نگاهی گذرا به: پیوند زناشویی در اسلام
خانواده اولین و مهم ترین نهاد در تاریخ فرهنگ و تمدن انسانی و اولین مدرسه ای است که انسان در آن تعلیم می یابد و با اصول زندگی اجتماعی و روش تفاهم با دیگران آشنا می شود. بنابراین تقویت این مرکز، متضمن اعتدال و اعتلای جامعه است.
ادیان الهی، به ویژه دین مبین اسلام از نهاد خانواده به شدت حمایت کرده و برای حفظ و بهبود کارکردهای آن اهمیت زیادی قائل است. متأسفانه بنیان خانه و خانواده در کشورهای صنعتی در حال فروپاشی است. و اگر خردمندان برای جلوگیری از این پیشامد تدابیر لازم را اتخاذ نکنند بخش عظیمی از ارزش های والای انسانی دستخوش اضمحلال خواهد شد. سست شدن اساس خانواده، افزایش خشونت، اضطراب، ناامنی و بحران های اجتماعی به واقع ریشه در عدم توجه به اهمیت و نقش خانواده دارد.
فلسفه و هدف از ازدواج
قرآن مجید و روایات رسیده از پیشوایان دینی، با عبارت های مختلف اهمیت زناشویی و تأثیر آن را در شؤون مختلف زندگی انسان گوشزد کرده است. دقت در آن ها نظر دقیق و واقع بینانه اسلام را در مسأله ازدواج و فواید حاصل از آن برای جامعه انسانی به خوبی روشن می کند.
قرآن مجید، خلقت همسران و ایجاد مودّت بین زن و مرد را از جمله نشانه های شناخت خداوند برشمرده و از میان فواید فراوان زناشویی به آرامش روحی و جسمی و در نتیجه تنظیم امور جنسی و ایجاد مهر و محبّت میان زن و مرد اشاره فرموده است:
«وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً لِتَسْکُنُوا اِلَیها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فی ذلِکَ لاَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرَوُنْ»(1)
«از جمله نشانه های وجود خداوند آن که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید، تا بدان ها آرام گیرید و میان شما و همسرانتان دوستی و مهربانی قرار داد، قطعاً در این دوستی و محبت برای کسانی که تفکر می کنند نشانه هایی است.»
به موجب این آیه، زندگی زناشویی نه تنها نیاز جسمی انسان را تأمین می کند، بلکه موجب آرامش روح و فکر انسان نیز بوده و از طغیان قوای جنسی جلوگیری می کند، و زمینه رشد خوی های نیکو را در انسان فراهم می آورد.
انسان به مقتضای خلقت و آفرینش خود به بقا و ادامه حیات خویش سخت علاقه مند است. بهترین وسیله، آسان ترین و در عین حال لذت بخش ترین طریقی که بشر تاکنون توانسته در تأمین هدف خود از آن استفاده کند، بی گمان، طریق ازدواج و ایجاد و ادامه نسل است.
انسان، وجود فرزندان را در حقیقت جزیی از وجود خود و دنباله حیات و امتداد رشته هستی خویش می داند، و از این رو یکی از هدف های زندگی زناشویی را داشتن فرزندان صالح و مفید به حال اجتماع تشکیل می دهد و رمز محبت و علاقه پدر و مادر را به فرزند، بیشتر در همین غریزه طبیعی باید جست وجو کرد.
پرواضح است که بقای نسل و داشتن فرزندان و در نتیجه امتداد حیات، که هر انسانی به اقتضای طبع اولی به آن مایل است، با پیمان زناشویی، تشکیل خانواده و تحمل مسؤولیت های خانوادگی آغاز می گردد، و بدین ترتیب میل به زناشویی به تقاضای شدید فطرت انجام می گیرد.
خداوند در قرآن مجید می فرماید:
«وَ اللّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ اَزْواجِکُمْ بِنینَ وَ حَفَدَةً وَ رَزَقَکُمْ مِنْ الطَّیِّبات»(2)
«خداوند برای شما از جنس خودتان همسران قرار داد و برای شما از همسرانتان فرزندان و نوادگان پدید آورد و از چیزهای پاکیزه روزی تان داد.»
