داند که اختلافات و تفاوتهای زن و مرد منحصر به جهاز
تناسلی نیست، اگر سخنی هست در این جهت است که آیا آن
تفاوتها در تعیین حقوق و تکالیف زن و مرد تأثیر دارد یا ندارد.
دانشمندان
و محققان اروپا قسمت اول را به طور شایسته ای بیان کرده اند، دقت در مطالعات زیستی و روانی و اجتماعی این دانشمندان
کوچکترین تردیدی در این قسمت باقی نمی گذارد. آنچه کمتر
مورد توجه این دانشمندان واقع شده این است که این تفاوتها در تعیین حقوق و تکالیف خانوادگی مؤثر است و زن و
مرد را از این جهت در وضع نامشابهی قرار میدهد.
الکسیس
کارل فیزیولوژیست و جراح و زیست شناس معروف فرانسه که شهرت جهانی دارد
در کتاب بسیار نفیس خود " انسان موجود ناشناخته " به هر دو قسمت اعتراف میکند. یعنی هم میگوید زن و مرد به حکم
قانون خلقت متفاوت آفریده شده اند و هم می گوید این
اختلافات و تفاوتها وظائف و حقوق آنها را متفاوت میکند.
وی
در فصلی که تحت عنوان " اعمال جنسی و تولید مثل " در کتاب خود
باز کرده است (چاپ سوم صفحه 100)
می گوید " بیضه ها و تخمدانها اعمال پردامنه ای دارند، نخست اینکه سلول های نر یا ماده میسازند که پیوستگی این دو
موجود تازه انسانی را پدید می آورد، در عین حال
موادی ترشح می کنند و در خون می ریزند که در نسوج و اندامها و شعور ما خصایص جنس مرد یا زن را آشکار میسازد.
همچنین به تمام اعمال بدنی ما شدت میدهند.
ترشح
بیضه ها موجد تهور و جوش و خروش و خشونت میگردد و این همان خصایصی است که گاو نر جنگی را از گاوی که در مزارع برای
شخم به کار میرود متمایز می سازد.
تخمدان
نیز به همین طریق بر روی وجود زن اثر می کند. "... اختلافی که میان زن و مرد موجود است تنها مربوط به شکل اندامهای جنسی
آنها و وجود زهدان و انجام زایمان نزد زن و طرز
تعلیم خاص آنها نیست بلکه نتیجه علتی عمیقتر است که از تأثیر مواد شیمیائی مترشحه غدد تناسلی در خون ناشی می شود.
" بعلت
عدم توجه به این نکته اصلی و مهم است
که طرفداران نهضت زن فکر می کنند که هر دو جنس می توانند یک قسم تعلیم و تربیت یابند و مشاغل و اختیارات و
مسئولیت های یکسانی بعهده گیرند. زن در حقیقت از جهات
زیادی با مرد متفاوت است. یکایک سلولهای بدنی، همچنین دستگاههای عضوی مخصوصا سلسله عصبی نشانه جنس او را بر روی
خود دارد.
قوانین فیزیولوژی نیز همانند قوانین جهان ستارگان سخت و غیر قابل
تغییر است. ممکن نیست تمایلات انسانی در آنها راه
یابد، ما مجبوریم آنها را آنطوری که هستند بپذیریم، زنان باید به بسط مواهب طبیعی خود در جهت و مسیر سرشت خاص
خویش بدون تقلید کورکورانه از مردان بکوشند.
وظیفه ایشان در راه تکامل بشریت خیلی بزرگتر از مردها است و نبایستی آن را سرسری گیرند و رها کنند
".
کارل
پس از توضیحاتی درباره کیفیت پیدایش سلول نطفه مرد
و تخمک زن و پیوستن آنها به یکدیگر و اشاره به اینکه وجود ماده برای تولید نسل ضروری است، بر خلاف وجود نر، و
اینکه بارداری، جسم و روح زن را تکمیل می کند، در آخر
فصل می گوید " نبایستی برای دختران جوان نیز همان طرز فکر و همان نوع زندگی و تشکیلات فکری و همان هدف و ایده
آلی را که برای پسران جوان در نظر میگیریم معمول داریم،
متخصصین تعلیم و تربیت باید اختلافات عضوی و روانی جنس مرد و زن و وظائف طبیعی ایشان را در نظر داشته باشند و
توجه به این نکته اساسی در بنای آینده تمدن ما حائز
کمال اهمیت است ".
چنانکه
ملاحظه می فرمائید این دانشمند بزرگ، هم تفاوتهای
طبیعی زیاد زن و مرد را بیان می کند و هم معتقد است این تفاوتها زن و مرد را از لحاظ وظیفه و حقوق در وضع نامشابهی
قرار میدهد.
|
|
|
|
|