بعد از ازدواج
پس از پیمان زناشویی، شخصیت فردی انسان تبدیل به یک شخصیت اجتماعی می شود و خود را شدیداً مسؤول حفظ همسر و آبروی خانواده و تأمین وسایل زندگی فرزندان آینده می بیند. به همین دلیل تمام هوش و ابتکار و استعداد خود را در این راه به کار می گیرد. در تشکیل خانواده، لذت و رشدی است که هیچ چیز دیگری جایگزین آن نمی شود.
استاد شهید مطهری ـ رضوان اللّه علیه ـ می نویسد:
«یک خصایص اخلاقی هست که انسان جز در مکتب تشکیل خانواده نمی تواند آن ها را کسب کند. تشکیل خانواده؛ یعنی یک نوع علاقه مند شدن به سرنوشت دیگران. اخلاقیون و ریاضت کش ها که این دوران را نگذرانده اند تا آخر عمر یک نوع "خامی" و یک نوع "بچگی" در آن ها وجود داشته است. یکی از علل این که در اسلام ازدواج یک امر مقدس و یک عبادت تلقی شده همین است. ازدواج اولین مرحله خروج از خود طبیعی فردی، و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است.»(3)
هم چنین درباره نقش تربیتی ازدواج می نویسد:
«یک پختگی هست که این پختگی جز در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده پیدا نمی شود، در مدرسه پیدا نمی شود؛ در جهاد با نفس پیدا نمی شود؛ در نماز شب پیدا نمی شود؛ با ارادت به نیکان هم پیدا نمی شود؛ این را فقط در همین ازدواج و تشکیل خانواده باید به دست آورد.»
ازدواج بالا برنده ارزش اعمال انسان
حضرت امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید:
«رَکْعَتانِ یُصَلّیها الْمُتَزَوِّجُ اَفْضَلُ مِنْ سَبْعینَ رَکْعَةً یُصَلّیهَا الْعَزَبُ.»(4)
«دو رکعت نماز که انسان متأهل بخواند، از هفتاد رکعت نماز که انسان مجرد بخواند، برتر است.»
زن و مرد مکمل یکدیگرند
قرآن، زن و مرد را لباس همدیگر می داند:
«هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ اَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ»(5)
«زنان لباس شما مردانند و شما مردان لباس زن هایید.»
یعنی شما زنان و مردان مکمّل، حافظ، آبروبخش و رازپوش همدیگرید و هر کدام به دیگری نیازمندید.
ازدواج، سنت رسول خداست
ازدواج، ضرورت زندگی انسان است؛ گویی مرد به تنهایی، نیمی از یک پیکر تمام است، و زن هم به تنهایی نیمی دیگر از این پیکر است و با ازدواج این دو ناتمام، تمام می شوند.
خدای متعال، مرد را نیازمند محبت، صفا و لطافتِ روح زن نموده و زن را نیز محتاج قدرت، صلابت، شجاعت و وفای مرد قرار داده است. از این رو معاشرت و مؤانست این دو با یکدیگر، موجب آرامش و آسایش جسم و جان و تعالی روح و روان آنان می گردد.
دین اسلام ـ برخلاف برخی مکاتب منحرف ـ ازدواج را فضیلتی مقدس می شمرد و آن را آیه ای از آیات خدا و سنت محبوب و لازمی از سنن رسول خدا معرفی می کند.
زنی نزد حضرت امام محمدباقر ـ علیه السلام ـ آمد و گفت:
خدا شما را هماره از شایستگان بدارد، من زنی تارک دنیا هستم.
امام پرسید: منظورت از تارک دنیا چیست؟
زن گفت: می خواهم هرگز ازدواج نکنم.
امام فرمود: برای چه؟
زن گفت: این را برای خود فضیلتی می دانم.
امام فرمود: از این تصمیم بازگرد، اگر در این کار فضیلتی بود، فاطمه دختر پیامبر علیهاالسلام بر کسب آن از تو سزاوارتر بود، که هیچ کس در فضیلت ها از او برتر و پیشتر نبوده و نیست.(6)
دین مبین اسلام بر ازدواج تأکید ورزیده و پرهیز از ازدواج را ـ از بیم فقر و تهی دستی ـ بدگمانی به خدای متعال می شمرد و تا آن جا بر این سنت مقدس تأکید می کند که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بهترین آحاد امت را کسانی معرفی می کند که همسر اختیار کرده اند.
تأکید بر ازدواج، منحصراً در مورد ازدواجِ نخستین نیست؛ هر چند که ازدواج نخستین از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ازدواج، ضرورت زندگی است و باید که به این ضرورت پرداخت. احساس بی کسی و تنهایی، رنج آورترین احساس هاست و زن و مرد پیش از ازدواج هر دو از این احساس جان فرسا رنج می برند. اما خدای متعال در وجودشان جذبه و کشش نسبت به یکدیگر را قرار داده است تا با هم شوند و از این تنهایی فرساینده و این رنج سوزنده و کدورت فزاینده به درآیند و با آرامش و صفا و سلامت در کنار هم زندگی کنند.
یکدیگر را از نظر روحی و عاطفی و جسمی یاری دهند و کامل نمایند؛ فرزند بیاورند و به مشاهده گریستن و خندیدن، نشستن و برخاستن و راه رفتن و سخن گفتن او بپردازند و شگفتی قدرت خدای متعال را در خلق یک انسان ـ که پیامد وجود آن هاست ـ لمس نمایند.
معنای واقعی محبت را بیابند و با شوق و عشق به یکدیگر و به فرزند دلبند، به سعی و خدمت بپردازند و به سوی هدف بلند زندگی که وصول به کمال مطلق و لقای پروردگار متعال است، پرنشاط و شتابان حرکت کنند. باید به این ضرورت پرداخت و جوان ها را برای دستیابی به همسری شایسته و موافق یاری نمود و از تنهایی نجات داد.
ضرورت وجود خانواده
بنابراین، ضرورت وجود خانواده، عقلاً و شرعاً قابل اثبات است؛ چرا که بدون وجود خانواده حیات اجتماعی شکل نمی گیرد و معنایی نمی یابد، و یا از مسیر انسانی و شایسته خود منحرف می شود. از این رو، تلاش در از بین بردن نهاد خانواده ـ که در غرب به صورت گسترده ای صورت گرفته و می گیرد ـ سودی نداشته بلکه آفات و ضررهایی را نیز متوجه آنان کرده است.
اهداف ازدواج و تشکیل خانواده
هر چند مهم ترین هدف ازدواج، تولید نسل و بقای نوع انسانی است، اما در کنار این، اهداف فرعی دیگری را نیز می توان برای ازدواج برشمرد؛ مانند:
ـ انجام وظیفه الهی؛
ـ پاسخ به ندای فطرت؛
ـ پاسخ به دعوت سنت؛
ـ صیانت وجود از خطرات مختلف؛
ـ حفظ عفت و یافتن آرامش و سکون؛
ـ برخورداری از محبت و مودت دیگران؛
ـ تکمیل و تکامل صفات انسانی.
معیارهای انتخاب همسر
اسلام از زن و مرد خواسته است در گزینش همسر معیارهایی را مراعات کنند. این معیارها و ضوابط به ترتیب اولویت به شرح زیر است:
1ـ ایمان و اعتقاد
همسر را باید در چارچوب اعتقاد به مذهب و مکتبِ موردِ قبولِ خود جست و جو کرد؛ تا سنخیت و تجانس و امکان جلب و جذب باشد.
هم چنین توصیه این است که در انتخاب همسر برای دینداری او اصالت قایل باشیم، که در چنان صورتی مال و جمال هم نصیب انسان خواهد شد. پیغمبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می فرماید:
«عَلَیْکَ بِذَواتِ الدّین.»(7)
«با همسر دیندار ازدواج کنید.»
بی گمان کسی که به خاطر دین و ایمان زنی با او ازدواج کند، خداوند نیکی های دیگری را نیز نصیب او خواهد کرد. امور زیر را باید از آثار تدین به شمار آورد:
الف ـ عفت؛ ب ـ حجاب؛ ج ـ نجابت؛ د ـ حیا.
2ـ اخلاق نیک
پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ درباره ویژگی های همسر شایسته می فرماید:
«اِذا جاءکُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلْقَهُ وَ دینَهُ فَزَوِّجُوهُ. وَ اِنْ لا تَفْعَلُوا تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الاَْرْضِ وَ فَسادٌ کَبیرٌ.»(8)
«با کسی که اخلاق و دینش مورد پسند شما باشد ازدواج کنید، اگر چنین نکنید فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود خواهد آمد.»
نمونه هایی از اخلاق خوب و بد:
الف ـ خوش زبانی و بدزبانی؛
بدزبانی، زبان درازی، نیش زدن، بی ادبانه و بی پروا سخن گفتن از نمونه های برجسته «بداخلاقی» و خوش زبانی، نرم خویی در سخن و مؤدبانه سخن گفتن از نشانه های بارز «خوش اخلاقی» است. حقیقت این است که «زبان» بیانگر احوال درون است، از این رو گفته اند: از کوزه همان برون تراود که در اوست.
ب ـ بزرگواری و حسادت؛
ج ـ خوش خُلقی و کج خُلقی؛
د ـ حق پذیری و لجاجت؛
ح ـ تواضع عاقلانه و تکبر و غرور احمقانه؛
ل ـ راستگویی و دروغگویی؛
ر ـ وقار و متانت و سَبُکی و هرزگی؛
ز ـ بُردباری و کم ظرفیتی و بی تابی؛
خ ـ حُسن ظن و سوء ظن؛
پ ـ با محبت و عاطفه بودن و بی محبتی و بی عاطفگی؛
چ ـ گذشت و کینه توزی؛
ن ـ شجاعت و ترس؛
ذ ـ نرمخویی و خشونت؛
م ـ وفاداری و بی وفایی؛
س ـ سخاوت و بُخل؛
ی ـ قناعت و حرص و طمع ... .
3ـ شرافت خانوادگی
منظور از شرافت خانوادگی، شهرت، ثروت و موقعیت اجتماعی نیست. بلکه نجابت و پاکی و تدین و تقواست.
پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در این باره می فرماید:
«تَزَوَّجُوا فی الْحِجْرِ الصّالِحِ، فَاِنَّ الْعِرْقَ دَسّاسٌ.»(9)
«از خانواده شایسته همسر اختیار کنید؛ زیرا عِرق (نطفه و ژن ها) تأثیرگذار است.»
4ـ عقل
حضرت امیرمؤمنان ـ درود خدا بر او باد ـ از ازدواج با انسان احمق به شدت نهی فرموده است:
«اِیّاکُمْ وَ تَزْویجَ الْحَمْقاءَ! فَإِنَّ صُحْبَتَها بَلاءٌ وَ وَلَدَها ضِیاعٌ.»(10)
«از ازدواج با احمق بپرهیزید؛ زیرا مصاحبت و زندگی با او رنج زا و فرزندانش تباه است.»
5ـ سلامت جسم و روح
سلامت جسمی و روحی در موفقیت زندگی و سعادت زن و مرد نقش مهمی دارد.
6ـ زیبایی
زیبایی یک امتیاز است و در شیرینی و سعادت «زندگی زناشویی» تأثیر به سزایی دارد.
«زیبایی» باید در کنار دیگر صفات و معیارها بررسی شود، نه به طور مستقل. «زیبایی» بدون تدین و عفت و اخلاق نه تنها امتیازی محسوب نمی شود، بلکه «آفتی» خطرناک است. اگر کسی دین، اخلاق، عفت، شرافت خانوادگی، عقل و صفات پسندیده دیگری داشته باشد، زیبایی نیز برایش کمال، ارزش و امتیاز به حساب می آید وگرنه بلایی است رسواگر.
7ـ علم و دانش
«علم» در سعادت انسان تأثیر بسیار دارد و طلب دانش بر هر زن و مرد مسلمان واجب است.
8ـ کُفو (همتایی)
کفوِ هم بودن، به معنای تناسب، همتایی، هماهنگی، هم شأنی، سنخیت و همطرازی است. «ازدواج» نوعی ترکیب بین دو انسان و دو خانواده است.
زندگی مشترک، یک پدیده «مرکّب» است که زن و مرد از اجزای اصلی و اساسی آن شمرده می شوند. هر قدر بین این دو عضو هماهنگی، هم فکری، تناسب و سنخیت روحی و اخلاقی و جسمی بیشتر باشد، این «ترکیب» استوارتر، پرثمرتر، شیرین تر، لذتبخش تر و جاودانه تر خواهد بود، و هر چه این تناسب و هماهنگی کمتر باشد زندگی سست تر، تلخ تر، کم ثمرتر و ناپایدارتر می شود.
البته باید بدین نکته توجه داشت که هماهنگی و تناسب صددرصد هیچ گاه بین دو انسان امکان پذیر نیست؛ زیرا هر انسانی دارای مغز، روح، اخلاق، تربیت، محیط و خانواده مخصوص به خود است و با دیگری فرق و فاصله دارد. اما باید کوشید تا آن جا که ممکن است این «فاصله» کمتر و «دو همسر» به هم نزدیک تر شوند.
عشق و مودت، محور زندگی
همان گونه که «جسم» انسان برای ادامه حیات به «روح» نیاز دارد و جسم بی روح سرد و پژمرده است، زندگی زناشویی نیز برای سعادت، شادابی و پویایی به روح نیاز دارد و روح آن «عشق و محبت» است.
«عشق» کیمیای سعادت است که به دل های افسرده و ناامید، نشاط و امید می دهد و سردی ها را به گرمی و حرارت تبدیل می کند.
از محبت خارها گل می شود از محبت سرکه ها مُل می شود
در این باره به سخن ارزنده ای از استاد شهید مطهری توجه کنید:
«پسر و دختری که هیچ کدام آن ها در زمان تجردشان در هیچ چیزی نمی اندیشیدند، مگر در آن چه مستقیماً به شخص خودشان ارتباط داشت، همین که به هم دل بستند و کانون خانوادگی تشکیل دادند، برای اولین بار خود را به سرنوشت موجودی دیگر علاقه مند می بینند. شعاع خواسته هایشان وسیع تر می شود، و چون صاحب فرزند شدند، به کلی روحشان عوض می شود. آن پسرک تنبل و سنگین، اکنون چالاک و پرتحرک شده است، و آن دخترکی که [جز] به زور از رختخواب بر نمی خاست، اکنون تا صدای کودک گهواره نشین را می شنود همچون برق می جهد. کدام نیروست که لَختی و رِخوت را بُرد و جوان را این چنین حساس ساخت؟ آن جز عشق و محبت نیست. عشق قوای خفته را بیدار و نیروهای بسته و مهار شده را آزاد می کند؛ نظیر شکافتن اتم ها و آزاد شدن نیروهای اتمی. الهام بخش است و قهرمان ساز ... . عشق، نَفْس را تکمیل و استعدادات حیرت انگیزِ باطنی را ظاهر می سازد. از نظر قوای ادراکی، الهام بخش و از نظر قوای احساسی، اراده و همت را تقویت می کند.»(11) آری، در پرتو نشاط آور «عشق و محبت» سردی ها به گرمی تبدیل می شود؛ تلخی ها به شیرینی و سختی ها به آسانی و در این فضای عطرآگین فرزندانی شاداب و شایسته پرورش می یابند.
باز سخنی از شهید مطهری:
«مودت و مهربانیِ قلبیِ مرد آن قدر برای زن ارزش دارد که ازدواج بدون آن برای زن قابل تحمل نیست. وجود زن باید از وجود مرد عطوفت و احساسات بگیرد تا بتواند فرزندان را از سرچشمه فیاض عواطف خود سیراب کند. مرد مانند کوهسار است و زن به منزله چشمه و فرزندان به منزله گُل ها و گیاهان. چشمه باید باران کوهساران را دریافت و جذب کند تا بتواند آن را به صورت آب صاف و زلال بیرون دهد و گل ها و گیاهان و سبزه ها را شاداب و خرم نماید. اگر باران به کوهساران نبارد، یا وضع کوهسار طوری باشد که چیزی جذب زمین نشود، چشمه خشک و گُل ها و گیاهان، می میرند. پس همان طوری که رُکن حیاتِ دشت و صحرا باران و بالاخص باران کوهستانی است، رکن حیات خانوادگی، احساسات و عواطف مرد نسبت به زن است. از این عواطف است که هم زندگی زن و هم زندگی فرزندان صفا و جلا و خرمی می گیرد.»(12)
عشق ها وعلاقه ها دو نوع است:
1ـ عشق های هوس آلود و شهوانی، که درباره اش گفته اند:
عشق هایی کز پیِ رنگی بود عشق نَبْود عاقبت ننگی بُوَد
2ـ عشق های متعالی
عشق نوع اول به تنهایی مخرب و زیانبار است. اما با نوع دوم که همراه شود، حالت «منفی»، و مخرب خود را از دست داده و ارزشمند و عالی و مفید خواهد شد. در این جا نیز سخن استاد شهید مطهری راهگشاست:
«قرآن کریم رابطه میان زوجین را با کلمه "مودت و رحمت" تعبیر می کند و این نکته بسیار عالی است. اشاره به جنبه انسانی و فوق حیوانی زندگی زناشویی است. اشاره به این است که عامل شهوت تنها رابط طبیعی زندگی زناشویی نیست. رابط اصلی، صفا و صمیمیت و اتحاد دو روح است.»(13)
عشق بادوام
همان گونه که بیان شد، عشق بین زن و شوهر باید دوام داشته باشد و بعد از دوران جوانی نیز باقی بماند. زن و شوهر، در دوران میانسالی و پیری نیز به عاطفه و محبتی نیاز دارند که با وجود سرد شدن و یا از بین رفتن جاذبه های جنسی و طراوت جوانی، باز هم کانون زندگی شان را باصفا و گرم نگهدارد. سرچشمه این محبت را خداوند در وجود همسران قرار داده است:
«وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً»(14)
«خداوند میان شما همسران محبت و رحمت قرار داده است.»
اگر زندگی بر مبنایی صحیح استوار شود و به طور صحیح نیز استمرار یابد، آن محبت و رحمت تا آخر عمر ادامه خواهد داشت.
عشق دو جانبه
برای زندگی سعادتمندانه، عشق و محبت «یک جانبه» کافی نیست. بلکه می باید دو همسر به هم علاقه و محبت داشته باشند. به گفته بابا طاهر:
چه خوش بی مهربونی هر دو سر بی که از یک سو محبت درد سر بی
اگر مجنون دلِ شوریده ای داشت دل لیلی از او شوریده تر بی
تشویق اسلام به ازدواج
پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در تشویق جوانان به ازدواج و پا در میانی دیگران در این باره می فرماید:
«خداوند به کسی که برای ازدواج دیگران اقدام کند. برای هر قدمی که بردارد و هر کلمه ای که بگوید ثواب عبادت یک سال را ـ که روزها روزه دار باشد و شب ها نماز بخواند ـ عطا می فرماید: "کانَ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ خُطاها أَوْ بِکُلِّ کَلِمَةٍ تَکَلَّمَ بِها فی ذلِکَ عَمَلُ سَنَةٍ قیامُ لَیْلِها وَ صِیامُ نَهارِها".»(15)
حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید:
«مَنْ زَوَّجَ اَعْزَباً، کانَ مِمَّنْ یَنْظُرُ اللّهُ اِلَیْهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ.»(16)
«کسی که انسان بدون همسری را همسر دهد، خداوند در قیامت به او نظر رحمت و لطف می فرماید.»
باز همان بزرگوار می فرماید:
«اَفْضَلُ الشَّفاعاتِ اَنْ تَشْفَعَ بَیْنَ اثْنَیْنِ فِی نِکاحٍ حَتّی یَجْمَعَ اللّهُ بَیْنَهُما.»(17)
«بهترین و شریف ترین شفاعت ها و میانجیگری ها این است که بین دو نفر برای ازدواج وساطت کنی تا خداوند ازدواجشان را عملی سازد.»
1- سوره روم (30) آیه 21.
2- سوره نحل (16) آیه 72.
3- تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات صدرا، ص 251 ـ 252.
4- وسائل الشیعه، ج 14، ص 6.
5- سوره بقره (2) آیه 187.
6- وسائل الشیعة، کتاب نکاح.
7- وسائل، ج 14، ص 31.
8- همان، ص 51.
9- کافی، ج 5، ص 354.
10- وسائل، ج 14، ص 56.
11- جاذبه و دافعه علی(ع)، ص 48 ـ 50.
12- نظام حقوق زن در اسلام، ص 317 ـ 326.
13- جاذبه و دافعه علی(ع)، ص 53.
14- سوره روم (30) آیه 21.
15- وسائل الشیعة، ج 14، ص 27.
16- همان، ص 26.
17- همان، ص 27.
پدیدآورنده: ج. ابراهیمیمنبع:فرهنگ جهاد :: بهار 1382، شماره 31
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 12:41 توسط مجيد كمالي
|